بخش ۴
هوش مصنوعی: شاه به فرزندش پاسخ میدهد که در دنیای واقعی جنگ و دشمنی وجود ندارد و کسی برتر از اسفندیار نیست. او بر اهمیت جنگ با دشمنان تأکید میکند و میگوید اگر به دنبال تاج و تخت هستی، باید به سیستان بروی و از رستم کمک بگیری. اسفندیار با احترام به پدرش جواب میدهد که جنگجوی بزرگتری از رستم نیست، اما امیدوار است که بدون او، شجاعت و رزمندگی لازم را به دست آورد. گشتاسپ به او توصیه میکند که لشکر آماده کند و نسبت به دشمنان هوشیار باشد. در پایان، اسفندیار به زیردستی و فشاری که از جانب پدرش احساس میکند، ابراز ناراحتی میکند و به ایوان خود برمیگردد، با دلی غمگین و پر از اندوه.
به فرزند پاسخ چنین داد شاهکه از راستی بگذری نیست راه
هوش مصنوعی: پادشاه به فرزندش گفت که اگر از راستگویی و صداقت بگذری، هیچ راهی برای پیشرفت نخواهی داشت.
از این بیش کردی که گفتی تو کارکه یار تو بادا جهان کردگار
هوش مصنوعی: بیش از این نتوانستی بگویی که دوستت چه کسی است؛ اما بدان که این دنیا به دست خداوند اداره میشود.
نبینم همی دشمنی در جهاننه در آشکارا نه اندر نهان
هوش مصنوعی: من نمیخواهم دیدگاهی از دشمنی در جهان ببینم، نه به صورت آشکار و نه به صورت پنهان.
که نام تو یابد نه پیچان شودچه پیچان همانا که بیجان شود
هوش مصنوعی: هرگاه نام تو ذکر شود، دیگر چیزی نمیتواند پیچیده و دشوار شود، چرا که تنها بیجانها و بیانگیزهها پیچیده میشوند.
به گیتی نداری کسی را همالمگر بیخرد نامور پور زال
هوش مصنوعی: در جهان کسی را همچون او نخواهی یافت، جز آنکه دیوانه و بیخرد باشد، که فرزند زال نامی است.
که او راست تا هست زاولستانهمان بست و غزنین و کاولستان
هوش مصنوعی: تا زمانی که او وجود دارد، سرزمینهایی مانند اواستان، غزنین و کاولستان نیز به او وابستهاند.
به مردی همی ز آسمان بگذردهمی خویشتن کهتری نشمرد
هوش مصنوعی: مردی از آسمان عبور میکند و در این حین دیگران را با خود مقایسه نمیکند و خود را پایینتر از آنها نمیبیند.
که بر پیش کاوس کی بنده بودز کیخسرو اندر جهان زنده بود
هوش مصنوعی: شخصی که در زمان کاوس فرمانروایی میکرد، همچنان زنده است و آثار او در جهانی که کیخسرو بر آن حکومت داشت، مشاهده میشود.
به شاهی ز گشتاسپ نارد سخنکه او تاج نو دارد و ما کهن
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی اشاره میشود که به پادشاه گشتاسپ پیام میدهد. او به تاج جدید و شکوه و عظمت پادشاهی اشاره کرده و در عین حال به خود و دیگران یادآوری میکند که آنها قدیمی و کهن هستند. بنابراین در این بیت، به مقایسه میان نوآوری و تازگی سلطنت گشتاسپ و کهنگی و سیر زمان اشاره میشود.
به گیتی مرا نیست کس هم نبردز رومی و توری و آزاد مرد
هوش مصنوعی: در دنیا هیچکس نیست که مانند من به مبارزه بپردازد، نه رومی و نه تُرکی و نه یک مرد آزاد.
سوی سیستان رفت باید کنونبه کار آوری زور و بند و فسون
هوش مصنوعی: اکنون باید به سمت سیستان بروی و قدرت و جادوگری خود را به کار بگیری.
برهنه کنی تیغ و گوپال رابه بند آوری رستم زال را
هوش مصنوعی: اگر تیغ را از غلاف بیرون کنی و بتوانی رستم زال را به بند بکشی، این نشاندهنده قدرت و مهارت توست.
زواره فرامرز را همچنیننمانی که کس برنشیند به زین
هوش مصنوعی: فرامرز زواری ندارد که کسی بر زین او بنشیند و او را به فراموشی بسپارد.
به دادار گیتی که او داد زورفروزندهٔ اختر و ماه و هور
هوش مصنوعی: به خالق جهانی که اوست قدرتدهندهٔ نور ستارهها و ماه و خورشید.
که چون این سخنها به جای آوریز من نشنوی زین سپس داوری
هوش مصنوعی: وقتی که تو این کلمات را از من به کار گیری، دیگر دربارهام قضاوت نخواهی کرد.
سپارم به تو تاج و تخت و کلاهنشانم بر تخت بر پیشگاه
هوش مصنوعی: من مقام و جایگاه و نشانهای را که بر سر دارم به تو میسپارم و در برابر تو میایستم.
چنین پاسخ آوردش اسفندیارکه ای پرهنر نامور شهریار
هوش مصنوعی: اسفندیار به او پاسخ داد که ای بزرگ و هنرمند، تو فرمانروایی مشهور و معروف هستی.
همی دور مانی ز رسم کهنبراندازه باید که رانی سخن
هوش مصنوعی: اگر از سنتهای قدیمی دور باشی، باید با احتیاط و به اندازه از خودت سخن بگویی.
تو با شاه چین جنگ جوی و نبرداز آن نامداران برانگیز گرد
هوش مصنوعی: تو با دلاوران جنگ و ستیز روبرو هستی و باید از آن بزرگان نامی الهام بگیری و پیکار کنی.
چه جویی نبرد یکی مرد پیرکه کاووس خواندی ورا شیرگیر
هوش مصنوعی: یک مرد سالخورده به نام کاووس در حال مبارزه است و باید بداند که چه چیزهایی را باید به دست آورد و چه چالشهایی را باید پشت سر بگذارد.
ز گاه منوچهر تا کیقباددل شهریاران بدو بود شاد
هوش مصنوعی: از زمان منوچهر تا کیقباد، دل پادشاهان به خاطر او شاد بود.
نکوکارتر زو به ایران کسینبودست کاورد نیکی بسی
هوش مصنوعی: در ایران فردی نیکوکارتر از او وجود ندارد که خوبیهای زیادی انجام داده باشد.
همی خواندندش خداوند رخشجهانگیر و شیراوژن و تاجبخش
هوش مصنوعی: او را با نامهایی چون خداوندی که جهان را فتح کرده و بخشنده تاج و قدرت میخواندند.
نه اندر جهان نامداری نوستبزرگست و با عهد کیخسروست
هوش مصنوعی: در جهان، هیچ کس به اندازه کیخسرو در بزرگی و اعتبار نیست و او در اصول و ویژگیهای خودش پایبند است.
اگر عهد شاهان نباشد درستنباید ز گشتاسپ منشور جست
هوش مصنوعی: اگر عهد و پیمان پادشاهان به درستی رعایت نشود، نباید از گشتاسپ انتظار داشته باشیم که نشانهای بدهد یا راهنمایی کند.
چنین داد پاسخ به اسفندیارکه ای شیر دل پرهنر نامدار
هوش مصنوعی: اسفندیار پاسخ داد: ای شیر دل و با هنری که معروف و شناخته شدهای، اینگونه صحبت کن.
هر آن کس که از راه یزدان بگشتهمان عهد او گشت چون باد دشت
هوش مصنوعی: هر کسی که از مسیر الهی منحرف شود، مانند بادی خواهد بود که در دشت میوزد و به سرعت از بین میرود.
همانا شنیدی که کاووس شاهبه فرمان ابلیس گم کرد راه
هوش مصنوعی: به راستی شنیدهای که کاووس شاه به دستور ابلیس، راه را گم کرد.
همی بآسمان شد به پر عقاببه زاری به ساری فتاد اندر آب
هوش مصنوعی: پرندهای به نام عقاب با ناامیدی و گلهمند به سوی آسمان پرواز کرد، اما ناگهان در آب سقوط کرد.
ز هاماوران دیوزادی ببردشبستان شاهی مر او را سپرد
هوش مصنوعی: فرزند دیو از سرزمین هاماوران به کاخ شاه برده شد و او را در دست شاه سپردند.
سیاوش به آزار او کشته شدهمه دوده زیر و زبر گشته شد
هوش مصنوعی: سیاوش به خاطر بدی ها و ظلمی که به او شد، جان خود را از دست داد و این اتفاق باعث شد که همه نسل او متلاشی و نابود شود.
کسی کو ز عهد جهاندار گشتبه گرد در او نشاید گذشت
هوش مصنوعی: هر کس که به مرحلهای از بزرگی و قدرت دست پیدا کرده است، نباید به سادگی به او نزدیک شد و مورد تعرض قرار گیرد.
اگر تخت خواهی ز من با کلاهره سیستان گیر و برکش سپاه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی سلطنت و قدرت را از من بگیری، باید به سرزمین سیستان بروی و نیروهایت را جمع کنی.
چو آنجا رسی دست رستم ببندبیارش به بازو فگنده کمند
هوش مصنوعی: وقتی به آنجا رسیدی، دست رستم را بگیر و او را به بازو ببند تا با کمند به آرامی بیاوری.
زواره فرامرز و دستان سامنباید که سازند پیش تو دام
هوش مصنوعی: فرامرز و دستان سام نباید برای تو دام بسازند.
پیاده دوانش بدین بارگاهبیاور کشان تا ببیند سپاه
هوش مصنوعی: شخصی را دوان دوان به اینبارگاه بیاور تا آن سپاه را ببیند.
ازان پس نپیچد سر از ما کسیاگر کام اگر گنج یابد بسی
هوش مصنوعی: بعد از این، هیچکس سرش را از ما نخواهد چرخاند، اگر که به خوشبختی یا ثروت زیادی دست پیدا کند.
سپهبد بروها پر از تاب کردبه شاه جهان گفت زین بازگرد
هوش مصنوعی: سپهبد بروها پر از تاب کرد به شاه جهان گفت زین بازگرد
سردار لشکر با نارضایتی و خشم به شاه جهانیان گفت که از این مسیر بازگردد.
ترا نیست دستان و رستم به کارهمی راه جویی به اسفندیار
هوش مصنوعی: تو مانند رستم در کارها مهارت نداری و راهی را که اسفندیار میپوید، نمیتوانی برگزینی.
دریغ آیدت جای شاهی همیمرا از جهان دور خواهی همی
هوش مصنوعی: ای کاش که تو خیال نکنید برای من مقام شاهی، بلکه میخواهم از این دنیا دور شوم.
ترا باد این تخت و تاج کیانمرا گوشهای بس بود زین جهان
هوش مصنوعی: تخت و تاج پادشاهی برای تو ارزشمند است، اما من برای خودم یک گوشه آرام و خلوت از این دنیا را کافی میدانم.
ولیکن ترا من یکی بندهامبه فرمان و رایت سرافگندهام
هوش مصنوعی: اما من تنها بندهی تو هستم و به خاطر فرمان و پرچم تو دچار خجالت و شرمندگی هستم.
بدو گفت گشتاسپ تندی مکنبلندی بیابی نژندی مکن
هوش مصنوعی: گشتاسپ به او گفت: عجله نکن، با صبر و شکیبایی میتوانی به ارتفاعات برسی، ولی با شتابزدگی، به هیچ جا نخواهی رسید.
ز لشکر گزین کن فراوان سوارجهاندیدگان از در کارزار
هوش مصنوعی: از بین سربازان، بسیار سوارکارانی را انتخاب کن که در میدان جنگ تجربه و دید وسیعی دارند.
سلیح و سپاه و درم پیش تستنژندی به جان بداندیش تست
هوش مصنوعی: سلاح و نیرو و پول در دست توست، اما بدگمانی به جان تو آسیب میزند.
چه باید مرا بیتو گنج و سپاههمان گنج و تخت و سپاه و کلاه
هوش مصنوعی: بدون تو چه فایدهای دارد که ثروت و قدرت داشته باشم؟ همه آن ثروت، تخت و تاج و نیرو بیحضور تو بیارزش است.
چنین داد پاسخ یل اسفندیارکه لشکر نیاید مرا خود به کار
هوش مصنوعی: اسفندیار با این پاسخ نشان داده که نیازی به لشکر برای انجام کارهایش ندارد و خودش به تنهایی میتواند به میدان بیاید.
گر ایدونک آید زمانم فرازبه لشکر ندارد جهاندار باز
هوش مصنوعی: اگر زمانی فرا برسد که بگویند، دیگر فرماندهای برای مقابله با لشکر وجود ندارد.
ز پیش پدر بازگشت او به تابچه از پادشاهی چه از خشم باب
هوش مصنوعی: او از پیش پدرش به حالت عصبانی و خشمگین برگشت، چه برای پادشاهی و چه به خاطر عصبانیت پدر.
به ایوان خویش اندر آمد دژملبی پر ز باد و دلی پر ز غم
هوش مصنوعی: او به خانهاش وارد شد، با حالتی ناراحت و لبهایی که پر از ناامیدی بود و دلی پر از اندوه.