شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دعا و طلب کمکی از خداوند میپردازد تا صاحب امامت دوباره ظهور کند و او را از غم و مشکلات نجات دهد. شاعر آرزو دارد که خاک راه یار غایب بیفتد تا او را در منزلگاهش بیابد. او از مشکلات و موانعی که در زندگیاش وجود دارد، مینالد و میگوید که عشق به خدا در دل او موج میزند. او به فضایل و رحمتی که خداوند به انسانها ارزانی داشته اشاره میکند و بر این نکته تاکید میکند که بدون حجت الهی، کارها در جهان به درستی پیش نمیرود. شاعر یادآور میشود که ظلم و نافرمانی دشمنان خدا، سبب دوری فیض الهی شده است و در پایان به غم و رنجی که از این ناحیه به او رسیده است، اشاره میکند.
یا رب سببی ساز که آن ختم امامتباز آید و برهاندم از غم به سلامت
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، راهی فراهم کن تا زعامت و رهبری دوباره برقرار شود و مرا از اندوه نجات دهی و به آرامش برسانی.
خاک ره آن یار سفر کرده بیاریدتا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
هوش مصنوعی: بیاورید خاک راه آن محبوبی که رفته است تا با آن، چشمانم را باز کنم و جایی برای ماندن بیابم.
فریاد که از شش جهتم راه ببستندعجز و گنه و دوری و غم رنج و ندامت
هوش مصنوعی: فریاد میزنم که از همه سمتها راهها به رویم بسته شدهاند. حس ناتوانی و گناه، فاصله و اندوه، زجر و پشیمانی به من فشار میآورند.
از شوق تو پر شد دل و در سینه نگنجدگر پرده در آن نعره زنم نیست ملامت
هوش مصنوعی: دل من از شوق تو پر شده و در سینهام جا نمیشود. اگر بخواهم صدای نالهام را بلند کنم، هیچ عیبی ندارد.
جان زنده جاوید شد از معرفت توحق کرد به ما این همه الطاف و کرامت
هوش مصنوعی: با شناخت تو، جان ما به حیات جاودانه دست یافت و تو به ما این همه لطف و بزرگواری را ارزانی داشتی.
ای آن که تو مولائی زمان را نشناسیما با تو نداریم سخن خیر و سلامت
هوش مصنوعی: ای کسی که در مقام رهبری هستی و زمان را به خوبی نمیشناسی، ما حرفی برای گفتن با تو نداریم که به خیر و نیکی باشد.
بیحجت حق کار جهان راست نیایدپیوسته شد این سلسله تا روز قیامت
هوش مصنوعی: بدون داشتن دلیل و برهان، کارهای جهان به درستی پیش نخواهد رفت و این روند تا روز قیامت ادامه خواهد داشت.
فیض از در تو دور شد از شومی اعداعصیان دگری کرده و بر ماست غرامت
هوش مصنوعی: بر اثر بدی دشمنان، رحمت و فیض از درگاه تو دور شده و ما در نتیجه این نافرمانی، باید هزینه آن را بپردازیم.