بخش ۱
هوش مصنوعی: در این متن، دارا به عنوان یک پادشاه قوی و پرنفوذ خود را معرفی میکند و بر اهمیت اطاعت از دستوراتش تأکید میکند. او به سران و جنگاوران میگوید که هیچکس حق ندارد از فرمان او سرپیچی کند و هر کس که چنین کند، باید با عواقب سختی مواجه شود. دارا همچنین بیان میکند که او پاسخگوی هیچکس نیست و خودش رهنمای مردم است.
سپس او به دبیر خردمند خود دستور میدهد تا نامهای به شاهان و خودکامههای دیگر بنویسد و در آن بیان کند که هر کسی که از رای و فرمان او تخطی کند، عذاب خواهد دید. دارا با تقسیم غنایم و جوایز به سپاهیانش، وفاداری و قدرت خود را تقویت میکند و با برگزاری جشنی در اهواز، نشان میدهد که پادشاهی و بزرگی او چگونه است و به درویشان نیز کمک میکند.
این متن به وضوح قدرت و اقتدار دارا را نشان میدهد و نحوه تعامل او با اطرافیان و دیگر پادشاهان را به تصویر میکشد.
چو دارا به دل سوک داراب داشتبه خورشید تاج مهی برفراشت
هوش مصنوعی: زمانی که دارا دلش پر از اندوه بود، بر روی سرش تاجی که مانند خورشید میدرخشید، گذاشت.
یکی مرد بد تیز و برنا و تندشده با زبان و دلش تیغ کند
هوش مصنوعی: مردی نابغه و جوان وجود دارد که با سخنانش به شدت هوشمند و تیزبین است و قدرت کلامش مانند شمشیر برنده است.
چو بنشست برگاه گفت ای سرانسرافراز گردان و کنداوران
هوش مصنوعی: وقتی بر جایگاه نشسته، گفت: ای بزرگان با افتخار، و ای کسانی که بر گردن شما مسئولیتهاست، بیایید.
سری را نخواهم که افتد به چاهنه از چاه خوانم سوی تخت و گاه
هوش مصنوعی: نمیخواهم که سرم به چاهی بیفتد، نه از عمق آن چاه بر میگردم به سمت تخت و مقام.
کسی کو ز فرمان من بگذردسرش را همی تن به سر نشمرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از دستورات من سرپیچی کند، از سرش برداشته نخواهد شد و برای من ارزش ندارد.
وگر هیچ تاب اندر آرد به دلبه شمشیر باشم ورا دلگسل
هوش مصنوعی: اگر هیچکس نتواند دل را آرام کند، من با شمشیرم در برابر آن کسی که دل را میشکند، ایستادهام.
جز از ما هرانکس که دارند گنجنخواهم کسی شاددل ما به رنج
هوش مصنوعی: جز از ما هر کسی که ثروت دارد، نمیخواهم؛ ما خوش نیستیم مگر به درد و رنجی که داریم.
نخواهم که باشد مرا رهنمایمنم رهنمای و منم دلگشای
هوش مصنوعی: من نمیخواهم کسی راهنمای من باشد، زیرا خودم راهنمای خودم هستم و خودم هم میتوانم دل را شاد کنم.
ز گیتی خور و بخش و پیمان مراستبزرگی و شاهی و فرمان مراست
هوش مصنوعی: از دنیا، روزی و روزگار و معیشت من برمیآید و مقام و سلطنت و حاکمیت نیز به من تعلق دارد.
دبیر خردمند را پیش خواندز هر در فراوان سخنها براند
هوش مصنوعی: او دبیر باهوش را فراخواند و از هر طرف سخنان زیادی را بر زبان آورد.
یکی نامه بنوشت فرخ دبیرز دارای داراب بن اردشیر
هوش مصنوعی: یک نفر نامهای نوشت، دبیر خوشخبر و توانا، دربارهی دارایی و ثروت داراب، پسر اردشیر.
بهر سو که بد شاه و خودکامهایبفرمود چون خنجری نامهای
هوش مصنوعی: هر جا که شاهی ستمگر و خودرأی باشد، نامهای مانند خنجر بر آن ناحقی و ظلم میزند.
که هرکو ز رای و ز فرمان منبپیچد ببیند سرافشان من
هوش مصنوعی: هر کس که از نظر و دستور من دور شود، باید ببیند که چگونهام از نظر بزرگی و افتخار سرافراز هستم.
همه گوش یکسر به فرمان نهیداگر جان ستانید اگر جان دهید
هوش مصنوعی: اگر همه به یک صدا گوش فرا دهید و فرمان بپذیرید، حتی اگر با جانتان باشد، به راحتی میتوانید جان را فدای آن کنید.
سر گنجهای پدر برگشادسپه را همه خواند و روزی بداد
هوش مصنوعی: پدر که صاحب ثروت و دارایی بود، درِ گنجهایش را باز کرد و همه سپاه را جمع کرد و روزی را به آنها بخشید.
ز چار اندرآمد درم تا بهشتیکی را بجام و یکی را به تشت
هوش مصنوعی: از چهار در وارد شد و بهشتی را در یک جام و دیگری را در یک تشت پذیرایی کرد.
درم داد و دینار و برگستوانهمان جوشن و تیغ و گرز گران
هوش مصنوعی: او به من پول و سکه و لباسهای ارزشمند داد، مانند زره و شمشیر و گرزی سنگین.
هرانکس که بد کار دیده سریببخشید بر هر سری کشوری
هوش مصنوعی: هر کسی که کارهای ناپسند و زشت را دیده، میتواند با عذری که برای هر موضوع دارد، مورد بخشش قرار گیرد و بر هر موضوعی که مورد نظر است، واقعیتی را در نظر بگیرد.
یکی را ز گردنکشان مرز دادسپه را همه چیز باارز داد
هوش مصنوعی: یک نفر از گردنکشان، مرز را به او سپرد و سپاه همه چیز باارزشی را به او داد.
فرستاده آمد ز هر کشوریز هر نامداری و هر مهتری
هوش مصنوعی: فرستادهها از هر جا و از هر شخصیت معتبری به اینجا آمدهاند.
ز هند و ز خاقان و فغفور چینز روم و ز هر کشوری همچنین
هوش مصنوعی: از هند و خاقانی در چین و فغفوری در سرزمین چین، از روم و از هر سرزمین دیگری نیز به همین شکل.
همه پاک با هدیه و باژ و ساونه پی بود با او کسی را نه تاو
هوش مصنوعی: همه به خوبی و هدیه و احترام حاضر شدند، اما هیچ کس به او ارتباطی نداشت و خبری از او نبود.
یکی شارستان کرد نوشاد نامبه اهواز گشتند زو شادکام
هوش مصنوعی: نوشاد، شهری را به نام «شارستان» تأسیس کرد و مردم اهواز به خاطر او خوشحال شدند.
کسی را که درویش بد داد دادبه خواهندگان گنج و بنیاد داد
هوش مصنوعی: کسی که به درویشی چیزی داد، در واقع به کسانی که به دنبال ثروت و بنیاد هستند، چیزی را اهدا کرده است.