غزل شمارهٔ ۸۷۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ تعاملات انسان با خداوند و عشق است. شاعر به طور متناوب به افکار و احساسات مختلف اشاره میکند؛ هر گاهی جان را فدای نان و گاهی نان را فدای جان میکند. او به اهمیت عبادت و نحوهٔ تعامل با دیگران میپردازد، با بیان اینکه در عشق و میپرستی میتواند دیگران را مست کند و به آنها محبت کند. همچنین، شاعر به تبادل محبت و رحمت اشاره دارد که با درد و رنج نیز در ارتباط است و در نهایت به روح معنوی میرسد که از طریق محبت و عشق به خداوند به حقیقت زندگی دست پیدا میکند. این اثر به بررسی ارزشهای انسانی و روحانی میپردازد و نگاهی عمیق به تجربهٔ زندگی و عشق دارد.
گهی نان را فدای جان فرستیگهی جان را فدای نان فرستی
هوش مصنوعی: گاه برای تامین نان و معیشت، جان خود را به خطر میاندازی و گاه برای حفظ جان، از نان و نیازهای خود چشمپوشی میکنی.
گهی دلرا دهی ذوق عبادتکه تا جانرا بر جانان فرستی
هوش مصنوعی: گاهی دل را به شوق عبادت مشغول میکنی تا جانت را به معشوق بسپاری.
کنی گه جان و دلرا خادم تنپی نانشان باین و آن فرستی
هوش مصنوعی: تو به جسم و جان خدمت میکنی تا نیازهای مادی خود را برآورده کنی و از اینسو به آنسو میروی.
یکی را از می عشقت کنی مستیکی را تره و بریان فرستی
هوش مصنوعی: یکی را از محبت و عشق تو به حالت مستی میرسانی، در حالی که به دیگری خوراکی مثل تره و بریان میفرستی.
یکی را جا دهی در صدر جنتیکی سوی چه نیران فرستی
هوش مصنوعی: اگر یکی را در بهشت برین قرار بدهی، دیگری را به سوی دوزخ میفرستی.
کنی به درد دشمن را بدرمانز دردت دوست را درمان فرستی
هوش مصنوعی: اگر خلافکار را درمان کنی، به خاطر درد دشمنیاش، تنها به دوستت که دردش را از تو میکشد، کمک نمیکنی.
بباری بر سر این برف و بارانبسوی کشت آن باران فرستی
هوش مصنوعی: باران و برف بر زمین میبارند و تو به سوی کشت و زرع آن باران فرستاده میشوی.
یکیرا مست گردانی ببازاریکیرا ساغری پنهان فرستی
هوش مصنوعی: یک نفر را در بازار مجذوب و شگفتزده میکنی و یکی دیگر را با یک جام مخفی از می، سیراب میکنی.
خلاصی گه دهی تن را ز طوفانببحر جان گهی طوفان فرستی
هوش مصنوعی: گاهی به انسان آرامش میبخشی و او را از طوفانهای زندگی نجات میدهی، و گاهی نیز به او چالشها و سختیهایی میدهی تا بر آنها غلبه کند.
جزای طاعت آن خواهم که جان راکنی مست و سوی جانان فرستی
هوش مصنوعی: من پاداشی خواهم داد که روح تو را سرشار از شگفتی کند و به سوی محبوب خود راهیات سازد.
سزای معصیت خواهم که در دلز دردت آتش سوزان فرستی
هوش مصنوعی: من به خاطر گناهی که کردهام، میخواهم عذاب و مجازاتی را بپذیرم که از دل و آسیبهایی که درد تو به من وارد کرده، آتش سوزانی برمیخیزد.
جواب مولویست این فیض کو گفتاگر درد مرا درمان فرستی
هوش مصنوعی: اگر میتوانی دردی که دارم را درمان کنی، پس به من بگو تا از این نعمت بهرهمند شوم.