غزل شمارهٔ ۸۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به شوق و longing شاعر نسبت به محبوبش اشاره دارد. او در به در به دنبال لطف و احسان محبوب خود است و از او میخواهد که او را ناامید نکند. شاعر به زیبایی و بینظیری محبوب خود (که به او به عنوان یک ماه اشاره میکند) اعتراف میکند و ابراز میکند که جز او هیچ پناهگاه یا راه دیگری ندارد. درد فراق و حسرت جدایی از محبوب را به تصویر میکشد و از او میخواهد که جامی از شراب خوشبختی به او بدهد تا از این درد رهایی یابد. در نهایت، شاعر به نیاز به حضور محبوب و رابطه عاشقانهاش تأکید میکند و آرزوی وصال را در سر دارد.
خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماهبر امید احسانی آمدم بدین درگاه
هوش مصنوعی: من خوشهچین زیبایی تو هستم، ای ماه! به امید لطف و احسان تو به این درگاه آمدهام.
حسن کم نمیگردد ناامید مپسندمخستهٔ گدائی را از درت مران ای شاه
هوش مصنوعی: زیباییات هیچگاه کم نمیشود، ناامید نشو. از درگاهت کسی را که خسته و نیازمند است، دور نکن ای پادشاه.
جز ره تو راهی نیست ز درت پناهی نیستجز تو پادشاهی نیست لا اله الا الله
هوش مصنوعی: جز راه تو هیچ راهی نیست و هیچ پناهگاهی جز درگاه تو وجود ندارد. تویی که تنها پادشاه هستی و غیر از تو خدایی نیست.
چون روم من از کویت چون به جز ره و رویتهیچ جا نه بینم روی هیچ جا نیابم راه
هوش مصنوعی: هر بار که از کوی تو میروم، جز راه و چهرهات هیچ چیزی نمیبینم و در هیچجا راهی نمییابم.
تا بچند ریزم اشک تا بکی خورم حسرتای فراق تو خون ریز وی فراق تو جانکاه
هوش مصنوعی: چقدر اشک بریزم و تا کی به خاطر دوری تو حسرت بخورم، ای جدایی که مانند زخم عمیق برایم دردآور است.
لطف کن مرا جامی از شراب مستانتتا ز راه لا آیم تا سرای الا الله
هوش مصنوعی: لطفا برایم پیرنگی از شراب شادیبخش خود بریز که با آن به راهی بیفتم که به سرای پر از یاد خدا برسم.
وامگیر از فیضت فیض خویش را یکدمای ز دامن وصلت دست عاشقان کوتاه
هوش مصنوعی: از نعمتهای تو هرگز وام ناپسند است، ای کسی که دامن پیوندت، دست عاشقان را از خود کوتاه کرده است.