شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت از معشوق و زیباییهای او میپردازد و خواستار ظهور او از پس پردههاست. شاعر میخواهد که معشوق با لبانی زیبا و دلفریب خود، جهان را پر از زیبایی کند و نشان دهد. همچنین به ناپایداری دنیا اشاره کرده و میخواهد ظلم و فساد از بین برود. اشاره به زمان و گذر آن نیز وجود دارد که تأکید میکند فرصتها محدودند و باید سریع عمل کرد. در نهایت، شاعر دعا میکند تا درخواستهای دلهای شکسته مستجاب شود.
با ما یکی به آن لب مشکین خطاب کنبگشای نافه را و جهان مستطاب کن
هوش مصنوعی: با ما به زبان محبت صحبت کن، و با گریه و شور خود دلها را به وجد بیاور.
از پرده خفا به درآ، آشکار شوای آفتاب پرتو خود بیسحاب کن
هوش مصنوعی: از obscurity بیرون بیا، و خود را نمایان کن ای خورشید، پرتوهای خود را بدون هیچ ابر و پنهانی منتشر کن.
زان پیشتر که عالم فانی شود خراببنیاد ظلم و خانه ظالم خراب کن
هوش مصنوعی: قبل از اینکه جهان به پایان برسد و بنیاد ظلم و ستم و خانه ستمگر از بین برود، باید اقدام کرد و آن را خراب کرد.
هان وقت فوت میشود این دور تستدور فلک درنگ ندارد شتاب کن
هوش مصنوعی: به وقت توجه کن که زمان در حال گذر است و این دور زندگی مثل دور چرخش آسمان هیچ وقفهای ندارد. پس هر چه زودتر اقدام کن و تعلل نکن.
دیگر نماند صبر به دلهای دوستانبردار پرده از رخ و رفع حجاب کن
هوش مصنوعی: دیگر در دل دوستان صبری باقی نمانده است، پرده را از چهرهات بردار و حجاب را کنار بزن.
فیضت وصال میطلبد از در دعایا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
هوش مصنوعی: خوشیها و وصل تو را از درگاه دعا میطلبم، ای پروردگار، دعاهای دلهای خسته را به اجابت برسان.