بخش ۶
هوش مصنوعی: سکندر پس از آگاهی از قدرت و موفقیت دارا، با لشکر خود به مقابله با او رفت. در میدان جنگ، دو سپاه درگیر شدند و خونریزی زیادی روی داد. در این میان، سکندر تصمیم گرفت تا از شدت جنگ بکاهد و به لشکریانش امان داد. او پیشنهاد کرد که هر کس خواهان صلح است، به یزدان پناه ببرد و از جنگ دست بکشد. دارا پس از رسیدن به کرمان، از وضعیت سقوط لشکر خود ناامید شد و به بدبختی و عدم توانایی در مقابله با دشمن اشاره کرد. او و همراهانش از از دست دادن کشور و خانوادهشان ناراحت بودند، و در پایان، گفتند که باید نامهای به سکندر نوشته و از او درخواست کمک کنند. این داستان نشاندهنده پیروزیهای سکندر و بحرانهایی است که دارا و ایرانیان با آن مواجه بودند.
سکندر چو از کارش آگاه شدکه دارا به تخت افسر ماه شد
هوش مصنوعی: سکندر وقتی متوجه شد که داریوش به مقام و قدرتی بزرگ دست یافته و به عنوان پادشاه شناخته شده است.
سپه برگرفت از عراق و براندبه رومی همی نام یزدان بخواند
هوش مصنوعی: سپاه از عراق حرکت کرد و به سمت روم رفت و در این راه نام خدا را میخواند.
سپه را میان و کرانه نبودهمان بخت دارا جوانه نبود
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، جایی برای سپاه نبود و در نتیجه، شانس موفقیت هم به جوانان داده نمیشد.
پذیره شدن را بیاراست شاهبیاورد ز اصطخر چندان سپاه
هوش مصنوعی: شاه با شکوه و جلالی که داشت، از منطقهای به نام اصطخر سپاهی بزرگ به همراه آورده بود تا به استقبال پذیرایی بیاید.
که گفتی ستاره نتابد همیفلک راه رفتن نیابد همی
هوش مصنوعی: اگر بگویی که ستارهای در آسمان نمیدرخشد، یعنی بهگونهای که آسمان نمیتواند در مسیر خود حرکت کند.
سپاه دو کشور کشیدند صفهمه نیزه و گرز و خنجر به کف
هوش مصنوعی: دو کشور برای نبرد آماده شدند و هر کدام رزمندگانشان با نیزهها، گرزها و خنجرها در صف ایستادهاند.
برآمد چنان از دو لشکر خروشکه چرخ فلک را بدرید گوش
هوش مصنوعی: صدای جنگ به قدری رسا و شگفتانگیز بود که گویی آسمان به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و به صدا در آمد.
چو دریا شد از خون گردان زمینتن بیسران بد همه دشت کین
هوش مصنوعی: وقتی که زمین به خاطر خونریزیها به دریا تبدیل شد، در آن زمان تنهای بیسر در همه دشتها بر فراز کینهها پراکنده خواهند بود.
پدر را نبد بر پسر جای مهربریشان نبخشید گردان سپهر
هوش مصنوعی: پدر نمیتواند مهر و محبتش را به پسرش واگذار کند، زیرا گردونه زمان و سرنوشت اجازه این کار را نمیدهد.
سیم ره به دارا درآمد شکستسکندر میان تاختن را ببست
هوش مصنوعی: سیم به ثروتمندی رسید و شکست سکندر را در حالتی به تصویر کشید که او در میانه نبرد بود.
جهاندار لشکر به کرمان کشیدهمی از بد دشمنان جان کشید
هوش مصنوعی: پادشاه لشکری به سمت کرمان حرکت کرد تا از شر دشمنان جان خود را نجات دهد.
سکندر بیامد زی اصطخر پارسکه دیهیم شاهان بد و فخر پارس
هوش مصنوعی: سکندر به شهر اصطخر در پارس آمد، جایی که تاج شاهان در آن قرار دارد و به اصل و نسب پارس افتخار میکند.
خروشی بلند آمد از بارگاهکه ای مهتران نماینده راه
هوش مصنوعی: صدایی بلند از کاخ به گوش رسید که ای بزرگواران، راه را نشان دهید.
هرانکس که زنهار خواهد همیز کرده به یزدان پناهد همی
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد از خطرها و آسیبها در امان بماند، به خداوند پناه میبرد.
همه یکسره در پناه منیدبدانید اگر نیکخواه منید
هوش مصنوعی: همه شما تحت حمایت من هستید، پس اگر به فکر من هستید، این را بدانید.
همه خستگان را ببخشیم چیزهمان خون دشمن نریزیم نیز
هوش مصنوعی: همه افرادی که خسته و ناراحت هستند را ببخشیم و مانند دشمنان، نفرت و کینه را در دل نپرورانیم.
ز چیز کسان دست کوته کنیمخرد را سوی روشنی ره کنیم
هوش مصنوعی: از چیزهای دیگران دست برداریم و با خرد و آگاهی خود را به سمت روشنایی و روشنی هدایت کنیم.
که پیروزگر دادمان فرهیبزرگی و دیهیم شاهنشهی
هوش مصنوعی: پیروزگری ما نتیجهی دانش و بزرگی است و ما تاج و تخت شاهنشاهی را با افتخار به دست آوردهایم.
کسی کو ز فرمان ما بگذردهمی گردن اژدها بشکرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از دستورات ما سرپیچی کند، به سرنوشت سختی دچار خواهد شد.
ز چیزی که دید اندران رزمگاهببخشید یکسر همه بر سپاه
هوش مصنوعی: از آنچه در میدان جنگ دید، یکباره همه نیروها را رها کرد.
چو دارا ز ایران به کرمان رسیددو بهر از بزرگان لشکر ندید
هوش مصنوعی: وقتی دارا از ایران به کرمان رسید، هیچ نشانهای از بزرگان لشکر را ندید.
خروشی بد اندر میان سپاهیکی را ندیدند بر سر کلاه
هوش مصنوعی: در میانه لشکری، صدایی بلند شنیده شد، اما کسی را بر سر کلاهی ندیدند.
بزرگان فرزانه را گرد کردکسی را که با او بد اندر نبرد
هوش مصنوعی: کسی که در مبارزه با او بد بود، بزرگان و خردمندان را گرد آورد.
همه مهتران زار و گریان شدندز بخت بد خویش بریان شدند
هوش مصنوعی: همه بزرگترها ناراحت و گریان شدند و از بدی سرنوشت خود احساس پریشانی کردند.
چنین گفت دارا که هم بیگمانز ما بود بر ما بد آسمان
هوش مصنوعی: دارا میگوید که بدون شک، بدبختیهایی که بر ما پیش آمده، از جانب خودمان است و نه از آسمان.
شکن زین نشان در جهان کس ندیدنه از کاردانان پیشین شنید
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا چنین نشانهای را ندیده و هیچ کاردان و دانای سابقی هم دربارهاش چیزی نشنیده است.
زن و کودک شهریاران اسیروگر کشته خسته به ژوپین و تیر
هوش مصنوعی: زنان و فرزندان پادشاهان در دست دشمنان گرفتارند و یا اگر کشته شوند، همچنان رنج و زحمت آنها ادامه دارد.
چه بینید و این را چه درمان کنیدکه بدخواه را زین پشیمان کنید
هوش مصنوعی: شما چه میبینید و چگونه میتوانید به این موضوع رسیدگی کنید که دشمن را از این کارش پشیمان کنید؟
نه کشور نه لشکر نه تخت و کلاهنه شاهی نه فرزند و گنج و سپاه
هوش مصنوعی: نه سرزمین و نه ارتش، نه سلطنت و تاج، نه پادشاهی و نه فرزندی و نه ثروت و نه نیروی نظامی وجود ندارد.
ار ایدونک بخشایش کردگارنباشد تبه شد به ما روزگار
هوش مصنوعی: اگر بخشش خداوند در کار نباشد، روزگار ما تباه خواهد شد.
کسی کز گرانمایگان زیستندبه پیش شهنشاه بگریستند
هوش مصنوعی: کسی که از افراد با ارزش و بزرگ زنده است، در پیشگاه پادشاه اشک میریزد.
به آواز گفتند کای شهریارهمه خستهایم از بد روزگار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به ما بگو که در این روزگار سخت و ناگوار همه ما خسته و کسالتزدهایم.
سپه را ز کوشش سخن درگذشتز تارک دم آب برتر گذشت
هوش مصنوعی: سربازان از تلاش و کوشش خود دست کشیدند و به گونهای پیش رفتند که از بالای سطح آب عبور کردند.
پدر بیپسر شد پسر بیپدرچنین آمد از چرخ گردان به سر
هوش مصنوعی: پدر بدون فرزندش مانده و پسر نیز بدون پدر؛ این وضعیت به خاطر چرخ گردون و سرنوشت تلخی است که به آنها تحمیل شده است.
کرا مادر و خواهر و دختر استهمه پاک بر دست اسکندر است
هوش مصنوعی: هر که مادر و خواهر و دختر دارد، باید بداند که همه آنها در دستان اسکندر پاک و محترم هستند.
همان پاک پوشیدهرویان توکه بودند لرزنده بر جان تو
هوش مصنوعی: افراد معصوم و باحجاب که همواره در دل شما تأثیر دارند و احساسات شما را تحتالشعاع قرار میدهند.
چو گنج نیاکان برترمنشکه آمد به دست تو بیسرزنش
هوش مصنوعی: مانند گنجی از نیاکان، تو از آن برتری داری که به دست تو رسیده و هیچگونه سرزنشی برای آن وجود ندارد.
کنون مانده اندر کف رومیاننژاد بزرگان و گنج کیان
هوش مصنوعی: اکنون نژاد بزرگانی که از رومیان هستند و گنجهای کیانی در دست ماندهاند.
ترا چاره با او مداراست بسکه تاج بزرگی نماند به کس
هوش مصنوعی: به او فکر نکن، چون کسی تا به حال نتوانسته است به مقام و بزرگی دست یابد.
کسی گوید آتش زبانش نسوختبه چاره بد از تن بباید سپوخت
هوش مصنوعی: کسی میگوید که آتش زبانش را نسوزانده، اما برای رفع درد و مشکل، باید از تن خود بگذرد.
تو او را به تن زیردستی نماییکی در سخن نیز چربی فزای
هوش مصنوعی: تو او را در ظاهرت به عنوان فردی زیر دست معرفی میکنی، اما در گفتار و سخن، به او احترام و توجه ویژهای قائل هستی.
ببینیم فرجام تا چون بودکه گردش ز اندیشه بیرون بود
هوش مصنوعی: ببینیم سرانجام چه پیش خواهد آمد، زیرا نتیجه به دست آمده از تفکر ما فراتر از تصور ماست.
یکی نامه بنویس نزدیک اوپراندیشه کن جان تاریک او
هوش مصنوعی: یک نامه بنویس و برای او بفرست، به او فکر کن و به روشن شدن جان تاریکش کمک کن.
هم این چرخ گردان برو بگذردچنین داند آنکس که دارد خرد
هوش مصنوعی: این دنیا در حال چرخش و تغییر است و فقط کسی که دارای درک و آگاهی است، میداند که این وضعیت چگونه است.
از ایشان چو بشنید فرمان گزیدچنان کز دل شهریاران سزید
هوش مصنوعی: همانطور که از آنها شنید، تصمیمی گرفت که شایستهٔ دلجویان بزرگ بود.