بخش ۴۳
هوش مصنوعی: در این متن، فردی به زودی به مرگ خود آگاه میشود و با سختیهای روزگارش روبرو میشود. او دبیر با تجربهای را فرا میخواند تا آخرین نامه و وصیتش را بنویسد. او به مادرش میگوید که نباید از مرگ او غمگین شود، چرا که مرگ بخشی طبیعی از زندگی است. او همچنین برای آینده کشور و مردمش نگرانیهایی دارد و از بزرگان روم میخواهد که به عهد و پیمانشان عمل کنند.
او به مادرش سفارش میکند که از ثروت و داراییهایش بهرهبرداری کند و به فرزندانش نیز یادآوری میکند که از نام و یاد او محافظت کنند. همچنین به تدفین خود اشاره میکند و میخواهد که مراسم funerales او با شکوه و احترام برگزار شود. در پایان، او نامهاش را به مهر میزند و دستوری میدهد تا خبر مرگش را به روم برسانند. این متن به نوعی تلخی و واقعیت مرگ و اهمیت یاد و نام انسانها اشاره دارد.
به بابل همان روز شد دردمندبدانست کامد به تنگی گزند
هوش مصنوعی: در آن روز به بابل رسیدم و در حالی که احساس درد و رنج میکردم، متوجه شدم که به زحمت و تنگنا دچار شدهام.
دبیر جهاندیده را پیش خواندهرانچش به دل بود با او براند
هوش مصنوعی: معلم باتجربه را فراخواند و هر چیزی که در دل داشت، با او در میان گذاشت.
به مادر یکی نامه فرمود و گفتکه آگاهی مرگ نتوان نهفت
هوش مصنوعی: به مادر یکی نامهای نوشت و گفت که نمیتوانی خبر مرگ را پنهان کنی.
ز گیتی مرا بهره این بد که بودزمان چون نکاهد نشاید فزود
هوش مصنوعی: از دنیا هیچ بهرهای برایم نیست، زمانی که چیزی از آن کاسته نشود، افزایش آن نیز ممکن نیست.
تو از مرگ من هیچ غمگین مشوکه اندر جهان این سخن نیست نو
هوش مصنوعی: نگران مرگ من نباش، چرا که در این دنیا چنین سخنی تازه و منحصر به فرد نیست.
هرانکس که زاید ببایدش مرداگر شهریارست گر مرد خرد
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنیا میآید، ناگزیر باید به زندگی ادامه دهد. اگر او یک پادشاه باشد، باید با حکمت و درایت رفتار کند.
بگویم کنون با بزرگان رومکه چون بازگردند زین مرز و بوم
هوش مصنوعی: میخواهم به بزرگان روم بگویم که وقتی به سرزمین ما برگردند، چه فکر و احساسی خواهند داشت.
نجویند جز رای و فرمان توکسی برنگردد ز پیمان تو
هوش مصنوعی: فقط نظر و دستور تو را جستجو میکنند و کسی از عهد و پیمان تو برنمیگردد.
هرانکس که بودند ز ایرانیانکزیشان بدی رومیان را زیان
هوش مصنوعی: هر کسی که از ایرانیان باشد و به خاطر آنها به رومیان آسیب برساند، بدی آن رومیان از اوست.
سپردم به هر مهتری کشوریکه گردد بر آن پادشاهی سری
هوش مصنوعی: من کشوری را به هر بزرگی سپردم که بر آن، پادشاهی زیرک و دانا حاکم شود.
همانا نیازش نیاید به رومبرآساید آن کشور و مرز و بوم
هوش مصنوعی: به راستی نیازی به روم ندارد تا آن کشور و سرزمین آرام بگیرد.
مرا مرده در خاک مصر آگنیدز گفتار من هیچ مپراگنید
هوش مصنوعی: مرا در خاک مصر به عنوان یک مرده شناختند، اما از سخنان من هیچ نادیده نگیرند.
به سالی ز دینار من صدهزارببخشید بر مردم خیشکار
هوش مصنوعی: سالها پیش، من صد هزار دینار به افرادی که به من نزدیک بودند، بخشیدم.
گر آید یکی روشنک را پسربود بیگمان زنده نام پدر
هوش مصنوعی: اگر کسی فرزندی از روشنایی را به دنیا بیاورد، بدون شک این فرزند نام پدر را زنده خواهد کرد.
نباید که باشد جزو شاه رومکه او تازه گرداند آن مرز و بوم
هوش مصنوعی: نباید کسی در میان حاکمان باشد که تازه به قدرت رسیده و بخواهد سرزمین را زیر سلطه خود بگیرد.
وگر دختر آید به هنگام بوسبه پیوند با تخمهٔ فیلقوس
هوش مصنوعی: اگر دختری در زمان بوسه به دنیا بیاید، به خاطر پیوند با نسل فیلقوس خواهد بود.
تو فرزند خوانش نه داماد منبدو تازه کن در جهان یاد من
هوش مصنوعی: تو فرزند دانش و علم من هستی، نه شوهر من. برو و در دنیا یاد و نام من را زنده کن.
دگر دختر کید را بیگزندفرستید نزد پدر ارجمند
هوش مصنوعی: دختر کید را بدون هیچ آسیب و خطری به نزد پدر محترمش فرستادند.
ابا یاره و برده و نیکخواهعمار بسیچید بااو به راه
هوش مصنوعی: با کمک دوستان و افرادی که به من علاقه دارند و نیکاندیش هستند، راه دشواری را پیش میرویم.
همان افسر و گوهر و سیم و زرکه آورده بود او ز پیش پدر
هوش مصنوعی: همان مقام و دارایی و ثروتی که او از پدرش به ارث برده بود.
به رفتن چنو گشت همداستانفرستید با او به هندوستان
هوش مصنوعی: او به همراه تعدادی دیگر تصمیم گرفته تا به هند برود و به همین خاطر با او همراهی کردند.
من ایدر همه کار کردم به برگبه بیچارگی دل نهادم به مرگ
هوش مصنوعی: من در هر موضوعی تلاش کردم، اما در نهایت ناامید شدم و دل را به زحمت و از دست دادن سپردم.
نخست آنک تابوت زرین کنندکفن بر تنم عنبر آگین کنند
هوش مصنوعی: ابتدا بر تن من کفنی از عطر و طلا قرار خواهند داد.
ز زربفت چینی سزاوار منکسی کو بپیچد ز تیمار من
هوش مصنوعی: کسی که شایسته من است، باید از زربفت چینی باشد و بتواند از نگرانیهای من دوری کند.
در و بند تابوت ما را به قیربگیرند و کافور و مشک و عبیر
هوش مصنوعی: در و دیوار تابوت ما را با قیر بپوشانند و با خوشبوکنندههایی نظیر کافور، مشک و عطر مزین کنند.
نخست آگنند اندرو انگبینزبر انگبین زیر دیبای چین
هوش مصنوعی: نخست از درختان عسل با کیفیت را میچینند و سپس آن را در پارچهای زیبا و با رنگی خاص قرار میدهند.
ازان پس تن من نهند اندرانسرآمد سخن چون برآمد روان
هوش مصنوعی: از آن لحظه به بعد، بدن من را در همان جا قرار میدهند که سخن به پایان میرسد، زیرا وقتی که روح بالا میآید، بدن دیگر اهمیتی ندارد.
تو پند من ای مادر پرخردنگهدار تا روز من بگذرد
هوش مصنوعی: ای مادر خردمند، نصیحتهای من را حفظ کن تا زمانی که زندگیام به پایان برسد.
ز چیزی که آوردم از هند و چینز توران و ایران و مکران زمین
هوش مصنوعی: من از سرزمینهای هند و چین، و همچنین از توران، ایران و مکران، چیزهایی را به ارمغان آوردهام.
بدار و ببخش آنچ افزون بودوز اندازهٔ خویش بیرون بود
هوش مصنوعی: بیش از آنچه لازم است، نگهداری نکن و ببخش آنچه که فراتر از نیازت است.
به تو حاجت آنستم ای مهربانکه بیدار باشی و روشنروان
هوش مصنوعی: من به تو نیاز دارم ای مهربان، که همیشه بیدار و آگاه باشی.
نداری تن خویش را رنجه بسکه اندر جهان نیست جاوید کس
هوش مصنوعی: بدان که خودت را بیش از این آزار نده، چرا که هیچکس در این دنیا جاودانه نیست.
روانم روان ترا بیگمانببیند چو تنگ اندر آید زمان
هوش مصنوعی: روح من به یقین تو را خواهد دید، وقتی که زمان به تنگنا بیفتد.
شکیبایی از مهر نامیتر استسبکسر بود هرک او کهتر است
هوش مصنوعی: صبر و استقامت ناشی از عشق و محبت، ارزش بیشتری دارد. هر کس که نادان و بیتوجه باشد، نمیتواند به این حقیقت پی ببرد.
ترا مهر بد بر تنم سال و ماهکنون جان پاکم ز یزدان بخواه
هوش مصنوعی: عشق تو به من چنان عمیق شده که زمان برایم بیمعناست. اکنون از خداوند میخواهم که جان پاکم را با عشق تو بیاراید.
بدین خواستن باش فریادرسکه فریادرس باشدم دسترس
هوش مصنوعی: به کسی که برای کمک و حمایت به او نیاز داریم، نیاز داریم که دست ما را بگیرد و یاریگر ما باشد.
نگر تا که بینی به گرد جهانکه او نیست از مرگ خستهروان
هوش مصنوعی: نگاه کن به دور و برت در جهان؛ کسی که از مرگ ناامید باشد، در واقع وجود ندارد.
چو نامه به مهر اندر آورد و بندبفرمود تا بر ستور نوند
هوش مصنوعی: وقتی نامه را با مهر مهرed کرد و دستور داد تا آن را به پشت اسب ببندند.
ز بابل به روم آورند آگهیکه تیره شد آن فر شاهنشهی
هوش مصنوعی: از بابل تا روم خبر میرسد که نژاد آن فر شاهی تاریک و محنتزده شده است.