بخش ۹
هوش مصنوعی: این متن درباره خردمندی و تدابیر اردشیر شاه است. او به اهمیت علم و هنر در فرمانروایی تأکید میکند و نسبت به پرورش جوانان و آموزش آنان در امور جنگی و مدیریتی توجه ویژهای دارد. اردشیر به فرماندهانش دستور میدهد تا جوانان را در فنون مختلف آموزش دهند، به طوری که هر کس از جامعه بتواند در صورت نیاز به لشکر کمک کند.
او همچنین بر ضرورت عدالت و بهرهمندی از دانایان تأکید میکند و میفرماید که باید نسبت به بیعدالتیها و نادانیها هوشیار بود. با برقراری نظامی عادلانه و توجه به زیر دستان، او میخواهد کشور را آباد کند و از کاهش فقر و مشکلات اجتماعی جلوگیری نماید.
اردشیر بر این باور است که شهروندان باید نسبت به یکدیگر محبت و احترام داشته باشند و در جنگها نیز به دشمن خود بیرحمی نکنند. او در نهایت به اهمیت همکاری و پرهیز از تفرقه در میان مردم اشاره میکند و بر آگاهی از اوضاع داخلی و خارجی تأکید میکند تا بتواند حکومتی موفق و پایدار برقرار کند.
کنون از خردمندی اردشیرسخن بشنو و یک به یک یادگیر
هوش مصنوعی: الان به اطلاعات و دانش اردشیر توجه کن و به تدریج آن را یاد بگیر.
بکوشید و آیین نیکو نهادبگسترد بر هر سوی مهر و داد
هوش مصنوعی: سعی کنید و اصول خوب را در هر گوشه از انصاف و محبت گسترش دهید.
به درگاه چون خواست لشکر فزونفرستاد بر هر سوی رهنمون
هوش مصنوعی: وقتی خواسته شد که لشکر بیشتری به میدان بیفتد، راهنماهایی به هر سمت فرستاد.
که تا هرکسی را که دارد پسرنماند که بالا کند بیهنر
هوش مصنوعی: هر کسی که پسری دارد، نباید فرصتی بیابد تا او را بدون هنر و دانش بزرگ کند.
سواری بیاموزد و رسم جنگبه گرز و کمان و به تیر خدنگ
هوش مصنوعی: شخصی باید سوارکاری و فنون جنگ را با استفاده از چکشی بزرگ، کمان و تیر بیاموزد.
چو کودک ز کوشش به مردی شدیبهر بخششی در بی آهو بدی
هوش مصنوعی: وقتی که به بلوغ و رشد رسیدی و از تلاش و کوشش خود به موفقیت دست پیدا کردی، به دیگران نیز با گشادهدستی و مهربانی کمک کردی.
ز کشور به درگاه شاه آمدندبدان نامور بارگاه آمدند
هوش مصنوعی: از سرزمین خود به دربار شاه آمدند و به آن مکان مشهور و با اعتبار رسیدند.
نوشتی عرض نام دیوان اویبیاراستی کاخ و ایوان اوی
هوش مصنوعی: تو نام و نوشتههای او را به زیبایی آراستهای، همانطور که کاخ و ایوان او را زینت دادهای.
چو جنگ آمدی نورسیده جوانبرفتی ز درگاه با پهلوان
هوش مصنوعی: زمانی که جنگ شروع شد، جوان تازهکار به همراه پهلوان از درگاه خارج شد.
یکی موبدان را ز کارآگهانکه بودی خریدار کار جهان
هوش مصنوعی: یک نفر از بزرگترها یا دانایان پرسید که چه کسی مسئول خرید و انجام کارهای دنیا است؟
ابر هر هزاری یکی کارجویبرفتی نگه داشتی کار اوی
هوش مصنوعی: ابر، در هر هزار قطرهاش، یک قطرهی کارگری را پیدا کرد که در حال تلاش و کوشش است و تو هم به آن توجه کردی.
هرانکس که در جنگ سست آمدیبه آورد ناتندرست آمدی
هوش مصنوعی: هر کس که در میدان جنگ تردید و سستی نشان دهد، به نتیجهای مناسب و پیروزمند نخواهد رسید.
شهنشاه را نامه کردی برانهم از بیهنر هم ز جنگآوران
هوش مصنوعی: شما نامهای به شاه مینویسید، اما این نامه نه تنها از کسانی که بیهنر هستند، بلکه همچنین از جنگجویان نیز مایه نمیگیرد.
جهاندار چون نامه برخواندیفرستاده را پیش بنشاندی
هوش مصنوعی: وقتی حاکم جهان نامه را خواند، فرستاده را به نزد خود دعوت کرد و نشاند.
هنرمند را خلعت آراستیز گنج آنچ پرمایهتر خواستی
هوش مصنوعی: هنرمند را با لباسی زیبا و با ارزش تزئین کردهای، به آن چیزی که از گنج بیشتر ارزشمند است، میتوانی دست یابی.
چو کردی نگاه اندران بیهنرنبستی میان جنگ را بیشتر
هوش مصنوعی: زمانی که به آن بیهنر نگریستی، مانع افزایش درگیری و جنگ نشدی.
چنین تا سپاهش بدانجا رسیدکه پهنای ایشان ستاره ندید
هوش مصنوعی: سپاهیان آنچنان به آن مکان رسیدند که دیگر هیچ ستارهای در آسمان دیده نمیشد.
ازیشان کسی را که بد رایزنبرافراختندی سرش ز انجمن
هوش مصنوعی: از میان آنها، کسی که با نظر بد صحبت میکرد، سرش را از جمع بلند کرد.
که هرکس که خشنودی شاه جستزمین را به خوان دلیران بشست
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال رضایت شاه باشد، باید زمین را با تلاش و دلیری خود شستشو دهد.
بیابد ز من خلعت شهریاربود در جهان نام او یادگار
هوش مصنوعی: او از من نشانی از عظمت و شان سلطنت خواهد یافت و نام او در جهان باقی و یادگاری برای همیشه خواهد بود.
به لشکر بیاراست گیتی همهشبان گشت و پرخاشجویان رمه
هوش مصنوعی: تمام دنیا مانند یک لشکر آماده شده است و همگان به دنبال جنگ و نبرد هستند، در این میان، شبانان و نگهبانان به تلاش و کشمکش مشغولاند.
به دیوانش کارآگهان داشتیبه بیدانشی کار نگذاشتی
هوش مصنوعی: اگر با افراد آگاه و خبره مشورت میکردی، میتوانستی به راحتی کارهای خود را پیش ببری، اما به دلیل نادانیات این امکان را از دست دادی.
بلاغت نگه داشتندی و خطکسی کو بدی چیره بر یک نقط
هوش مصنوعی: بلاغت و هنر سخنوری را حفظ کردهاند، اما کسی که توانسته بر یک نکته تسلط پیدا کند، در واقع از دیگران پیشی گرفته است.
چو برداشتی آن سخن رهنمونشهنشاه کردیش روزی فزون
هوش مصنوعی: وقتی آن سخن را برداشتید، شاه با آن راهنمایی کرد که روزی بیشتری برایتان به وجود آورد.
کسی را که کمتر بدی خط و ویرنرفتی به دیوان شاه اردشیر
هوش مصنوعی: اگر کسی کمتر از تو به خط و نگارش عشق ورزیده باشد، میتواند به دیوان شاه اردشیر راه یابد.
سوی کارداران شدندی به کارقلمزن بماندی بر شهریار
هوش مصنوعی: به سوی مسئولان رفتند و در حین کار نوشتن، بر روی شاه ماندند.
شناسنده بد شهریار اردشیرچو دیدی به درگاه مرد دبیر
هوش مصنوعی: وقتی که شاختار بزرگ اردشیر را دیدی که در درگاه نیکوکاری مرد دانایی ایستاده است.
نویسنده گفتی که گنج آگنیدهم از رای او رنج بپراگنید
هوش مصنوعی: اگر نویسنده گفته که گنجی را به دست آوردهای، باید از نظر او رنج و دشواریها را دور بریزی.
بدو باشد آباد شهر و سپاههمان زیردستان فریادخواه
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که باید شهر به خوبی و آبادانی برسد و مردم زیر دست باید صدای خود را بلند کنند و نیازهایشان را بیان کنند.
دبیران چو پیوند جان منندهمه پادشا بر نهان منند
هوش مصنوعی: دبیران مانند پیوندی هستند که به جان من ارتباط دارند و همه آنها بر رازهای من آگاه هستند.
چو رفتی سوی کشور کارداربدو شاه گفتی درم خوار دار
هوش مصنوعی: وقتی به سرزمین کارها رفتی، به شاه گفتی که پولت را بیارزش نگهدار.
نباید که مردم فروشی به گنجکه برکس نماند سرای سپنج
هوش مصنوعی: نباید که انسانها خود را به خاطر wealth و ثروت زیر پا بگذارند، چون در نهایت هیچ چیز از دنیا باقی نمیماند و همه چیز از بین میرود.
همه راستی جوی و فرزانگیز تو دور باد آز و دیوانگی
هوش مصنوعی: همهچیزهایی که درست و خردمندانهاند، از طمع و دیوانگی تو دور بمانند.
ز پیوند و خویشان مبر هیچکسسپاه آنچ من یار دادمت بس
هوش مصنوعی: به هیچکس وابستگی و پیوند خویش را نبر، زیرا من برای تو یاری فراهم کردهام که هیچ سپاهی نمیتواند آن را کنار بگذارد.
درم بخش هر ماه درویش رامده چیز مرد بداندیش را
هوش مصنوعی: هر ماه به درویش چیزی نده، زیرا مرد بداندیش ارزش آن را نمیداند.
اگر کشور آباد داری به دادبمانی تو آباد وز داد شاد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کشورت شکوفا و پر رونق باشد، باید به عدالت و انصاف پایبند باشی تا همواره در خوشی و آرامش زندگی کنی.
و گر هیچ درویش خسپد به بیمهمی جان فروشی به زر و به سیم
هوش مصنوعی: اگر هیچ درویشی از ترس بخوابد، جان خود را به خاطر طلا و نقره میفروشد.
هرانکس که رفتی به درگاه شاهبه شایسته کاری و گر دادخواه
هوش مصنوعی: هر کسی که به درگاه پادشاه برود، باید با شایستگی و با درخواست مناسب وارد شود.
بدندی به سر استواران اویبپرسیدن از کارداران اوی
هوش مصنوعی: به سر و سامان استواران او، بپرسید از کار افراد مؤثر او.
که دادست ازیشان و بگرفت چیزوزیشان که خسپد به تیمار نیز
هوش مصنوعی: کسی که از اینان چیزی را به دست آورد و از آنان چیزی را گرفت، به همان اندازه که طمع میورزد، باید مراقب هم باشد.
دگر آنک در شهر دانا کهاندگر از نیستی ناتوانا کهاند
هوش مصنوعی: در شهر آگاهان، اگر کسانی هستند که از نبودن و ناتوانی رنج میبرند، نشان از جهالت آنهاست.
دگر کیست آنک از در پادشاستجهاندیده پیرست و گر پارساست
هوش مصنوعی: آیا کسی دیگر هست که از درگاه پادشاه وارد شده و در عین حال سالخورده و باتجربه باشد، یا اگر هم پارسا باشد؟
شهنشاه گوید که از رنج منمبادا کسی شاد بیگنج من
هوش مصنوعی: پادشاه میگوید که کسی از رنج و غم من خوشحال نشود، حتی اگر از ثروت من بهرهمند شود.
مگر مرد با دانش و یادگیرچه نیکوتر از مرد دانا و پیر
هوش مصنوعی: آیا کسی که دانش و آگاهی را به دست میآورد، بهتر از کسی نیست که تنها دانش دارد و سنش بالا رفته است؟
جهاندیدگان را همه خواستارجوان و پسندیده و بردبار
هوش مصنوعی: همه افرادی که تجربههای زیادی در زندگی دارند، به دنبال جوانی میگردند که زیبا و با وقار باشد و قدرت تحمل و بردباری داشته باشد.
جوانان دانا و دانشپذیرسزد گر نشینند بر جای پیر
هوش مصنوعی: چشم روشنی برای جوانان باهوش و یادگیرنده این است که در جایگاه بزرگترها بنشینند و از تجربیات آنها بهرهمند شوند.
چو لشکرش رفتی به جایی به جنگخرد یار کردی و رای و درنگ
هوش مصنوعی: وقتی سپاه تو به مکانی رفت، برای مقابله با دشمن، با هوش و تفکر جلو آمدی و درنگ نکردی.
فرستادهای برگزیدی دبیرخردمند و با دانش و یادگیر
هوش مصنوعی: تو یک فرد باهوش و دانا را انتخاب کردی تا به عنوان فرستادهات فعالیت کند.
پیامی به دادی به آیین و چرببدان تا نباشد به بیداد حرب
هوش مصنوعی: پیامی به کسی دادید که با قوانین صحیح و نیکو رفتار کند تا از ظلم و ستم دور بماند.
فرستاده رفتی بر دشمنشکه بشناختی راز پیراهنش
هوش مصنوعی: تو به سوی دشمن فرستادهای که راز پیراهنش را بشناسد.
شنیدی سخن گر خرد داشتیغم و رنج بد را به بد داشتی
هوش مصنوعی: اگر باهوش بودی، حرفها را میفهمیدی و درد و رنج بد را به بدی نمیپذیرفتی.
بدان یافت او خلعت شهریارهمان عهد و منشور با گوشوار
هوش مصنوعی: او به مقام والای پادشاهی دست یافت و همانند عهد و پیمان خود، نشان و زینتی به مانند گوشواره دریافت کرد.
وگر تاب بودی به سرش اندرونبه دل کین و اندر جگر جوش خون
هوش مصنوعی: اگر او تاب و توان داشت، در دلش کینهای نهفته بود و در وجودش خونی به جوش میآمد.
سپه را بدادی سراسر درمبدان تا نباشند یک تن دژم
هوش مصنوعی: تو سپاه را کاملاً طلا بخشیدی تا هیچکس غمگین و ناراحت نباشد.
یکی پهلوان خواستی نامجویخردمند و بیدار و آرامجوی
هوش مصنوعی: شخصی را جستجو میکنی که دارای قدرت و شجاعت باشد، همچنین دانا، هوشیار و آرامشطلب باشد.
دبیری به آیین و با دستگاهکه دارد ز بیداد لشکر نگاه
هوش مصنوعی: دبیری با هنر و با لوازم مناسب که از ظلم و ستم نیروهای دشمن محافظت میکند.
وزان پس یکی مرد بر پشت پیلنشستی که رفتی خروشش دو میل
هوش مصنوعی: پس از آن، مردی بر پشت فیل نشسته که با صدای خروشش دو میل (محور یا جهت) را تغییر میدهد.
زدی بانگ کای نامداران جنگهرانکس که دارد دل و نام و ننگ
هوش مصنوعی: با صدا زدن نامآوران جنگ، هر کسی که دل و نام و غیرت دارد را فراخواندی.
نباید که بر هیچ درویش رنجرسد گر بر آنکس بود نام و گنج
هوش مصنوعی: نباید برای هیچ درویشی زحمت و ناراحتی پیش بیاید، حتی اگر آن فرد دارای نام و دارایی باشد.
به هر منزلی در خورید و دهیدبران زیردستان سپاسی نهید
هوش مصنوعی: در هر مکانی که هستید، مناسب است که احترام و قدردانی نسبت به زیردستان را نشان دهید و به آنها محبت کنید.
به چیز کسان کس میازید دستهرانکس که او هست یزدانپرست
هوش مصنوعی: به هیچ چیز افراد حسادت نکنید و به دست هر کسی که هست احترام بگذارید، چون او یزدانپرست است.
به دشمن هرانکس که بنمود پشتشود زان سپس روزگارش درشت
هوش مصنوعی: هر کسی که به دشمن خود پشت کند، روزگارش بعد از آن سخت و دشوار خواهد شد.
اگر دخمه باشد به چنگال اویوگر بند ساید بر و یال اوی
هوش مصنوعی: اگر در جایی به دست او بیفتی یا اگر گرفتار زنجیر و موی او شوی، در هر صورت به او وابسته خواهی بود.
ز دیوان دگر نام او کرده پاکخورش خاک و رفتنش بر تیره خاک
هوش مصنوعی: از دفتر دیگری نام او را از یاد بردهاند. او مانند خورشید درخشان است که به خاک میپیوندد و پس از رفتنش، تاریکی بر زمین حاکم میشود.
به سالار گفتی که سستی مکنهمان تیز و پیش دستی مکن
هوش مصنوعی: به رهبر سفارش کردهای که سست نشود و همیشه هوشیار و پیشدست باشد.
همیشه به پیش سپه دار پیلطلایه پراگنده بر چار میل
هوش مصنوعی: همیشه به جلو همراه با فرماندهی که شجاعت و قدرت دارد، با نشانههای پراکنده بر هر چهار سو.
نخستین یکی گرد لشکر به گردچو پیش آیدت روز ننگ و نبرد
هوش مصنوعی: اولین نفر از جمعیت دشمن به سوی تو میآید، در روزی که مایهی ننگ و نبرد است.
به لشکر چنین گوی کاین خود کیندبدین رزمگاه اندرون برچیند
هوش مصنوعی: به سربازان بگو که این شخص در میدان جنگ چه کار میکند و چگونه باید از آنجا بیرون برود.
از ایشان صد اسپ افگن از ما یکیهمان صد به پیش یکی اندکی
هوش مصنوعی: از آنها صد تا اسب دفعه میزنند، اما از ما فقط یکی میآید و همان یک هم در برابر یک نفر دیگر کافی است.
شما را همه پاک برنا و پیرستانم همه خلعت از اردشیر
هوش مصنوعی: من شما را با هر سن و سالی که دارید، پاک و بیآلایش میدانم و همه شما را همچون جامهای از نیکویی و جمال میبینم.
چو اسپ افگند لشکر از هر دو روینباید که گردان پرخاشجوی
هوش مصنوعی: چون اسب لشکر را بهم میزند، از هر دو سمت نباید که جنگجویی پرخاشگر باشد.
بیاید که ماند تهی قلب گاهوگر چند بسیار باشد سپاه
هوش مصنوعی: بیایید به این نتیجه برسیم که حتی اگر در ظاهر تعداد افراد زیاد باشد، وجود قلبی خالی و بیاحساس در درون، هیچ ارزشی ندارد.
چنان کن که با میمنه میسرهبکوشند جنگآوران یکسره
هوش مصنوعی: به گونهای عمل کن که جنگآوران به طور یکپارچه و هماهنگ از سمت راست و چپ به مبارزه بپردازند.
همان نیز با میسره میمنهبکوشند و دلها همه بر بنه
هوش مصنوعی: آنها نیز با شجاعت و تلاشی خستگیناپذیر کوشش میکنند و دلها را در کنار هم قرار میدهند.
بود لشکر قلب بر جای خویشکس از قلبگه نگسلد پای خویش
هوش مصنوعی: لشکر قلب در جای خود قرار دارد و هیچکس از مرکز آن نمیتواند پا بگذارد.
وگر قلب ایشان بجنبد ز جایتو با لشکر از قلبگاه اندر آی
هوش مصنوعی: اگر دل آنان به تلاطم بیفتد، تو با سپاه و نیرو به قلب آنها وارد شو.
چو پیروز گردی ز کس خون مریزکه شد دشمن بدکنش در گریز
هوش مصنوعی: زمانی که پیروز شدی، از کشتن کسی بپرهیز، زیرا ممکن است دشمنی که بد کرده، از تو بگریزد.
چو خواهد ز دشمن کسی زینهارتو زنهارده باش و کینه مدار
هوش مصنوعی: اگر کسی از دشمن درخواست کمک کرد، تو او را یاری کن و کینهای در دل نگداشته باش.
چو تو پشت دشمن ببینی به چیزمپرداز و مگذر هم از جای نیز
هوش مصنوعی: وقتی که خطر را از طرف دشمن دیدی، نباید به چیزهای بیاهمیت توجه کنی و نباید هم از محلی که هستی دور شوی.
نباید که ایمن شوید از کمینسپه باشد اندر در و دشت کین
هوش مصنوعی: نباید از خطرات و دشمنیها احساس امنیت کنید، چرا که در هر جا، چه در کوه و دشت، کمینگاه دشمنان وجود دارد.
هرآنگه که از دشمن ایمن شویسخن گفتن کس همی نشنوی
هوش مصنوعی: هر زمان که از خطر دشمن در امان باشی، دیگر صدای گفتار هیچکس را نمیشنوی.
غنیمت بدان بخش کو جنگ جستبه مردی دل از جان شیرین بشست
هوش مصنوعی: به دست آوردن فرصت را مغتنم بشمار، زیرا که جنگ به مردانگی و شجاعت نیاز دارد و باید از جان شیرین خود برای آن بگذری.
هرانکس که گردد به دستت اسیربدین بارگاه آورش ناگزیر
هوش مصنوعی: هر کسی که گرفتار تو شود، ناچار باید به این مکان بیاید.
من از بهر ایشان یکی شارستانبرآرم به بومی که بد خارستان
هوش مصنوعی: من برای آنها یک شهر درست میکنم، در مکانی که قبلاً پر از خار و خاشاک بود.
ازین پندها هیچ گونه مگردچو خواهی که مانی تو بیرنج و درد
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که از این نصیحتها غافل نشوی، زیرا اگر میخواهی که زندگیات بدون زحمت و دردسر باشد، باید به آنها توجه کنی.
به پیروزی اندر به یزدان گرایکه او باشدت بیگمان رهنمای
هوش مصنوعی: برای دستیابی به موفقیت، به خداوند روی بیاور، زیرا او بدون تردید راهنمای تو خواهد بود.
ز جایی که آمد فرستادهایز ترکی و رومی و آزادهای
هوش مصنوعی: از جایی که پیام آور رسیده، مسافرانی از ترک و روم و آزادگان آمدهاند.
ازو مرزبان آگهی داشتیچنین کارها خوار نگذاشتی
هوش مصنوعی: تو از مرزبان آگاه بودی و به همین دلیل کارهای ناپسند و بیارزش را نادیده گرفتی.
بره بر بدی خان او ساختهکنارنگ زان کار پرداخته
هوش مصنوعی: برهای که به بدیهای خان خود عادت کرده، رنگ و نشانههای آن کار را به خوبی میشناسد.
ز پوشیدنیها و از خوردنینیازش نبودی به گستردنی
هوش مصنوعی: از لباسها و غذاها نیازی نداشتی به چیزهای بیشتری.
چو آگه شدی زان سخن کاردارکه او بر چه آمد بر شهریار
هوش مصنوعی: وقتی از آن حرف باخبر شدی که کارگذار درباره چه موضوعی به پادشاه گزارش داده است.
هیونی سرافراز و مردی دبیربرفتی به نزدیک شاه اردشیر
هوش مصنوعی: هیونی با افتخار و مردی اهل نوشتن، به نزد شاه اردشیر رفتند.
بدان تا پذیره شدندی سپاهبیاراستی تخت پیروز شاه
هوش مصنوعی: بدان که هنگامی که سپاه آماده شد، پادشاه پیروز تخت خود را آراسته کرد.
کشیدی پرستنده هر سو ردههمه جامههاشان به زر آژده
هوش مصنوعی: تو به هر سو پرستندگان را دعوت کردی و همه لباسهایشان را به طلا تغییر دادی.
فرستاده را پیش خود خواندیبه نزدیکی تخت بنشاندی
هوش مصنوعی: فرستاده را نزد خود فراخواندی و در کنار تخت نشاندی.
به پرسش گرفتی همه راز اویز نیک و بد و نام و آواز اوی
هوش مصنوعی: تو از من دربارهی تمام زیر و بم زندگی او، از خوبیها و بدیها و نام و شهرتش سوال کردی.
ز داد و ز بیداد وز کشورشز آیین وز شاه وز لشکرش
هوش مصنوعی: این جمله به وضوح به مفاهیم عدالت و ظلم، کشور و قوانین آن، و همچنین به شاه و سپاه اشاره دارد. به طور کلی، از این جمله میتوان فهمید که فرد به مسائل اجتماعی و سیاسی توجه دارد و در مورد شرایط کشور و حاکمیت سخن میگوید. موضوعاتی مانند دادگری و ستم، نظامنامهها و نقش حکومت و نیروهای نظامی در جامعه مفاهیمی هستند که مورد بررسی قرار گرفتهاند.
به ایوانش بردی فرستادهواربیاراستی هرچ بودی به کار
هوش مصنوعی: تو به ایوانش فرستادهای را فرستادی و هر چیزی که بود را به خوبی آماده کردی.
وزان پس به خوان و میش خواندیبر تخت زرینش بنشاندی
هوش مصنوعی: سپس تو بر سر سفره و با گوسفندانی که در کنار هستند، او را بر تخت زرینی نشاندی.
به نخچیر بردیش با خویشتنشدی لشکر بیشمار انجمن
هوش مصنوعی: تو را به شکار بردم و در کنار خود داشتم، حالا گروهی بزرگ از دوستان و همراهان جمع شدهاند.
کسی کردنش را فرستادهواربیاراستی خلعت شهریار
هوش مصنوعی: کسی که به زیبایی و شایستگی مخصوصی لباس و زینتهای پادشاه را بر تن کرده است.
به هر سو فرستاد پس موبدانبیآزار و بیداردل بخردان
هوش مصنوعی: موبدان بیخطر و دلباخته به خردمندان را به همه جا فرستادند.
که تا هر سوی شهرها ساختندبدین نیز گنجی بپرداختند
هوش مصنوعی: در هر طرف شهرها بناهایی ساختهاند و به همین منظور هزینهای را پرداخت کردهاند.
بدان تا کسی را که بیخانه بودنبودش نوا بخت بیگانه بود
هوش مصنوعی: اگر کسی در زندگی خود بدون سرپناه باشد، نخواهد توانست از خوشی و شادکامی بهرهمند شود و در واقع خوشبختی به او نزدیک نخواهد بود.
همان تا فراوان شود زیردستخورش ساخت با جایگاه نشست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی کسی در یک موقعیت عالی و خوش شانسی قرار میگیرد، ممکن است آنچه را که در اختیار دارد به دیگران منتقل کند و فرصتهای بیشتری برای دیگران ایجاد کند. در واقع، برقراری دسترسی و فرصت برای دیگران به رشد و افزایش منابع کمک میکند.
ازو نام نیکی بود در جهانچه بر آشکار و چه اندر نهان
هوش مصنوعی: او نام نیک و مثبتی در دنیا دارد که هم آشکار است و هم پنهان.
چو او در جهان شهریاری نبودپس از مرگ او یادگاری نبود
هوش مصنوعی: وقتی او در جهان سلطنتی نداشت، پس از مرگش هیچ نشانی از او باقی نماند.
منم ویژه زنده کن نام اویمبادا جز از نیکی انجام اوی
هوش مصنوعی: من به خاطر یاد او زندهام و امیدوارم که تنها کارهای نیک را از او شاهد باشم.
فراوان سخن در نهان داشتیبه هر جای کارآگهان داشتی
هوش مصنوعی: تو در دل خود، دانستههای زیادی را پنهان کردهای و در هر موقعیتی، افراد با تجربه و کارآزمودهای را داری.
چو بیمایه گشتی یکی مایهدارازان آگهی یافتی شهریار
هوش مصنوعی: وقتی که تو بدون ارزش و بیخاصیت شدی، یک فرد با ارزش از آنچه که تو هستی آگاه شده و برای تو مقام و ارزش قائل گردید.
چو بایست برساختی کار اوینماندی چنان تیره بازار اوی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی کار او را به درستی انجام دهی، نباید بگذاری که او در وضعیت ناگواری باقی بماند.
زمین برومند و جای نشستپرستیدن مردم زیردست
هوش مصنوعی: زمین به خاطر سرسبزیاش و همچنین فضایی که برای عبادت و پرستش افراد ناتوان فراهم میکند، ارزشمند و مورد ستایش است.
بیاراستی چون ببایست کارنگشتی نهانش به کس آشکار
هوش مصنوعی: تو کار را به نحوی زیبا و درست ساماندهی کردی که هیچکس از آن آگاه نشد.
تهیدست را مایه دادی بسیبدو شاد کردی دل هرکسی
هوش مصنوعی: به کسی که نیازمند و بیپول است، کمک کردی و با این کار دل او و دیگران را شاد کردی.
همان کودکان را به فرهنگیانسپردی چو بودی ورا هنگ آن
هوش مصنوعی: تو همانند کودکان را به آموزگاران سپردی، وقتی که خود در آنجا بودی.
به هر برزنی در دبستان بدیهمان جای آتشپرستان بدی
هوش مصنوعی: هر جا که در مدرسه به بدی و ناپسند رفتار کنند، همانجا مانند آتشپرستان بدکار است.
نماندی که بودی کسی را نیازنگه داشتی سختی خویش راز
هوش مصنوعی: تو دیگر در کنار کسی نبودی که نیازش را بفهمی و در سختیها با او رازی به اشتراک بگذاری.
به میدان شدی بامداد پگاهبرفتی کسی کو بدی دادخواه
هوش مصنوعی: صبح زود به میدان رفتی، اما کسی که برای دادخواهی تو بیاید، نرفت.
نچستی بداد اندر آزرم کسچه کهتر چه فرزند فریادرس
هوش مصنوعی: اگر در دل کسی حرمت و احترام او را نداشته باشی، فرقی نمیکند که آن شخص از چه قشری باشد؛ چه کوچکتر باشد و چه فرزند کسی بزرگ و قدرتمند.
چه کهتر چه مهتر به نزدیک اوینجستی همی رای تاریک اوی
هوش مصنوعی: چه براتر چه پایینتر، نزد او (خدا) پاک نمیشود، زیرا اندیشهاش همواره تاریک است.
ز دادش جهان یکسر آباد کرددل زیردستان به خود شاد کرد
هوش مصنوعی: از عدالت او، دنیا به طور کلی ساخته و آباد شد و دلهای زیر دستان را مسرور و شاد کرد.
جهاندار چون گشت با داد جفتزمانه پی او نیارد نهفت
هوش مصنوعی: زمانی که فرمانروا با عدالت و انصاف بر دنیا حکمرانی کند، هیچ چیز نمیتواند او را از مسیرش منحرف کند و زمانه نمیتواند او را از اهدافش دور سازد.
فرستاده بودی به گرد جهانخردمند و بیدار کارآگهان
هوش مصنوعی: تو به دور دنیا افرادی آگاه و عاقل را فرستاده بودی تا کارها را به خوبی انجام دهند.
به جایی که بودی زمینی خرابوگر تنگ بودی به رود اندر آب
هوش مصنوعی: جایی که تو هستی، زمین ویران و نابود شده است و اگر به آنجا نمیآمدی، در رودخانه غرق میشدی.
خراج اندر آن بوم برداشتیزمین کسان خوار نگذاشتی
هوش مصنوعی: در آن دیاری که مالیات از مردم گرفته میشود، هیچ کس را به حال خود رها نمیکنی و همه را تحت فشار قرار میدهی.
گر ایدونک دهقان بدی تنگ دستسوی نیستی گشته کارش ز هست
هوش مصنوعی: اگر دهقان در تنگدستی قرار بگیرد و به ناچاری به سوی نیستی برود، به هیچ چیز جز نابودی نمیرسد.
بدادی ز گنج آلت و چارپاینماندی که پایش برفتی ز جای
هوش مصنوعی: تو از گنج و ثروت خود بخشیدی و حتی چیزی برای خودت نمانده است، چون که با پای خود به سمت دیگری رفتی و از آن موطن دور شدهای.
ز دانا سخن بشنو ای شهریارجهان را برین گونه آباد دار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از دانایان سخن بشنوی و جهان را به این شیوه آباد کن.
چو خواهی که آزاد باشی ز رنجبیآزار و بیرنج آگنده گنج
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که از رنجهای بیدردسر و بدون زحمتی آزاد باشی، باید به گنجهایی که در درونت نهفته است دست پیدا کنی.
بیآزاری زیردستان گزینبیابی ز هرکس به داد آفرین
هوش مصنوعی: به کسانی که زیر دست تو هستند، آسیب نزن و آنها را انتخاب کن، چرا که از هر کسی که به تو کمک کند، سپاسگزار خواهی بود.