غزل شمارهٔ ۹۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق اشاره دارد که از مشاهده ی محبوب و عشق ناشی میشود. شاعر با نگاهی به محبوب، جان تازهای میگیرد و غم و اندوهش برطرف میشود. او به زیبایی و لطافت محبوب اشاره میکند و میگوید که حتی یک کلام از او میتواند رازی را فاش کند. در این شعر، رابطه عشق و همچنین تاثیر مثبت حضور محبوب بر زندگی و احساسات شاعر به تصویر کشیده شده است.
نگاه ار میکنی جان میفزائیتغافل میکنی دل میربائی
هوش مصنوعی: اگر به من نگاه کنی، جانم پر از زندگی میشود و اگر بیاعتنا باشی، دل مرا میدرّی.
قیامت در قیامت مینمایدقیامت را بقامت مینمائی
هوش مصنوعی: در روز قیامت، عظمت و بزرگی این روز خود را به نمایش میگذارد و تو نیز با قامت استوار و با وقار، توانایی و عظمت آن را به نمایش خواهی گذاشت.
مرا صد غصه از دل میگشایدز زلفت گره چون میگشائی
هوش مصنوعی: غمها و اندوههای زیادی از دلم برمیخیزند، وقتی که زلفت را باز میکنی.
غمم ز آینهٔ دل میزدایدز دل گر کینهٔ من میزدائی
هوش مصنوعی: اگر غمهایم را از دل برطرف کنی، به طور مسلم از دل نیز کینه و دشمنی من نسبت به تو خواهد رفت.
حیاتی بر حیاتم میفزایدچو در لطف نهانم میفزائی
هوش مصنوعی: زندگیام با حضور تو بیشتر میشود، مثل اینکه با محبت پنهانت بر عمرم میافزایی.
تنت هر موی دارد مویهٔ فیضچو حرف عشق جانان میسرائی
هوش مصنوعی: هر موی بدن تو نشاندهندهی فیض و نعمت است، همانطور که وقتی از عشق محبوب صحبت میکنی، جانت به وجد میآید.
سر درج حقایق میگشایدچو در وصف بتان لب میگشائی
هوش مصنوعی: وقتی به بیان و توضیح حقایق میپردازی، انگار که در وصف زیباییهای معشوقان سخن میگویی و دل را میکنی.