بخش ۸
هوش مصنوعی: در این متن، دارا پس از خواندن نامهای به شگفتی میافتد و به این نتیجه میرسد که بهتر است به جای جنگ، تسلیم شود. او از وضعیت خود در برابر اسکندر و لشکر رومیان نگران است و احساس میکند که هیچ کس در دنیا جز ایزدش به او کمک نمیکند. دارا نامهای به فرمانروا مینویسد و از او میخواهد که به او کمک کند و همچنین از توانایی خود برای فرستادن گنج و ثروت به او میگوید.
سپس خبر به اسکندر میرسد و او با لشکری بزرگ به میدان میآید. در سوی دیگر، دارا با خیالی شکسته و ناامید به جنگ میآید و در نهایت با دیدن نتایج ناامیدکننده، از میدان فرار میکند. دو مشاور دارا، که یکی موبد و دیگری مردی نامدار است، برای نجات پادشاه بر او خنجر میزنند و او را میکشند، و بدین ترتیب سپاه دارا شکست میخورد.
چو آن پاسخ نامه دارا بخواندز کار جهان در شگفتی بماند
هوش مصنوعی: وقتی دارا نامه را بخواند، از وضعیت جهان متعجب و حیرتزده خواهد شد.
سرانجام گفت این ز کشتن بترکه من پیش رومی ببندم کمر
هوش مصنوعی: در نهایت او گفت که از کشتن بهتر است، زیرا من در برابر رومیها خود را آماده نبرد میکنم.
ستودان مرا بهتر آید ز ننگیکی داستان زد برین مرد سنگ
هوش مصنوعی: بهتر است که من را ستایش کنند تا اینکه به خاطر یک داستان ننگین بر من عیب بگذارند.
که گر آب دریا بخواهد رسیددرو قطره باران نیاید پدید
هوش مصنوعی: اگر آب دریا بخواهد به جایی برسد، دیگر قطره بارانی در آنجا ظاهر نخواهد شد.
همی بودمی یار هرکس به جنگچو شد مر مرا زین نشان کار تنگ
هوش مصنوعی: من همیشه همراه و یار هر کسی در جنگ بودم، اما حالا که این وضعیت برای من پیش آمده، کار برایم دشوار شده است.
نبینم همی در جهان یار کسبجز ایزدم نیست فریادرس
هوش مصنوعی: در این دنیا نمیبینم هیچ یاری جز خداوند خودم که به فریاد من برسد.
چو یاور نبودش ز نزدیک و دوریکی نامه بنوشت نزدیک فور
هوش مصنوعی: وقتی که یاری از نزدیک و دور پیدا نکرد، نامهای نوشت و به سرعت ارسال کرد.
پر از لابه و زیردستی و دردنخست آفرین بر جهاندار کرد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که سرشار از نالهها و مشکلات و زخمها است، و در ابتدا باید به خالق جهان سلام و درود فرستاد.
دگر گفت کای مهتر هندوانخردمند و دانا و روشنروان
هوش مصنوعی: سپس گفت: ای بزرگتر و ریشسفید هندوان، تو که دانا و باهوش و روشنفکر هستی،
همانا که نزد تو آمد خبرکه ما را چه آمد ز اختر به سر
هوش مصنوعی: خبر به تو رسیده است که ما چه بر سرمان آمده و چه سرنوشتی برای ما رقم خورده است.
سکندر بیاورد لشکر ز رومنه برماند ما را نه آباد بوم
هوش مصنوعی: سکندر لشکرش را از روم به این جا آورد، دیگر نه برای ما چیزی باقی ماند و نه سرزمینمان آباد ماند.
نه پیوند و فرزند و تخت و کلاهنه دیهیم شاهی نه گنج و سپاه
هوش مصنوعی: نه ارتباطی، نه فرزندی، نه مقام و نشانی، نه تاج سلطنتی، نه ثروت و نه ارتش.
ار ایدونک باشی مرا یارمندکه از خویشتن بازدارم گزند
هوش مصنوعی: اگر تو یاری کنی من را، من میتوانم از آسیب رساندن به خودم دست بردارم.
فرستمت چندان گهرها ز گنجکزان پس نبینی تو از گنج رنج
هوش مصنوعی: من از گنجینهای که دارم برایت جواهرات فراوانی فرستادم، اما اگر تو از آنها بهرهمند نشوی، چه فایدهای دارد؟
همان در جهان نیز نامی شویبه نزد بزرگان گرامی شوی
هوش مصنوعی: در این دنیا نیز با داشتن اعتبار و نام نیک، مورد احترام و ارادت افراد بزرگ قرار میگیری.
هیونی برافگند بر سان بادبیامد بر فور فوران نژاد
هوش مصنوعی: یک هیاهو و سر و صدا به راه افتاد، و ناگهان باد با شدت و سرعتی بینظیر وزید.
چو اسکندر آگاه شد زین سخنکه دارای دارا چه افگند بن
هوش مصنوعی: وقتی اسکندر از این موضوع آگاه شد که ثروتمندترین فرد چه نقشی در جامعه دارد، درمییابد که چه تاثیری بر او میگذارد.
بفرمود تا برکشیدند نایغو کوس برخاست و هندی درای
هوش مصنوعی: فرمان داد که نای را برداشتند و صدای طبل بلند شد و در این حال صدای هندی نیز به گوش رسید.
بیامد ز اصطخر چندان سپاهکه خورشید بر چرخ گم کرد راه
هوش مصنوعی: سپاه بزرگی از اصطخر به میدان آمد که حتی خورشید در آسمان نتوانست راهش را پیدا کند.
برآمد خروش سپاه از دو رویبیآرام شد مردم جنگجوی
هوش مصنوعی: صدای شکوهمند سپاه به گوش میرسد و مردم جنگجو که بیقرار هستند، دچار هیجان و نشاط میشوند.
سکندر به آیین صفی برکشیدهوا نیلگون شد زمین ناپدید
هوش مصنوعی: سکندر به روش و آیین مردان خداوندگار، به آسمان نگریست و وقتی که آسمان را با رنگ آبی خود دید، زمین به گونهای ناپدید شد.
چو دارا بیاورد لشکر به راهسپاهی نه بر آرزو رزمخواه
هوش مصنوعی: وقتی یک ثروتمند سپاهی را به میدان میآورد، تنها برای نشان دادن قدرتش است و نه به خاطر آرزوی نبرد و جنگیدن.
شکسته دل و گشته از رزم سیرسر بخت ایرانیان گشته زیر
هوش مصنوعی: دلها آزردهاند و از جنگ خسته شدهاند؛ حالا بخت ایرانیان دچار ضعف و نابسامانی شده است.
نیاویختند ایچ با رومیانچو روبه شد آن دشت شیر ژیان
هوش مصنوعی: وقتی که آن دشت مانند روباه به جان شیرها افتاد، هیچ کس به کمک رومیان نیامد.
گرانمایگان زینهاری شدندز اوج بزرگی به خواری شدند
هوش مصنوعی: افراد بزرگ و باارزش به دقت و احتیاط رفتار کردند و از اوج مقام و رخداد بزرگ خود به سمت نقص و خفت آمدند.
چو دارا چنان دید برگاشت رویگریزان همی رفت با های هوی
هوش مصنوعی: وقتی ثروتمند را دید، به سرعت رویش را برگرداند و با سر و صدای زیاد از آنجا رفت.
برفتند با شاه سیصد سواراز ایران هرانکس که بد نامدار
هوش مصنوعی: سیصد سوار با شاه از ایران رفتند، هر کسی که معروف و respected بود.
دو دستور بودش گرامی دو مردکه با او بدندی به دشت نبرد
هوش مصنوعی: دو مرد گرامی که با هم به دشت نبرد میکردند، دو فرمان داشتند.
یکی موبدی نام او ماهیاردگر مرد را نام جانوشیار
هوش مصنوعی: موبدی به نام ماهیار وجود دارد و مرد دیگری است که نامش جانوشیار است.
چو دیدند کان کار بیسود گشتبلند اختر و نام دارا گذشت
هوش مصنوعی: وقتی که فهمیدند آن کار بیفایده است، ستاره بلند و نام مشهور از میان رفت.
یکی با دگر گفت کین شوربختازو دور شد افسر و تاج و تخت
هوش مصنوعی: یک نفر به دیگری گفت که این فرد بدشانس، تاج و تخت و مقامش را از دست داده است.
بباید زدن دشنهای بر برشوگر تیغ هندی یکی بر سرش
هوش مصنوعی: باید یک دشنه بر قلب او بزنم، وگرنه یک شمشیر هندی باید بر سرش فرود بیاید.
سکندر سپارد به ما کشوریبدین پادشاهی شویم افسری
هوش مصنوعی: سکندر کشوری را به ما میدهد تا بتوانیم در آن به عنوان پادشاه و فرماندهی قدرتمند خدمت کنیم.
همی رفت با او دو دستور اویکه دستور بودند و گنجور اوی
هوش مصنوعی: او به همراه دو مرد راهنما میرفت که هر دو مسلط و با دانش بودند و از او محافظت میکردند.
مهین بر چپ و ماهیارش به راستچو شب تیره شد از هوا باد خاست
هوش مصنوعی: در اینجا، ما شبی تاریک را مشاهده میکنیم که در آن یکی از شخصیتها به سمت چپ و دیگری به سمت راست قرار دارند. همچنین بادی از آسمان بلند میشود که به وضعیت شب دامن میزند.
یکی دشنه بگرفت جانوشیاربزد بر بر و سینهٔ شهریار
هوش مصنوعی: یک نفر با دشنه به جان یاری خود حمله کرد و به سینهٔ شهریار ضربه زد.
نگون شد سر نامبردار شاهازو بازگشتند یکسر سپاه
هوش مصنوعی: سرانجام، نام و آوازهٔ شاه از بین رفت و تمام سپاه به یکباره بازگشتند.