غزل شمارهٔ ۸۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره دارد و بیان میکند که در هیچ جا و در هیچ زمانی مانند او دلبری وجود ندارد. شاعر میگوید که هیچ چشم و چشمی جواهر و زیبایی مثل او را ندیده است. همچنین، هر کسی که به او نزدیک میشود، تحت تأثیر جذبهاش قرار میگیرد و در آتش عشق او میسوزد. در انتها اشاره میشود که اگر از باغ وصال او جدا شوی، نمیتوانی به فیض و خوبی دست یابی. به طور کلی، این شعر توصیفیست از عشق و زیبایی معشوق که همه را به تسخیر خود درآورده است.
چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بریدر هیچ بومی و بری چون تو نبوده دلبری
هوش مصنوعی: هیچ دلبری در هیچجا به زیبایی و جذابیت تو وجود ندارد. تو در میان همه بینظیری و بیهمتا هستی.
چشمی ندیده گوهری مانند تو در هر دو کونمانند تو در هر کون چشمی ندیده گوهری
هوش مصنوعی: هیچ چشمی در دنیا جواهر ارزشمندی مانند تو را ندیده است.
هر جامه نیک اختری از مهر رویت مستنیزاز مهر رویت مستنیز هر جا مهی نیک اختری
هوش مصنوعی: هر لباس زیبا و خوش رنگی که در دنیا وجود دارد، از زیبایی و مهربانی چهره تو الهام گرفته است. هر جا که نور و زیبایی باشد، آنجا نیز نشانهای از محبت و نیکی تو وجود دارد.
هر سروری هر مهتری رام و اسیر و بندهاترام و اسیر و بندهات هر سروری هر مهتری
هوش مصنوعی: هر قدرت و سروری، هر کسی که بزرگ و سرشناس باشد، در مقابل تو تسلیم و فرمانبردار است. تو خود بنده و پیرو این بزرگترها هستی.
سوزیده هر بال و پری در آتش سودای تودر آتش سودای تو سوزیده هر بال و پری
هوش مصنوعی: هر پر و بالی که به عشق تو مشتاق شده، در آتش عشق تو سوخته و ناله میکند.
گم گشته هر جا رهبری در راه بی پایان تودر راه بیپایان تو گم گشته هرجا رهبری
هوش مصنوعی: هر جا که بروی و هر کجا که بگردی، کسی که راه را نشان دهد و راهبر باشد، در این مسیر بیپایان گم شده است.
از باغ وصل تو بری کی فیض را روزی شودکی فیض را روزی شود از باغ وصل تو بری
هوش مصنوعی: اگر از باغ وصال تو دور شوم، دیگر چطور ممکن است که از فیض و نعمتهای تو بهرهمند شوم؟