بخش ۲۰
هوش مصنوعی: شاه گردن فراز به زال، پسرش، فرمان داد تا در مورد رخدادهایی که در تاریخ پیشین وجود داشته، اطلاعاتی جمعآوری کند. زال به همراه موبدان و خردمندان نشسته و از آنها پرسشهایی مطرح کردند. موبدان درباره موضوعات مختلف، از جمله درختان، اسبهای تیزتاز و مردانی که به مرغزار میروند، صحبت کردند. یکی از موبدان گفت که همیشه یکی از آنها شاداب و دیگری پژمرده است. به دنبال آن، آنها به یک شارستان (شهر) اشاره کردند که مردمش در حال پرستش و عبادت بودند. در نهایت، زال متوجه شد که اگر این رازها را منتشر کند، بر مشکلات و چالشهای موجود غلبه خواهد کرد.
چنین گفت پس شاه گردن فرازکزین هرچه گفتید دارید راز
هوش مصنوعی: سلطان بزرگ با ارادهای محکم گفت: "شما هر چه که گفتید، همهاش را در دل نگه دارید."
بخواند آن زمان زال را شهریارکزو خواست کردن سخن خواستار
آن زمان منوچهر شاه زال را صدا زد و از او خواست سخن بگویند.
بدان تا بپرسند ازو چند چیزنهفته سخنهای دیرینه نیز
برای اینکه از زال چند چیز بپرسند از جمله حرف های مربوط به گذشته.
نشستند بیدار دل بخردانهمان زال با نامور موبدان
هوش مصنوعی: خردمندان بیدار و باهوش، همانند زال، به همراه موبدان معروف نشستند.
بپرسید مر زال را موبدیازین تیزهش راهبین بخردی
هوش مصنوعی: موبدی از زال پرسید که آیا او میتواند راهی برای انتخاب و تشخیص خرد پیدا کند.
که از ده و دو تای سرو سهیکه رُستهست شاداب با فرهی
هوش مصنوعی: از میان دوازده سرو خوش قامت و بلند که در این باغ رشد کردهاند، یکی از آنها بهخصوص سرزنده و با شادابی خاصی درخشیده است.
ازآن برزده هر یکی شاخ سینگردد کم و بیش در پارسی
هوش مصنوعی: هر کسی بر اساس دانش و آگاهی خود، ویژگیهایی را به خوبی نشان میدهد و در زبان فارسی هم، هر کلمه یا جملهای که بیان میشود، با دقت و احساس در معانی آن نمایان است.
دگر موبدی گفت کای سرفرازدو اسپ گرانمایه و تیزتاز
هوش مصنوعی: دیگری از موبدان گفت: ای کسی که با افتخار و شجاعت سوار بر دو اسب با ارزش و تندرو هستی.
یکی زان به کردار دریای قاریکی چون بلور سپید آبدار
هوش مصنوعی: یکی از آنها به مانند دریای پر تلاطم و عمیق است و دیگری مانند بلور شفاف و درخشان که درخشش آبی دارد.
بجنبید و هر دو شتابندهاندهمان یکدیگر را نیابندهاند
هوش مصنوعی: بشتابید، زیرا هر دو در حال تند رفتن هستند و هرگز یکدیگر را پیدا نخواهند کرد.
سهدیگر چنین گفت کان سی سوارکجا بگذرانند بر شهریار
هوش مصنوعی: سدیگر سوال کرد که سی سوار کجا میتوانند بر شهریار عبور کنند؟
یکی کم شود باز چون بشمریهمان سی بود باز چون بنگری
هوش مصنوعی: هرگاه یکی از تعداد زیاد افراد کم شود و تو دوباره آنها را بشماری، تعداد همانطور که بود باقی میماند. اگر به افراد نگاه کنی، تغییر خاصی را احساس نمیکنی.
چهارم چنین گفت کان مرغزارکه بینی پر از سبزه و جویبار
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و سرسبزی یک دشت اشاره میشود که پر از علف و جویبارهای روان است. این تصویر نشاندهندهٔ طبیعتی سرزنده و شاداب است که چشمانداز خوشایندی را به وجود میآورد.
یکی مرد با تیز داسی بزرگسوی مرغزار اندر آید سترگ
هوش مصنوعی: مردی با داس بزرگی به سمت مرتع بزرگ وارد میشود.
همی بدرود آن گیا خشک و ترنه بردارد او هیچ ازآن کار سر
هوش مصنوعی: آن گیاه خشک و تر، هیچ تأثیری از آن کار نخواهد گرفت و آن را ترک خواهد کرد.
دگر گفت کان برکشیده دو سروز دریای با موج برسان غرو
هوش مصنوعی: سخن دیگری به میان آمد که دو سرو بلند را از دریا با موجی به سوی غروب میبرند.
یکی مرغ دارد بریشان کنامنشیمش به شام آن بود این به بام
هوش مصنوعی: یک پرندهای دارند که در شب نمیتواند بر روی بام بپرد و باید از آن پایین بیفتد.
ازین چون بپرد شود برگ خشکبرآن بر نشیند دهد بوی مشک
هوش مصنوعی: وقتی که از این حال و روز رهایی یابد، برگهای خشک به زمین میافتند و بوی خوش مشک را پخش میکنند.
ازآن دو همیشه یکی آبداریکی پژمریده شده سوگوار
هوش مصنوعی: از دو چیز، یکی همیشه پرآب و سرزنده است و دیگری پژمرده و غمگین شده است.
بپرسید دیگر که بر کوهساریکی شارستان یافتم استوار
هوش مصنوعی: از من بپرسید که در کوهها یک شهر کوچک محکم و استوار پیدا کردهام.
خرامند مردم ازان شارستانگرفته به هامون یکی خارستان
هوش مصنوعی: مردم با شادی و سرزندگی از شهر کوچ میکنند و به دشت خشک و بیحاصل میروند.
بناها کشیدند سر تا به ماهپرستنده گشتند و هم پیشگاه
هوش مصنوعی: سازندگان بناهایی عالی و زیبا ساختند، که سبب شد تا مردم آنها را ستایش کنند و در برابرشان سر تعظیم فرود بیاورند.
وزآن شارستانشان به دل نگذردکس از یاد کردن سخن نشمرد
هوش مصنوعی: در این جهان، هیچکس به یاد سخنان شیرین و دلنشین آنان نمیافتد و از یادشان نمیرود.
یکی بومهین خیزد از ناگهانبر و بومشان پاک گردد نهان
هوش مصنوعی: یک پرنده از این دیار ناگهان پر میکشد و با پروازش، همه چیز را از پنهان بودن بیرون میآورد.
بدان شارستانشان نیاز آوردهم اندیشگان دراز آورد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نیازی به سرزمینهای ایشان نیست، بلکه همفکران و دوراندیشان میتوانند به خوبی به این نیاز پاسخ دهند و مشکلات را حل کنند.
به پرده درست این سخنها بجویبه پیش ردان آشکارا بگوی
هوش مصنوعی: به طور مستقیم و صریح این سخنان را بیان کن و در مکان مناسب آنها را جستجو کن.
گر این رازها آشکارا کنیز خاک سیه مشک سارا کنی
هوش مصنوعی: اگر این رازها را فاش کنی، میتوانی از خاک تیره، عطر خوش سارا را به وجود آوری.