شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس فقدان و دوری از معشوق است. شاعر در شب هجران، در تاریکی و دودلی به سر میبرد و آرزو دارد صبح ظهور کند تا نور خدا را ببیند. او به شدت از فراق معشوق رنج میکشد و به عمر بیحضوریاش اشاره میکند. با وجود این درد و رنج، بر عشق و وفاداریاش تأکید میکند و میگوید که در این مسیر، باید سختیها را تحمل کند. شاعر به درخت مهر و ثمرات عشق اشاره میکند و به امید دریافت میوههای این عشق پایدار است.
بلینا بالفتن فی لیلة الهجرظلام فیه حتّی یطلع الفجر
هوش مصنوعی: در شب جدایی، تاریکی حاکم بود تا زمانی که سپیده صبح نمایان شد.
امامی انت بدّلها الی القدرلتسلم فیه حتی مطلع الفجر
هوش مصنوعی: ای کسی که تقدیر را تغییر میدهی تا در آن به آرامش برسی، حتی تا سپیدهدم.
برآی ای صبح روشندل خدا راکه بس تاریک میبینم شب هَجر
هوش مصنوعی: ای صبح روشن و دلافزا، به میمنت خداوند، برخیز که شب جدایی بسیار تاریک و غمانگیز است و من در آن غوطهورم.
سرآمد عمر من بیحضرت توفغان از این تطاول آه از این زَجر
هوش مصنوعی: زندگیام بدون حضور تو به پایان رسیده و از این انتظار طولانی به شدت نالانم، آه از این پیامدهای ناگوار.
من از شوقت نخواهم گشت فاترولو ادّ بتنی بالهجر و الحجر
هوش مصنوعی: من از عشق تو هرگز تسلیم نخواهم شد، حتی اگر با بیمحبتی و سنگدلی مرا آزار دهند.
دلا در شوق او ثابتقدم باشکه در این ره نباشد کار بیاجر
هوش مصنوعی: ای دل، در آرزوی او ثابتقدم و استوار باش، زیرا در این مسیر هیچ تلاشی بدون پاداش نیست.
وفا خواهی جفا باید کشیدنفانّ الربح والخسران فی التجر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به کسی وفادار باشی، باید سختیها را تحمل کنی، زیرا در تجارت، سود و زیان همیشه وجود دارد.
درخت مهرش ار در دل نشانیکه بس چینی ثمرها فیض از این شَجر
هوش مصنوعی: اگر در دل تو نشانهای از محبت این درخت وجود داشته باشد، به راستی میوههایش برکت و خیر را به ارمغان میآورد.