بخش ۱۷
هوش مصنوعی: سکندر پس از دریافت پاسخ لشکریانش، گروهی از سران را برگزید تا به جنگ با هندیها بروند. او به آنها گفت که زمین جز به دریا محدود شده و راهی برای بازگشت وجود ندارد. لشکر سردرگم شدند و عدهای نزد سکندر آمدند و از دشواریهای جنگ صحبت کردند و گفتند که حتی اسبی برای جنگ ندارند. سکندر از این سخنان ناراحت شد و پاسخ داد که ایرانیان از رومیان ضربهای نخوردهاند و باید در برابر چالشها با شجاعت بایستند.
سپس او سی هزار ایرانی جنگجو انتخاب کرد و به همراه آنها، ده و دو هزار رزمنده رومی تشکیل داد. در ادامه، به منظور مقابله با پیکر بزرگ و قوی هندی، مشاوران و صنعتگران را گرد هم آورد و به ساخت سلاحهای آهنی و سربازان آهنین پرداخت. در نهایت، سکندر با تجهیزاتی آهنی و طرحهایی ابتکاری آماده جنگ با هندیها شد.
چو پاسخ به نزد سکندر رسیدهمانگه ز لشکر سران برگزید
هوش مصنوعی: زمانی که پاسخ به سکندر رسید، او بلافاصله از میان فرماندهان لشگر، بهترینها را انتخاب کرد.
که باشند شایسته و پیشروبه دانش کهن گشته و سال نو
هوش مصنوعی: کسانی که شایسته و پیشگام در علم و دانش هستند، اکنون به دانش کهن دست یافته و سال نو را تجربه میکنند.
سوی فور هندی سپاهی براندکه روی زمین جز به دریا نماند
هوش مصنوعی: یک نیروی جنگی از هندوستان به راه بیفتد تا بر روی زمین جایی باقی نماند مگر دریا.
به هر سو همی رفت زانسان سپاهتو گفتی جز آن بر زمین نیست راه
هوش مصنوعی: سپاه تو به هر طرف میرفت، به گونهای که گویی جز راهی بر زمین وجود ندارد.
همه کوه و دریا و راه درشتبه دل آتش جنگجویان بکشت
هوش مصنوعی: همه چیز، از کوه و دریا گرفته تا راههای بزرگ، به خاطر دلیران جنگجو نابود شد.
ز رفتن سپه سربسر گشت کندازان راه دشوار و پیکار تند
هوش مصنوعی: از رفتن سپاه، همه جا پر از صدا و هیاهو شد و آنها از راه سخت و نبرد شدید عبور کردند.
همانگه چو آمد به منزل سپاهگروهی برفتند نزدیک شاه
هوش مصنوعی: در آن لحظه که سپاه به منزل رسید، گروهی به نزدیک شاه رفتند.
که ای قیصر روم و سالار چینسپاه ترا برنتابد زمین
هوش مصنوعی: ای قیصر روم و سردار چین، سپاه تو قدرت ایستادن در برابر زمین را ندارد.
نجوید همی جنگ تو فور هندنه فغفور چینی نه سالار سند
هوش مصنوعی: به دنبال نبردی با اصالت و نیرویی واقعی باش، نه اینکه به دنبال سلطنت و فرمانروایی ظاهری چون چینیها یا سالارانی از سند باشی.
سپه را چرا کرد باید تباهبدین مرز بیارز و زینگونه راه
هوش مصنوعی: چرا باید ارتش را به این سرنوشت ویران کرد، در سرزمینی که ارزشی ندارد و چنین راهی را پیمود؟
ز لشکر نبینیم اسپی درستکه شاید به تندی برو رزم جست
هوش مصنوعی: ما در میدان جنگ هیچ سوارکاری را نمیبینیم که به درستی آماده باشد، شاید به خاطر شتابش در جستجوی نبرد است.
ازین جنگ گر بازگردد سپاهسوار و پیاده نیابند راه
هوش مصنوعی: اگر جنگ به پایان برسد، دیگر نه سوارانی باقی میمانند و نه پیادهنظامی که بتوانند راه را پیدا کنند.
چو پیروز بودیم تا این زمانبه هرجای بر لشگر بدگمان
هوش مصنوعی: تا این زمان که پیروز بودهایم، در هر جا نسبت به لشکر بدگمان شدهایم.
کنون سربهسر کوه و دریا به پیشبه سیری نیامد کس از جان خویش
هوش مصنوعی: اکنون هیچکس برای رسیدن به مقصد، نه به کوه و نه به دریا، به خاطر جان خود حرکت نکرده است.
مگردان همه نام ما را به ننگنکردست کس جنگ با آب و سنگ
هوش مصنوعی: به دیگران اجازه نده که نام ما را به زشتنامی بیندازند، زیرا هیچکس با آب و سنگ، جنگ نکرده است.
غمی شد سکندر ز گفتارشانبرآشفت و بشکست بازارشان
هوش مصنوعی: سکندر از سخنان آنها ناراحت و خشمگین شد و وضعیت بازارشان را به هم ریخت.
چنین گفت کز جنگ ایرانیانز رومی کسی را نیامد زیان
هوش مصنوعی: او چنین گفت که از جنگ ایرانیان، هیچ ضرری به رومیان نرسید.
به دارا بر از بندگان بد رسیدکسی از شما باد جسته ندید
هوش مصنوعی: کسی از شما به دارا و ثروتمند برخورد کرد، اما هیچ یک از بندگان بد را ندید که به او آسیب برساند یا اذیتش کند.
برین راه من بیشما بگذرمدل اژدها را به پی بسپرم
هوش مصنوعی: من بدون شما در این مسیر ادامه نمیدهم و قلب اژدها را به زمین میسپارم.
بیینید ازان پس که رنجور فورنپردازد از بن به رزم و به سور
هوش مصنوعی: ببینید که از این پس، زمانی که به شدت بیمار است، از عمق دلش به جنگ و شادی نمیپردازد.
مرایار یزدان و ایران سپاهنخواهم که رومی بود نیکخواه
هوش مصنوعی: من نه یار خدا و نه ایران را میخواهم، اگر که رومی باشد که دوستدار باشد.
چو آشفته شد شاه زان گفت و گویسپه سوی پوزش نهادند روی
هوش مصنوعی: وقتی شاه از آن صحبت و گفتگو ناراحت و آشفته شد، سپاهیان به سوی او آمدند و عذرخواهی کردند.
که ما سربسر بندهٔ قیصریمزمین جز به فرمان او نسپریم
هوش مصنوعی: ما به عنوان بندهٔ قیصر هستیم و هرگز زمین را جز به فرمان او واگذار نخواهیم کرد.
بکوشیم و چون اسپ گردد تباهپیاده به جنگ اندر آید سپاه
هوش مصنوعی: تلاش کنیم و مانند اسب که به نشانهی شجاعت آماده است، حتی اگر ما در وضعیت نامناسبی باشیم، باید به میدان جنگ وارد شویم و با تمام وجود برای نبرد آماده شویم.
گر از خون ما خاک دریا کنندنشیبی ز افگنده بالا کنند
هوش مصنوعی: اگر از خون ما دریا را خاکی کنند، حتی از پایینترین نقاط هم میتوانند ارتفاعی بسازند.
نبیند کسی پشت ما روز جنگاگر چرخ بار آورد کوه سنگ
هوش مصنوعی: در روز جنگ، هیچکس نمیتواند پشت سر ما را ببیند، اگر تقدیر طوری رقم بخورد که بار سنگینی مانند کوه بر دوشمان بیفتد.
همه بندگانیم و فرمان تراستچو آزار گیری ز ما جان تراست
هوش مصنوعی: همه ما بندگان تو هستیم و تو فرمانروای ما هستی. اگر به ما آزار برسانی، جان خود را نیز در خطر انداختهای.
چو بشنید زیشان سکندر سخنیکی رزم را دیگر افگند بن
هوش مصنوعی: وقتی سکندر از آنها شنید، یکی دیگر را برای جنگ آماده کرد.
گزین کرد ز ایرانیان سی هزارکه بودند با آلت کارزار
هوش مصنوعی: از بین ایرانیان، سی هزار نفر را انتخاب کرد که دارای تجهیزات جنگی بودند.
برفتند کارآزموده سرانزرهدار مردان جنگاوران
هوش مصنوعی: فرماندهان باتجربه و زرهپوش جنگجویان به میدان رفتهاند.
پس پشت ایشان ز رومی سواریکی قلب دیگر همان چل هزار
هوش مصنوعی: پس از آنکه رومیان شکست خوردند، یکی از سواران به سمت آنها رفت و قلب آن شخص دیگر به اندازهی چهل هزار نفر پر از احساسات و هیجانات بود.
پس پشت ایشان سواران مصردلیران و خنجرگزاران مصر
هوش مصنوعی: در پشت آنها سواران شجاع و دلیر از مصر و افرادی با خنجرهای آماده به نبرد وجود دارند.
برفتند شمشیرزن چل هزارهرانکس که بود از در کارزار
هوش مصنوعی: چل هزار شمشیرزن به میدان جنگ رفتند و هر کسی که در این نبرد شرکت داشت، از در بیرون رفت.
ز خویشان دارا و ایرانیانهرانکس که بود از نژاد کیان
هوش مصنوعی: از میان خویشاوندان ثروتمند و ایرانیان، هر کسی که از نسل کیانیان باشد.
ز رومی و از مصری و بربریسواران شایسته و لشکری
هوش مصنوعی: از سرزمینهای رومی، مصری و بربری، سواران شایسته و جنگجویانی جمع آمدهاند.
گزین کرد قیصر ده و دو هزارهمه رزمجوی و همه نامدار
هوش مصنوعی: قیصر دوازده هزار جنگجوی برجسته و مشهور را انتخاب کرد.
بدان تا پس پشت او زین گروهدر و دشت گردد به کردار کوه
هوش مصنوعی: بدان که تا زمانی که او از این گروه دور باشد، در و دشت به مانند کوه استوار و محکم خواهد بود.
از اخترشناسان و از موبدانجهاندیده و نامور بخردان
هوش مصنوعی: این بیت به افرادی اشاره دارد که در زمینههای علمی و دینی تبحر دارند، مانند اخترشناسان و موبدان. آنها افرادی با دانش و آگاهی بالا هستند که در طول تاریخ به خاطر خرد و فهم عمیقشان شناخته شدهاند.
همی برد با خویشتن شست مردپژوهندهٔ روزگار نبرد
هوش مصنوعی: مردی که در جستجوی حقیقت و واقعیتهای زندگی است، با خود و افکارش به جست و جوی روزگار و وقایع میپردازد.
چو آگاه شد فور کامد سپاهگزین کرد جای از در رزمگاه
هوش مصنوعی: وقتی که او متوجه شد، بلافاصله لشکر آمد و از در میدان جنگ، مکان مناسبی را انتخاب کرد.
به دشت اندرون لشکر انبوه گشتزمین از پی پیل چون کوه گشت
هوش مصنوعی: در دشت، سپاه فراوانی تشکیل شد و زمین به دلیل سنگینی و وسعت آن، مانند کوه به نظر میرسید.
سپاهی کشیدند بر چار میلپس پشت گردان و در پیش پیل
هوش مصنوعی: نیروهای نظامی به سمت میدان جنگ حرکت کردند و در پشت صف سربازان و جلوی فیلها قرار گرفتند.
ز هندوستان نیز کارآگاهانبرفتند نزدیک شاه جهان
هوش مصنوعی: از هند نیز خبرچینها به نزد شاه جهان رفتند.
بگفتند با او بسی رزم پیلکه او اسپ را بفگند از دو میل
هوش مصنوعی: گفتند که با او جنگهای زیادی انجام شده و او به قدری قوی است که قادر است اسب را از دو طرف به زمین بیندازد.
سواری نیارد بر او شدننه چون شد بود راه بازآمدن
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به او نزدیک شود، زیرا وقتی که در اوج قدرت و مقامش قرار دارد، راهی برای بازگشت ندارد.
که خرطوم او از هوا برترستز گردون مر او را زحل یاورست
هوش مصنوعی: خرطوم او از آسمان بلندتر است و از گردونه آسمانی بالاتر، زحل به او یاری میرساند.
به قرطاس بر پیل بنگاشتندبه چشم جهانجوی بگذاشتند
هوش مصنوعی: آنها بر روی کاغذ نوشتند و سپس آن را به دیدگان کسی که جستجوی حقیقت میکند، سپردند.
بفرمود تا فیلسوفان رومیکی پیل کردند پیشش ز موم
هوش مصنوعی: دستور داد تا فیلسوفان رومی، مجسمهای از فیل بسازند که از موم درست شده باشد و آن را به حضورش بیاورند.
چنین گفت کاکنون به پاکیزه رایکه آرد یکی چارهٔ این به جای
هوش مصنوعی: او گفت که اکنون با خیال پاک و درست، باید راه حلی برای این موضوع پیدا کند.
نشستند دانش پژوهان بهمیکی چاره جستند بر بیش و کم
هوش مصنوعی: دانشجویان در کنار یکدیگر نشسته و به دنبال راه حلی برای مسائل و مشکلات بودند.
یکی انجمن کرد ز آهنگرانهرانکس که استاد بود اندران
هوش مصنوعی: یك گروه از آهنگران گرد هم آمدند و هر كسی که در این حرفه استاد بود در آن جمع حضور داشت.
ز رومی و از مصری و پارسیفزون بود مرد از چهل بار سی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان از نظر ارزش و اهمیت، فراتر از نژاد و قومیت است. هر فردی میتواند از ویژگیها و توانمندیهای بیشتری برخوردار باشد که این خصوصیات او را متمایز میکند، حتی اگر از کشورهای مختلفی مانند روم، مصر یا پارس باشد. در نهایت، آنچه که مرد را ارزشمند میسازد، شخصیت و تواناییهای اوست، نه فقط ریشه فرهنگی یا نژادیاش.
یکی بارگی ساختند آهنینسوارش ز آهن ز آهنش زین
هوش مصنوعی: یک بار آهنگر سوارکاری آهنین ساخت و از آهن زینش را نیز از آهن درست کرد.
به میخ و به مس درزها دوختندسوار و تن باره بفروختند
هوش مصنوعی: سواران با میخ و مس درزهای لباس را دوختند و تان را به فروش گذاشتند.
به گردون براندند بر پیش شاهدرونش پر از نفط کرده سیاه
هوش مصنوعی: در آسمان، ابرهایی را میرانند که در برابر پادشاه قرار گرفتهاند و درون این ابرها، پر از مادهای سیاه و غلیظ است.
سکندر بدید آن پسند آمدشخردمند را سودمند آمدش
هوش مصنوعی: سکندر آن را مشاهده کرد و خیلی خوشش آمد. برای انسان دانا و آگاه هم این موضوع مفید و سودمند به نظر رسید.
بفرمود تا زان فزون از هزارز آهن بکردند اسپ و سوار
هوش مصنوعی: سلطان دستور داد که از آهن بیشتر از هزار قطعه بسازند تا اسب و سوار تهیه کنند.
ازان ابرش و خنگ و بور و سیاهکه دیدست شاهی ز آهن سپاه
هوش مصنوعی: این ابری که رنگش خنگ، بور و سیاه است، نشانهی آن است که شاهی، لشکری از آهن را مشاهده کرده است.
از آهن سپاهی به گردون براندکه جز با سواران جنگی نماند
هوش مصنوعی: یک نیروی نظامی از جنس آهن به آسمان میتازد تا هیچ چیزی جز سواران جنگی باقی نماند.