غزل شمارهٔ ۹۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به زبان فارسی به توصیف وجود حق و عشق الهی میپردازد. شاعر در هر بیت به نحوی نشان میدهد که خداوند نهان و آشکار است و منبع زندگی و احساسات انسانهاست. او به وجودی اشاره میکند که درونیترین احساسات و افکار او را تحت تأثیر قرار میدهد. این وجود نه تنها در جستجوی هدف و مقصد، بلکه در تمامی جوانب زندگی، از عشق و زیبایی تا غم و شادی، دخالت دارد. شاعر به شدت به ارتباطی عمیق با این وجود الهی اشاره دارد و میگوید که تنها اوست که میتواند زندگی را معنیدار کند و شوق و شور را در دل انسانها به وجود آورد. مجموعاً، این شعر بر عشق و جستجوی خداوند تأکید دارد و نشان میدهد که تمامی زیباییها و احساسات انسانی در ارتباط با او معنا مییابند.
ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان توئیاز همه دیدها نهان در همه جا عیان توئی
هوش مصنوعی: ای که در جهان Hidden و در دلها زندگی میکنی، روشنی و جان این عالم تویی؛ در حالی که در تمام دیدها پنهانی اما در همه جا آشکار هستی.
آنکه ز جای میبرد هر نفس این دل مرامیکشدش بهر طرف در پی این و آن توئی
هوش مصنوعی: هر کسی که لحظهای مرا از جا میکند و به سمت خود میکشد، در واقع تو هستی که در پی این و آن حرکت میکنی.
آنکه چو عزم میکنم کز پی مقصدی روممیشکند عزیمتم ناگه و بیگمان توئی
هوش مصنوعی: زمانی که تصمیم میگیرم برای رسیدن به هدفی حرکت کنم، ناگهان و بدون شک تو باعث میشوی که این تصمیمم شکست بخورد.
آنکه چو دیو ره زند تا بجحیم افکنددر دل من ندا کند هی مرو آنچنان توئی
هوش مصنوعی: آنکه مانند دیو به سمت جهنم میرود، در دل من فریاد میزند که ای مرو! تو اینگونهای.
آنکه سفر چو میکنم حافظ اهل منزلستباز مرا در آن سفر همدم انس و جان توئی
هوش مصنوعی: زمانی که به سفر میروم، حافظی که اهل خانه است، همچنان تو را در کنار خودم حس میکنم و تو همدمی برای روح و جانم هستی.
آنکه رهم بخود نمود آینهٔ دلم زدودتا که بدیدم آنچه بود در تتق جهان توئی
هوش مصنوعی: کسی که باعث شد خودم را ببیینم، سیاهیهای دل مرا از بین برد، تا اینکه توانستم آنچه را که هستی در حقیقت جهان ببینم.
آنکه ز مهر دلبران در دلم آتشی فکندخاک مرا بباد داد ز آب رخ بتان توئی
هوش مصنوعی: کسی که به عشق دلبران در دلم آتشی افکنده، خاک مرا به باد داده است و تویی که از آب رخ زیبایت این کار را کردهای.
آنکه ز نطفه آفرید سرو قدان دلفریبکرد ز چشمهٔ حیاه آب روان، روان توئی
هوش مصنوعی: آنکه از نطفه و آغاز زندگی، موجودات زیبا و خوش قامت را خلق کرد، تویی که مانند آب زنده و جاری از چشمه حیات، سرشار از زندگی هستی.
در رخ دلبران تو آب در دل بیدلان تو تابجان من این درین توئی جان تو آن در آن توئی
هوش مصنوعی: در چهره معشوقان تو، دلدردهای بیخوابان آرامش مییابد. جان من در تو خلاصه شده و جان تو در همان چیزی است که در دست توست.
در دل بیقرار من مایهٔ اضطراب تودر سر بیخمار من مستی جاودان توئی
هوش مصنوعی: در دل ناآرام من، تو باعث بیقراری هستی و در فکر خمار من، تو همان مستی همیشگی.
ناوک غمزه میزند در دل من نهان کسیمی نکنم غلط که آن غمزه زن نهان توئی
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و فریبندهات به دل من تاثیر گذاشته است، اما من کسی را فریب نمیدهم چون میدانم آن کسی که دل را میرباید، خود تو هستی.
کیست که هر نفس مرا تازه حیات میدهدگر تو نگوئی آن منم کیست بگوید آن توئی
هوش مصنوعی: کیست که هر لحظه به من زندگی دوباره میبخشد؟ اگر تو نگویی که آن من هستم، چه کسی میتواند بگوید که آن تو هستی؟
کیست که ذره ذره دل میبرد از برم نهانهست عیان چو آفتاب دلبر من نهان توئی
هوش مصنوعی: کیست که به آرامی و به تدریج دل مرا میرباید، تو در حالی که پنهانی هستی، برای من همچون آفتابی روشن و نمایان میباشی.
کامل و ناقص جهان سوی تو کرده روی جانقبلهٔ عارفان توئی مقصد سالکان توئی
هوش مصنوعی: تمام موجودات عالم به سوی تو روی آوردهاند و تو بهترین مقصد برای عارفان و سالکان هستی.
مایهٔ شورش جنون در سر فیض جز تو نیستحسن و جمال دلربا برزخ دلبران توئی
هوش مصنوعی: تنها تو هستی که باعث شورش و جنون در دل فیض میشوی، زیبایی و دلربایی تو مانند یک مرز میان دلبران است.