غزل شمارهٔ ۷۶۷
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از احساس عمیق عشق و داغی ناشی از آن است. شاعر به معشوق خود ابراز عشق میکند و تاکید میکند که عشقش باعث درد و آتش در درونش شده است. چشمان معشوقش بر او تأثیر عمیقی گذاشته و او را دچار بیقراری کرده است. در این جا، شاعر از معشوق میخواهد که او را از رنجش رها کند و به او فرصتی برای آرامش بدهد. در نهایت، او به زیبایی و قدرت عشق و تأثیر آن بر جان و دل خود اشاره میکند.
باز آی جان من و جانان منداغ عشقت تازه شد بر جان من
هوش مصنوعی: ای عزیزم، دوباره به من برگرد؛ عشق تو دوباره در دل من شعلهور شده است.
عشق شورانگیز عالم سوز بازآتش اندازد بخان و مان من
هوش مصنوعی: عشق پرشور و سوزان دوباره آتش را در خانه و دلم شعلهور کند.
غمزهٔ شوخ بلای مست توشد دگر بر همزن سامان من
هوش مصنوعی: چشمکهای شیرین تو، دیگر به بلای جان من تبدیل شده و همه چیز را در هم ریخته است.
آن نگاه دلفریبت تازه کرددر دل من درد بیدرمان من
هوش مصنوعی: نگاه زیبا و جذاب تو، درد عمیق و بیپایانی را دوباره در دل من زنده کرد.
تیر مژگانت بلای دین و دلکرد صد جا رخنه در ایمان من
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو باعث شدهاند تا دین و دل من آسیب ببینند و به ایمانم لطمه بزنند.
آتش عشق رخت بالا گرفتشعله زن شد در درون جان من
هوش مصنوعی: عشق تو در وجودم شعلهور شده و آتش آن، جانم را در بر گرفته است.
از می لعل لبت جامی بدهآب زن بر آتش سوزان من
هوش مصنوعی: چند جرعه از شراب لبی به من بده تا شعلههای آتش این عشق سوزان را آرام کنم.
یا بسوز از من به جز نقش خودتوارهان این مرا از آن من
هوش مصنوعی: یا بسوز از من، جز تصویری از خودت، مرا از خودش رها کن.
صد هزاران آفرین بر جان عشقکو نهاد این داغها بر جان من
هوش مصنوعی: بسیاری از ستایشها بر روح عشق که این زخمها را بر جان من گذاشت.
باقی آن آفرین بر جان فیضگر نگوید این من یا آن من
هوش مصنوعی: اگر فیض بر جان انسان باقی بماند، دیگر نیازی نیست که او به این فکر کند که من چه کسی هستم یا چه کسی نیستم.