غزل شمارهٔ ۶۷۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از سفر و دوری از دیاری که در آن زندگی میکرده سخن میگوید. او به غمها و مشکلاتی که در آنجا تجربه کرده اشاره میکند و میگوید هیچکس به آنها کمک نکرده است. دلشکسته و ناامید به دیاری دیگر رفتهاند، بدون آنکه خوشی و شادی را تجربه کنند. همچنین به عدم محبت و توجه از سوی محبوبش اشاره میکند و بیان میکند که در این سفر هیچ دستاوردی نداشتند. در پایان، شاعر از اینکه هنوز هوشیار هستند و از این وضعیت با خبرند، شکرگزاری میکند.
رفتیم ازین دیار رفتیمزین منزل پر غبار رفتیم
هوش مصنوعی: ما از این سرزمین رفتیم، از این خانهی پر از گرد و غبار.
کس چارهٔ ما نکرد این جابیچاره بدان دیار رفتیم
هوش مصنوعی: هیچکس برای درمان درد ما در اینجا کارساز نبود، بنابراین ما به دیاری دیگر رفتیم.
غم بر سر غم بسی نهادیمدلخسته و سوگوار رفتیم
هوش مصنوعی: ما در دل خود اندوههای زیادی را جمع کردهایم و با حالتی غمگین و دلشکسته از اینجا رفتهایم.
در باغ جهان خوشی ندیدیمغمها خوردیم و زار رفتیم
هوش مصنوعی: در زندگی دنیا، خوشیای نصیب ما نشد و تنها غم و اندوه را تجربه کردیم و با حالتی افسرده از این دنیا رفتیم.
دلدار بما نکرد لطفیدل سوخته و فکار رفتیم
هوش مصنوعی: محبوب ما هیچ لطفی به ما نکرد، با دل سوخته و غمگین راهی شدیم.
دلبر بر ما قرار نگرفتبیدلبر و بیقرار رفتیم
هوش مصنوعی: دلبر ما کنار ما نماند، ما نیز بدون او و در حال ناامیدی راهی شدیم.
از گلشن او گلی نچیدیمبیهوده بروی خار رفتیم
هوش مصنوعی: از باغ او گلی نمیچیدیم و بیفایده به سراغ خارها رفتیم.
ما را بر خویش ره ندادندمهجور و حزین و خوار رفتیم
هوش مصنوعی: ما را به خود راه ندادند، در حالی که دور از دیگران و محزون و حقیر بودیم، بیآنکه بتوانیم جایی در کنار دیگران داشته باشیم، رفتیم.
ایفیض مکن شکایت از بختکز یار بسوی یار رفتیم
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که از بخت و قسمت خود شکایت نکن، زیرا ما به سوی دوست و یار خود رفتهایم. این جمله بیانگر این است که در زندگی نمیتوان همیشه به بخت و سرنوشت دلخوش بود و باید بیشتر به عشق و دوستیها توجه کرد.
از آمدن ار خبر نداریمصد شکر که هوشیار رفتیم
هوش مصنوعی: اگر از آمدن کسی خبر نداریم، باید شکرگزار باشیم که با آگاهی و هوشیاری رفتیم.