غزل شمارهٔ ۸۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق پرداخته است. شاعر به عشق و علاقه عمیقش نسبت به معشوق اشاره میکند و از غم و اشتیاقی که در دل دارد، میگوید. او معشوق را به عنوان چهرهای زیبا توصیف میکند که توجه دیگران را جلب کرده و دل عاشقان را به خود مشغول کرده است. در عین حال، شاعر از دشواریهای عشق و تمایلش به خدمترسانی به معشوق سخن میگوید و نشان میدهد که عشق او به معشوق او را به سختیهایی دچار کرده است و نگران از دوری و غمهای ناشی از آن است.
ای ز کویت ره گذر بستهغیرتت بر نظاره در بسته
هوش مصنوعی: ای تو که به خاطر غیرتت اجازه نمیدهی کسی جز خودت به تماشای جمالت بیاید.
دسته دسته ز گلشن آمده گلپیش رخسار تو کمر بسته
هوش مصنوعی: گروه گروه از باغ گل آمدهاند و گلها را به پیش روی تو آوردهاند، درحالی که برای تو زینت و زیبایی گذاشتهاند.
نشود خسته تا به تیر نظربر جمالت حیا سپر بسته
هوش مصنوعی: خسته نخواهم شد تا زمانی که با نگاهی به زیباییات پشت حیا پنهان شدهام.
بر جبینت ز شرم نظارهقطره قطره گهر عرق بسته
هوش مصنوعی: بر پیشانی تو از خجالت، بهتدریج دانههای عرق مانند مروارید نشسته است.
همه شب آسمان بچندین چشمبر سراپای تو نظر بسته
هوش مصنوعی: هر شب، آسمان با چشمانش به تمام زیباییهای تو خیره شده است.
میگشاید دلت ز نالهٔ مابر دعا زان در اثر بسته
هوش مصنوعی: دلتان به خاطر نالههای ما به دعا باز میشود و نتیجهٔ آن، در از بین رفتن درهای بسته است.
جذبهٔ عشق در دل حسنتعاشقانرا ره سفر بسته
هوش مصنوعی: جذبهٔ عشق در دل زیبایی تو، راه سفر عاشقان را محدود کرده است.
غم تو دل گشاست ز آنرو دلدر اندیشهٔ دگر بسته
هوش مصنوعی: غم تو دل را باز کرده است و به همین خاطر دل من در فکر مسالهای دیگر بسته شده است.
تا بکوی توفیض یافته راهخدمتت را بجان کمر بسته
هوش مصنوعی: من با تمام وجود به مسیر خدمت به تو ادامه میدهم و برای این کار آمادهام.