غزل شمارهٔ ۶۷۹
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر اقرار میکند که با جمال و زیباییهای الهی و عشق به آن، به طور کامل مجذوب و گرفتار شدهاند. در آن به تکبیر گفتن در برابر کبریای حسن خدا اشاره شده و به بیداری و رفتن به سوی حقایق پس از مدتها خواب آلودگی پرداخته میشود. شاعر تجربیات و دانشهای خود را نابود میبیند و از نوشیدن شربت عشق خدا، به شناخت و سبکباری میرسد. در نهایت، او به ایمان و یقین میرسد و به این پرسش که انسان در تلاشهای خود چه یافته، پاسخ میدهد که در این مسیر به مظهر انوار و حقایق الهی تبدیل شده است.
هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیمهر که مهرش دل ما برد گرفتار شدیم
هوش مصنوعی: هر زیبایی که توجه ما را جلب کرد، به آن علاقهمند شدیم و هر کسی که محبتش دل ما را تسخیر کرد، ما در دام او گرفتار شدیم.
کبریای حرم حسن تو چون روی نمودچار تکبیر زدیم از همه بیزار شدیم
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی و شکوه حرم حسن جلوهگر شد، ما از همهچیز رخت بربستیم و در حال خوشحالی و شکرگزاری، با صدای بلند تکبیر (اللهاکبر) گفتیم.
پرتو حسن تو چون تافت برفتیم از هوشچونکه هوش از سر ما رفت خبردار شدیم
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو مانند پرتو نور تابید، ما از خود بیخود شدیم؛ چون هوش و حواسمان را از دست دادیم، بعد متوجه شدیم که چه اتفاقی افتاده است.
در پس پردهٔ پندار بسر میبردیمخفته بودیم زهیهای تو بیدار شدیم
هوش مصنوعی: ما در دنیای خیال و تصورات خود غرق بودیم و بیخبر به خواب رفته بودیم، اما با بیدار شدن از تأثیرات تو، چشمهامان باز شد و واقعیات را دیدیم.
ساغری ساقی ارواح فرستاد از غیبنشاءهاش بیخودئی داد که هشیار شدیم
هوش مصنوعی: پیشکشهای دلانگیزی از عالم غیب برای ما فرستاده شد که باعث شد دچار حالتی از مستی شویم و از حالت هوشیاری خارج شویم.
بار دانش که چهل سال کشیدیم بدوشبیکی جرعه فکندیم و سبکبار شدیم
هوش مصنوعی: ما چهل سال بار علم و دانش را به دوش کشیدیم، اما یک جرعه از معرفت را که نوشیدیم، از آن بار سنگین رهایی یافتیم و سبکبال شدیم.
مصحف روی و حدیث لبت از یاد بردهر چه خواندیم و دگر بر سر تکرار شدیم
هوش مصنوعی: روی تو قرآن و سخنان لبت را فراموش کردهایم، هر چه را خواندیم باز هم در تکرار آن باقی ماندهایم.
شربت لعل لبت بود شفای دل مابعبث ما ز پی نسخهٔ عطار شدیم
هوش مصنوعی: شربت قرمز لبهای تو درمان دل ماست، ما بیهوده در پی دارویی از عطار گشتیم.
روز ما نیکتر از دی دی ما به ز پریرسال و مه خوش که به از بار وز پیرار شدیم
هوش مصنوعی: امروز ما بهتر از دیروز است و روزهای ما از سال و ماه هم خوشتر است، زیرا به جای باران و سختی، به روزهای آرام و دلنشین رسیدهایم.
هر چه دادند بما از دگری بهتر بودتا سزاوار سراپردهٔ اسرار شدیم
هوش مصنوعی: هر چه از دیگران به ما رسید، بهتر از آن بود که شایستهٔ درک رازها و اسرار گردیم.
در دل و دیدهٔ ما نور تجلی افروختتا به نیروی یقین مظهر انوار شدیم
هوش مصنوعی: در دل و چشمان ما نور الهی روشن شد، تا با قدرت یقین به نمایان شدن نورهای الهی دست یابیم.
سر ز دریای حقایق چه برون آوردیمبر سر اهل سخن ابر گهر بار شدیم
هوش مصنوعی: از عمق حقایق، آنچه به دست آوردیم، مانند بارانی از جواهرات بر سر اهل سخن نازل شدیم.
راه رفتیم بسی تا که بره پی بردیمکار کردیم که تا واقف این کار شدیم
هوش مصنوعی: ما مدت زیادی را در مسیر قدم زدیم و تلاش کردیم تا به حقیقتی پی ببریم و در نهایت به نتیجهای دست یافتیم که به این کار واقف شدیم.
آشنا فیض ازینگونه سخن بهره بردنزد بیگانه عبث بر سر گفتار شدیم
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از این است که وقتی با کسی آشنا هستیم، میتوانیم از لطافت و زیبایی کلام بهرهمند شویم، اما وقتی با کسی که به ما نزدیک نیست صحبت میکنیم، این گفتگو ممکن است بیفایده و بینتیجه به نظر برسد.