شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: این متن از شاعر به آرزو و longing اشاره دارد و بیان میکند که شاعر خود را در برابر عظمت معشوقش کوچک میداند. او از خداوند میخواهد که راهی به سوی معشوقش نشان دهد تا بتواند به او دست یابد. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در این مسیر، نیازمند یاری و دعاست و امیدوار است روزی به وصال معشوق برسد. در نهایت، او به شدت احساس میکند که برای دست یافتن به این هدف، باید با اشکها و دعاها در طلب معشوق خود تلاش کند.
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرملطفها میکنی ای خاک درت تاج سرم
هوش مصنوعی: من که هستم که به یاد تو بروم، تو با محبتهایت همیشه به من لطف میکنی، ای خاک درگاهت که برایم از همه چیز با ارزشتر است.
کاش راهی به سر کوی تو میداشتمیتا به سر سوی تو میآمدم از هر گذرم
هوش مصنوعی: ای کاش راهی به کوی تو پیدا میکردم تا از هر مسیری که میرفتم، به سراغ تو میآمدم.
نتوان قطع بیابان فراق تو نمودمگر آگه کنی از رسم و ره این سفرم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بیابان دوری از تو را پشت سر بگذارم، مگر اینکه تو من را از راه و روش این سفر آگاه کنی.
راه منزلگه خویشم بنما تا پس از اینپیش گیرم ره آن کوی و به سر میسپرم
هوش مصنوعی: لطفاً مسیر خانهام را نشانم بده تا بتوانم بعد از این به سوی آن محل بروم و در آنجا زندگی کنم.
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدسکه دراز است ره مقصد و من نوسفرم
هوش مصنوعی: ای پرندهی آسمانی، مرا در مسیرم یاری کن، چون راه رسیدن به مقصود بسیار طولانی است و من تازهکار هستم.
خرم آن روز کزین مرحله بربندم رختوز سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم
هوش مصنوعی: روز خوشی خواهد بود که من از این مرحلهی سخت عبور کنم و دوستان از تو بپرسند که حال من چگونه است.
ای نسیم سحری بندگی ما برسانگو فراموش مکن وقت دعای سحرم
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، لطفاً پیام بندگی ما را برسان و فراموش نکن که در وقت دعا کردن در سحر، ما را یاد کنی.
شاید ای فیض اگر در طلب گوهر وصلدیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم
هوش مصنوعی: شاید ای فیض، اگر در جستجوی گوهر وصال باشم، چشمانم را پر از اشک کنم و در دریا غوطهور شوم.