شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات و حالاتی میپردازد که انسانها در ارتباط با امام و معصومین تجربه میکنند. در آن به اهمیت دیدار با امام، آداب گدایی در حضور او، راز و نیاز با ایشان، شنیدن اسرار دین از لبهای شریف او، و جهاد در راستای دفاع از ملت اشاره شده است. همچنین به حفظ محبت و راز دل در درون و در پایان به فراق و آرزوی وصال واقعی با امام اشاره میکند. در کل، شعر به موضوع عشق و اشتیاق به امام و احساسات ناشی از دوری از او پرداخته است.
دانی که چیست دولت، روی امام دیدندر کوی او گدائی، بر خسروی گزیدن
هوش مصنوعی: میدانی خوشبختی چیست؟ این است که بتوانی چهره امام را ببینی و در محله او زندگی کنی، حتی اگر در جایگاه گدایی باشی، این برتر از زندگی در رفاه و سلطنت است.
گاهی به حضرت او، راز نهفته گفتنگاه از لب شریفش اسرار دین شنیدن
هوش مصنوعی: گاه به محضر مقدس او، از دل رازهایی را بیان میکنم و گاه از زبان پرقدرت او، نکات و معانی دین را میشنوم.
گاهی جهاد کردن، با دشمنان ملتسرهای ناکسان را، در مقدمش بریدن
هوش مصنوعی: گاهی لازم است برای حمایت از ملت، با دشمنان مبارزه کرده و سرهای نابخردان را از تن جدا کنیم.
مهرش به دل نهفتن، رازش به کس نگفتنتا بعد از آن بنقشی در دست و خود گزیدن
هوش مصنوعی: عشق و محبتش را در دل نگهداشتن و هیچوقت رازش را با کسی در میان نگذاشتن، تا اینکه بعد از مدتی به گونهای نمایان شود که خود را نشان دهد و انتخابی برای ادامهی مسیر داشته باشد.
رو چارهای بیندیش، ای فیض در فراقشجانها رسد به لبها، تا ما به او رسیدن
هوش مصنوعی: ای فیض، به فکر راهی باش! در این دوری و جدایی، جانها به لب رسیدهاند، تا ما هم به او برسیم.