غزل شمارهٔ ۸۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و نور الهی اشاره دارد و از عشق و مستی ناشی از آن میگوید. شاعر از عاشقی میگوید که دلش مانند بلبل در گلشن و باغ زندگی مست از عشق است. او به شور و التهاب درون خود و تأثیر آن بر دنیا و ملکوت اشاره میکند و میگوید که همه موجودات به نوعی از باده عشق سیراب شدهاند، اما همچنان در غم و خمار آن شراب باقی ماندهاند. شاعر از ساقی میخواهد که جامی تازه کند تا زهد خشک و بیروح را به آتش تجربه و عشق گرم کند. همچنین به عهدی که با خدا بستهاند اشاره دارد که هرگز شکسته نخواهد شد و از حیرت و شگفتی در برابر جمال الهی سخن میگوید. در نهایت، خواهان قطع رابطههای زائد و توجه به حقیقت و فیض الهی است.
از حسن خورشید ازل عالم چنین زیباستیوز نور شمع لم یزل این دیدها بیناستی
هوش مصنوعی: زیبایی تو از زیبایی خورشید در آغاز عالم به وجود آمده و چشمهایت از نوری شبیه نور شمعی جاودانه برخوردار است.
مرغ دل ما بلبلی در گلشن این خاکباناز مستی ما غلغلی در گنبد مینا ستی
هوش مصنوعی: پرندهی دل ما مانند بلبل، در باغی از این خاک سرمست و شاداب است و صدای خوش ما، در زیر گنبد آسمان طنینانداز شده است.
از سوزش ما شورشی افتاد در جان ملکفریاد لاعلم لنا در عالم بالاستی
هوش مصنوعی: سوز و گداز ما به حدی بوده که در دل پادشاه نفرتی ایجاد کرده و فریاد میزند که ما در این دنیا مشغول به چه چیزی هستیم.
از بادهٔ روز الست گشتند جانها جمله مستلیک از خمار آن شراب در سینها غمهاستی
هوش مصنوعی: از شراب روز آغازین (روز الست) همه جانها سرمست شدهاند، ولی هنوز اثر آن شراب در دلها غم و اندوهی وجود دارد.
از جام عشق کبریا سیراب کی گردیم مازین باده جان عاشقان دایم در استسقاستی
هوش مصنوعی: ما هیچگاه نمیتوانیم از عشق به خدا سیراب شویم، زیرا عشق به معشوقان همیشه ما را در حالت نیاز و درخواست نگه میدارد.
ساقی بجامی تازه کن مغز دماغ پختگانکاین زهد خام خشک مغز در آتش سوداستی
هوش مصنوعی: ای ساقی، یک جام تازه پر کن تا در آن دماغ و فکر انسانهای پخته را تازه کنیم، زیرا این زهد ظاهری و خشک، تنها از روی سودجویی است و باید در آتش اندیشیدن و درک عمیق ذوب شود.
از گلشن قدس لقا بوی گلی آمد بمازان بودی از سر تا بپا هر ذره مان بویاستی
هوش مصنوعی: از باغ بهشت بویی از گل به ما رسید، به همین خاطر هر ذره از وجود ما پر از عطر آن گل است.
طاغوت را کافر شدیم لاهوت را مؤمن شدیمچنگال استمساک ما در عروهٔ و ثقاستی
هوش مصنوعی: ما از قدرتهای سلطهگر و ستمگر دست کشیدیم و به یکتایی و حقیقت ایمان آوردیم. اعتماد و امید ما به اصول محکم و پایدار است که به ما قدرت میدهد.
عهدی که با او بستهایم روز ازل نشکستهایمآن عهد و آن پیمان ما برجاستی برجاستی
هوش مصنوعی: عهد و پیمانی که از ابتدای خلقت با او داشتهایم، هیچگاه شکسته نشده و همچنان برقرار است.
گشتیم محو آن جمال دستک زنان در وجد و حالاز لیت قومی یعلمون در جان ما غوغا ستی
هوش مصنوعی: در حالتهای مختلف و غرق در تماشای زیبایی آن کسی که با ناز و کرشمه ظاهر میشود، به شوق و وجد فرو رفتهایم. در این میان، وجود ما تحت تاثیر آن زیبایی و شگفتی، دچار هیجان و اضطراب شده است.
مقراض لا تذکیر فیض بیخ دو عالم را ببرچون حاصل این هر دو کون در مخزن الاستی
هوش مصنوعی: درخت عمر را با قیچی خوشنویسی ببر و هیچ نیازی به یادآوری فایده آن نداریم، زیرا تمام ثمره این دو جهان در یک مجموعه نهفته است.