غزل شمارهٔ ۸۳۲
هوش مصنوعی: این شعر ندا میدهد از longing و آرزوی وصال و نزدیکی به معشوق. شاعر از خداوند میخواهد که در مراسم وصال، شراب روحانی و شادی به او بدهد و قلبش را از این دنیا پر از آشفتگی رهایی بخشد. او نگران است که اشکهایش دنیا را ویران کند و از خدا میخواهد که او را به سوی آرامش و عیش بدون آزار هدایت کند. تلاش میکند تا با قربانی شدن برای معشوق در روز وصال، به جایی برسد که دلش شاد شود و اسرار درونیاش را کشف کند. شاعر از عقل جزیی فاصله میگیرد و به دنبال فهم و آگاهی عمیقتری است و از خداوند میخواهد که غم را از دلش بزداید و نعمتهایی به گروههای مختلف اعطا کند. در نهایت، او به یاد میآورد که در زمان وحشت ممکن است زبانش از کار بیفتد و از خدا pleads برای الهام و قدرت بیان.
یا رب این مهجور را در بزم وصلت بار دهار می روحانیانش ساغر سرشار ده
هوش مصنوعی: ای خدا، این شخص دورافتاده را در میخانه لطف و محبتت حضور بده و اگر نیکوکاران را ساغری پر از شراب عطا میکنی، به او نیز این نعمت را ارزانی دار.
دل بجان آمد مرا زین عالم پر شور و شرراه بنما سوی قدسم عیش بی آزار ده
هوش مصنوعی: دل من از این دنیای پرهیاهو و آشوب به تنگ آمده است. به من راهی نشان بده تا به سرزمین مقدس خود برسم و از زندگی آرام و بیدغدغه لذت ببرم.
سخت میترسم که عالم گردد از اشگم خرابیا رب این سیلاب خون را ره بدریا بار ده
هوش مصنوعی: خیلی نگرانم که دنیا از اشکهایم ویران شود. ای خدا، این سیلاب خون را به سمت دریا هدایت کن.
در فراقت مردم ایجان جهان رحمی بکنیا دلم خوش کن موعدی با به وصلم بار ده
هوش مصنوعی: در دوری تو، جانم به شدت در عذاب است. یا کمی به من رحم کن، یا دلم را خوش کن که زمانی برای وصال ما در راه است.
دل همیخواهد که قربانت شود در عید وصلجام لاغر را بپرور شیوهٔ این کار ده
هوش مصنوعی: دل میخواهد به عشقت قربانی شوم، در روز عید وصل، این جام خالی (عشق) را پر کن و روش و شیوه این کار را به من یاد بده.
تیره شد جان و دلم از امتزاج آب و گلسینه را اسرار بخش و دیده را انوار ده
هوش مصنوعی: جان و دل من به خاطر ترکیب آب و گل غمگین و تیره شده است. سینهام را سرشار از رازها کن و چشمانم را روشنایی ببخش.
عقل جزئی از سرم کن دور و عقل کل فرستزنگ غم بزدای از دل شادی غمخوار ده
هوش مصنوعی: عقل محدود و جزئی را از ذهنم دور کن و عقل جامع و کامل را به من بده. غم را از دل من دور کن و شادی و خوشی را به من ببخش.
تا بکی مخمور باشند از می روز الستعاکفان کوی خود را باده اسرار ده
هوش مصنوعی: تا چه زمانی مست و بدمستی برای آن دسته از افرادی که در مسیر خود باقیماندهاند، ادامه خواهد داشت؟ آنها را با رازهای خود سیراب کن.
هر گروهی را ز فضلت نعمتی شایسته بخشزاهدان را وعد جنت عاشقان را بار ده
هوش مصنوعی: هر جمعیتی را به خاطر فضیلتی که دارند، نعمتی مناسب و شایسته میدهند. به زاهدان وعده بهشت و به عاشقان نیز برکت میبخشند.
یا رب آنساعت که از دهشت زبان ماند ز کارفیض را الهام حق کن طاقت گفتار ده
هوش مصنوعی: ای خدای من، در آن لحظهای که از ترس، زبان از گفتن باز ماند، لطف خود را به من عطا کن تا بتوانم سخن بگویم.