شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با شوق و اشتیاق به امام خود دعا میکند و از او مدد میطلبد. او خود را غرق در گناهان میداند، اما به شفاعت امام امیدوار است. شاعر اعتقاد دارد که شناخت خاندان امام (ع) ارثی الهی است و نه اراده انسانی. او بیان میکند که هرچند از سرزمین خود دور است و در سختی به سر میبرد، اما همیشه دلش به سوی امام و دیدن او میتپد. در نهایت، شاعر از امام درخواست کمک و راهنمایی میکند تا بتواند درد و رنجش را تحمل کند.
مولای من بیا که هواخواه خدمتممشتاق بندگی و دعاگوی دولتم
هوش مصنوعی: آقای من، لطفا بیا، زیرا کسی که به خدمت تو علاقهمند است، مشتاق است که از من برای تو دعا کند و به بندگیام ادامه دهد.
زانجا که فیض عام سعادت فروغ تستبیرون شدن نمای ز ظُلمات حیرتم
هوش مصنوعی: از آنجا که نعمت و خوشبختی از نور وجود تو میتابد، باید از تاریکیهای سردرگمی خود بیرون بیایم.
هرچند غرق بحر گناهم ز صد جهتگر تو شفاعتم بکنی ز اهل رحمتم
هوش مصنوعی: هرچند که در گناهها و مشکلات به شدت غرق هستم، اما اگر تو به من شفاعت کنی، جزء رحمت یافتهها خواهم بود.
عرفان خاندان نه به کسب است و اختیاراین موهبت رسید ز میراث فطرتم
هوش مصنوعی: درک و شناخت عمیق از حقیقت و معنویت خانواده تنها به تلاش و انتخاب فرد بستگی ندارد؛ این ویژگی به عنوان یک نعمت، از فطرتم به من رسیده است.
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویشدر شوق دیدن تو هواخواه غربتم
هوش مصنوعی: من هرگز از وطن خود دور نشدهام، اما برای دیدن تو شوق و اشتیاق دارم و این اشتیاق به غربت من میافزاید.
دریا و کوه در ره و من خسته ضعیفای حضرت امام مدد ده به همتم
هوش مصنوعی: دریا و کوه در مسیر هستند و من احساس خستگی و ضعف میکنم. ای امام بزرگوار، لطفاً در پیمودن راه به من کمک کن.
دورم به صورت از در دولتسرای تولیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم
هوش مصنوعی: من از درگاه تو دور هستم، اما با جان و دل به کسانی که در حضورت هستند، نزدیکم.
فیضا تو را هوای نثار دلست و جاندر این خیالم ار بدهد عمر مهلتم
هوش مصنوعی: تو در دل من جایی داری و میخواهی که عشق خود را نثار کنی، اما اگر عمر من اجازه ندهد، چه کنم؟