بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود
پس از آنکه کیومرث چهره در نقابِ خاک کشید(از دنیا رفت)،
نوهی خردمند و دادگرش «هوشنگ» به جای او بر تختِ پادشاهی نشست. او چهل سال با درایت
و هوشمندی بر جهان فرمان راند و در آغازِ کار، با بانگی رسا اعلام کرد که من به
فرمانِ خداوندِ پیروزگر، فرمانروایِ هفت اقلیم هستم و کمر همت بستهام تا سراسرِ گیتی
را با عدل و بخشش آباد سازم. هوشنگِ شاه وعدهی خود را عملی کرد و جهان را رو به
آبادانی برد. نخستین دستاوردِ بزرگِ او برای بشریت، کشفِ رازِ فلزات بود؛ او با
دانشِ خود دریافت که چگونه میتوان با حرارتِ آتش، آهنِ سخت و آبگون را از دلِ
سنگِ خارا جدا کرد و آن را به خدمتِ انسان درآورد.
جهاندار هوشنگ با رای و دادبه جای نیا تاج بر سر نهاد
هوشنگ عاقل و عادل به جای پدربزرگش کیومرث بعد از مرگ او پادشاه شد.
بگشت از برش چرخ سالی چهلپر از هوش مغز و پر از رای دل
او چهل سال با هوشمندی و تدبیر پادشاهی کرد.
چو بنشست بر جایگاه مهیچنین گفت بر تخت شاهنشهی
وقتی که بر تخت پادشاهی نشست اینچنین گفت:
که بر هفت کشور منم پادشاجهاندار پیروز و فرمانروا
من پادشاه هفت کشور و فرمانروای پیروزم.
به فرمان یزدان پیروزگربه داد و دهش تنگ بستم کمر
به فرمان خداوند تصمیم دارم با عدالت و بخشش پادشاهی کنم.
و زان پس جهان یکسر آباد کردهمه روی گیتی پر از داد کرد
او سپس به آبادانی جهان مشغول شد و دنیا را پر از عدل و داد کرد.
نخستین یکی گوهر آمد به چنگبه آتش ز آهن جدا کرد سنگ
نخستین چیز گرانبهایی که به دست آمد، دستیابی به آهن از سنگ[آهن] و به واسطه آتش بود.
سر مایه کرد آهن آبگونکز آن سنگ خارا کشیدش برون
آهن صیقل خورده را از سنگ بیقیمت بیرون کشید و ارزش اصلی آن معلوم شد.