بخش ۱۴
هوش مصنوعی: این متن از داستان "شاپور" و پندهای او به فرزندش است. شاپور به مراحل پایانی زندگی خود نزدیک شده و با بیم و امید به فرزندش نکات حکمتآمیز میآموزد. او بر اهمیت رنج و زحمت در زندگی تأکید میکند و از اینکه پادشاهی و دیانت باید در کنار یکدیگر باشند، سخن میگوید. شاپور همچنین دربارهی خیانت، بدگویی و نیاز به خرد و درایت در رابطه با دیگران هشدار میدهد. او به فرزندش توصیه میکند که با مردم نیکخواه رفتار کند و بر توجه به دانش و بخشش تأکید دارد. شاپور همچنین به نفوذ قدرت و بیپروایی برخی افراد در جامعه اشاره میکند و میگوید که ارتباط خوب نزد مردم، به تداوم نیکنامی و شخصیت پادشاهی نیاز دارد. دیگر نکات مهم شامل شناخت خداوند و حرمت به او، درگیر نشدن در کینهورزی و انتقامجویی، و حفظ عهد و وفاداری به ارزشهای پدرانه است. در پایان، شاپور از زمانه و تقدیر سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که زندگی همواره در حال تغییر است و باید با حکمت و دوراندیشی به آن نگریست.
چو سال اندر آمد به هفتاد و هشتجهاندار بیدار بیمار گشت
هوش مصنوعی: وقتی که سال به هفتاد و هشت رسید، فرمانروای جهان که بیدار و هوشیار بود، بیمار شد.
بفرمود تا رفت شاپور پیشورا پندها داد ز اندازه بیش
هوش مصنوعی: شاپور را فرستاد تا به نزد او برود و نصیحتهایی به او کرد که از حد و اندازه خودش فراتر نرود.
بدانست کامد به نزدیک مرگهمی زرد خواهد شدن سبز برگ
هوش مصنوعی: در شرایط نزدیک به مرگ، فرد به خوبی میفهمد که به زودی از زندگی خارج میشود و در این لحظه احساساتی متضاد را تجربه میکند؛ همچنان که برگهای سبز در پاییز زرد میشوند.
بدو گفت کاین عهد من یاددارهمه گفت بدگوی را باددار
هوش مصنوعی: او به او گفت که این پیمان را به یاد داشته باش، و به تمام کسانی که بدگویی میکنند، بیاعتنا باشد.
سخنهای من چون شنودی بورزمگر بازدانی ز ناارز ارز
هوش مصنوعی: وقتی سخنان من را میشنوی، با دقت گوش کن تا مبادا از ارزش آن غافل شوی.
جهان راست کردم به شمشیر دادنگه داشتم ارج مرد نژاد
هوش مصنوعی: جهان را با شمشیر درست کردهام و به کمک آن، حرمت و ارزش مردان از نسل خود را حفظ کردهام.
چو کار جهان مر مرا گشت راستفزون شد زمین زندگانی بکاست
هوش مصنوعی: وقتی که کارهای دنیا برای من به خوبی پیش رفت، زندگانی من در زمین کاهش یافت.
ازان پس که بسیار بردیم رنجبه رنج اندرون گرد کردیم گنج
هوش مصنوعی: پس از اینکه سختیهای زیادی را تحمل کردیم، در دل آن دشواریها گنجینهای از تجربه و دانش به دست آوردیم.
شما را همان رنج پیشست و ناززمانی نشیب و زمانی فراز
هوش مصنوعی: شما در زندگی با سختیها و چالشها روبهرو هستید، گاهی اوقات اوضاع خوب است و گاهی هم بد.
چنین است کردار گردان سپهرگهی درد پیش آردت گاه مهر
هوش مصنوعی: رفتار آسمان اینگونه است که گاهی مشکل و درد را به تو میآورد و گاهی نیز محبت و مهر را به تو ارزانی میدارد.
گهی بخت گردد چو اسپی شموسبه نعم اندرون زفتی آردت و بوس
هوش مصنوعی: گاهی اوقات بخت مانند اسبی چموش میشود و در این حال، اگر خوش شانسی با تو باشد، نعمتها و خوشیها را به تو میآورد و تو را مورد محبت و نوازش قرار میدهد.
زمانی یکی بارهای ساختهز فرهختگی سر برافراخته
هوش مصنوعی: روزی روزگاری کسی با شادی و خوشحالی فراوان، موفق به ساختن چیزی ارزشمند و زیبا شد که باعث افتخار او گردید.
بدان ای پسر کاین سرای فریبندارد ترا شادمان بینهیب
هوش مصنوعی: ای پسر، بدان که این دنیا فریبنده است و نمیتوانی با خوشحالی در آن زندگی کنی بدون اینکه هشداری در بارت باشد.
نگهدار تن باش و آن خردچو خواهی که روزت به بد نگذرد
هوش مصنوعی: بدنت را حفظ کن و عقل و شعور خود را به کار بگیر، اگر میخواهی روزگار خوبی داشته باشی و از بدیها دور بمانی.
چو بر دین کند شهریار آفرینبرادر شود شهریاری و دین
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه به اصول دین و مذهب احترام بگذارد، برادرانه حکمرانی میکند و به دیانت خود ارزش میدهد.
نه بیتخت شاهیست دینی به پاینه بیدین بود شهریاری به جای
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که حکومت و سلطنت واقعی نه وابسته به مقام و تخت سلطنت است و نه میتوان آن را با نداشتن ایمان و دین، معتبر دانست. یعنی، برای یک پادشاهی راستین، وجود ایمان و دیانت مهم است و فقط داشتن قدرت کافی نیست.
دو دیباست یک در دگر بافتهبرآورده پیش خرد تافته
هوش مصنوعی: دو نوع پارچه زیبا بر یکدیگر بافته شدهاند و جلوهای خاص و جذاب در برابر عقل و خرد نمایان کردهاند.
نه از پادشا بینیازست دیننه بیدین بود شاه را آفرین
هوش مصنوعی: دین به خودی خود نیازی به قدرت پادشاه ندارد و از سوی دیگر، پادشاهی نیز نمیتواند فقط به خاطر بیدینیاش مورد ستایش قرار گیرد.
چنین پاسبانان یکدیگرندتو گویی که در زیر یک چادرند
هوش مصنوعی: این افراد به گونهای یکدیگر را حمایت میکنند که انگار زیر یک سقف مشترک زندگی میکنند.
نه آن زین نه این زان بود بینیازدو انباز دیدیمشان نیکساز
هوش مصنوعی: نه آن یکهزین است و نه این یکی از آن، بلکه ما دو دوست بینیاز را دیدیم که به خوبی یکدیگر را میسازند و شکل میدهند.
چو باشد خداوند رای و خرددو گیتی همی مرد دینی برد
هوش مصنوعی: زمانی که کسی دارای عقل و اندیشه باشد، هر دو جهان به او تعلق خواهد گرفت و او به راحتی میتواند دین خود را بر دوش بکشد و زندگی کند.
چو دین را بود پادشا پاسبانتو این هر دو را جز برادر مخوان
هوش مصنوعی: اگر دین را پادشاهی باشد که از آن پاسداری کند، تو این دو را جز برادر نخوان.
چو دیندار کین دارد از پادشامخوان تا توانی ورا پارسا
هوش مصنوعی: اگر کسی که دین و اعتقاد دارد از پادشاهی کینه و دشمنی دارد، او را به عنوان فردی نیکوکار و پارسا نخوان. تا زمانی که میتوانی، از او دوری کن.
هرانکس که بر دادگر شهریارگشاید زبان مرد دینش مدار
هوش مصنوعی: هر کس که به حق و انصاف فرمانروا سخن بگوید، نباید او را به عنوان یک فرد نیکوکار و بامعرفت بشناسید.
چه گفت آن سخنگوی با آفرینکه چون بنگری مغز دادست دین
هوش مصنوعی: آن سخنگوی بزرگ چه گفت که وقتی به عمق کلامش نگاه میکنی، حقیقت دین را در آن پیدا میکنی.
سر تخت شاهی بپیچد سه کارنخستین ز بیدادگر شهریار
هوش مصنوعی: وقتی در بالای تخت سلطنت، سه مسئله اصلی مهم است، باید از ظلم و ستم حاکم جلوگیری کرد.
دگر آنک بیسود را برکشدز مرد هنرمند سر درکشد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که هیچ سودی ندارد و بیفایده است، به راحتی از بین میرود و هنر و خلاقیت یک فرد هنرمند میتواند او را از سقوط نجات دهد.
سه دیگر که با گنج خویشی کندبه دینار کوشد که بیشی کند
هوش مصنوعی: اگر کسی بتواند با ثروت خود به دیگران کمک کند، تلاش میکند که از این طریق به چهرهای بهتر و محترمتر نزد مردم دست یابد.
به بخشندگی یاز و دین و خرددروغ ایچ تا با تو برنگذرد
هوش مصنوعی: با داشتن بزرگواری و دین و عقل، هرگز دروغ نگو، زیرا که اینها هیچگاه با تو کنار نمیآیند.
رخ پادشا تیره دارد دروغبلندیش هرگز نگیرد فروغ
هوش مصنوعی: چهرهی پادشاه در تاریکی است و دروغی که برای او بزرگ و مجلل به نظر میرسد، هرگز نمیتواند نور و روشنی را به دست آورد.
نگر تا نباشی نگهبان گنجکه مردم ز دینار یازد به رنج
هوش مصنوعی: مواظب باش که اگر نگهبان ثروت نباشی، مردم بدون زحمت و تلاش به راحتی از مال تو بهرهبرداری میکنند.
اگر پادشا آز گنج آوردتن زیردستان به رنج آورد
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی به دنبال ثروت بیفتد، مردم زیر دست او به زحمت و رنج خواهند افتاد.
کجا گنج دهقان بود گنج اوستوگر چند بر کوشش و رنج اوست
هوش مصنوعی: جای ذخیره و ثروت کشاورز در درون خودش است و در واقع تلاش و زحمت اوست که ارزشمند است، نه فقط پیدا کردن گنجهای مادی.
نگهبان بود شاه گنج ورابه بار آورد شاخ رنج ورا
هوش مصنوعی: شاه که پاسدار گنج و ثروت بود، به خاطر او بر hardship و رنج امنیّت یافته بود.
بدان کوش تا دور باشی ز خشمبه مردی به خواب از گنهکار چشم
هوش مصنوعی: کوشش کن تا از خشم دور باشی، زیرا در خواب هم نمیخواهی به گناهکاران نگاه کنی.
چو خشم آوری هم پشیمان شویبه پوزش نگهبان درمان شوی
هوش مصنوعی: وقتی که عصبانی میشوی، بعدها از کار خود پشیمان میشوی و با عذرخواهی میتوانی از مشکل جلوگیری کنی.
هرانگه که خشم آورد پادشاسبکمایه خواند ورا پارسا
هوش مصنوعی: هر زمان که پادشاهی خشمگین شود، کسانی که ارزش کمتری دارند را به عنوان فردی پرهیزکار و درستکار میشناسد.
چو بر شاه زشتست بد خواستنبباید به خوبی دل آراستن
هوش مصنوعی: وقتی از پادشاه زشت و بدی سخن گفته میشود، باید به زیبایی و خوبرویی دل سپرد.
وگر بیم داری به دل یک زمانشود خیره رای از بد بدگمان
هوش مصنوعی: اگر نگران هستی، مدتی به قلبت اجازه بده که در افکارش غرق شود و از بدگمانی دور بماند.
ز بخشش منه بر دل اندوه نیزبدان تا توان ای پسر ارج چیز
هوش مصنوعی: از آنچه بخشیدهام بر دل غم نزن، چون میتوانی ارزش چیزها را درک کنی، پسر.
چنان دان که شاهی بدان پادشاستکه دور فلک را ببخشید راست
هوش مصنوعی: این نکته را در نظر داشته باش که فرمانروایی واقعی به این است که پادشاهی بتواند نظم و تعادل را در جهان برقرار کند و بر مشکلات غلبه کند.
زمانی غم پادشاهی بردرد و موبدش رای پیش آورد
هوش مصنوعی: روزی غم و اندوه بر پادشاهی حاکم شد و موبد (روحانی) نظر خود را پیش کشید.
بپرسد هم از کار بیداد و دادکند این سخن بر دل شاه یاد
هوش مصنوعی: از او بپرسند که در مورد ظلم و عدل چه نظری دارد و این حرف را در دل شاه به یاد بسپرد.
به روزی که رای شکار آیدتچو یوز درنده به کار آیدت
هوش مصنوعی: زمانی که روز شکار به سراغت بیاید، میبینی که مانند یوزی درنده برای کار آمادهای.
دو بازی بهم در نباید زدنمی و بزم و نخچیر و بیرون شدن
هوش مصنوعی: دو کار اصلی و مهم نباید با هم انجام شوند: نوشیدن شراب و حضور در مهمانی یا میهمانی به همراه شکار و بیرون رفتن.
که تن گردد از جستن می گراننگه داشتند این سخن مهتران
هوش مصنوعی: بدن انسان به خاطر نوشیدن شراب سنگین، تحت تاثیر قرار میگیرد و به همین خاطر، این موضوع از طرف بزرگان مورد تاکید قرار گرفته است.
وگر دشمن آید به جایی پدیدازین کارها دل بباید برید
هوش مصنوعی: اگر دشمنی در جایی ظاهر شود، باید از این کارها دل را جدا کرد.
درم دادن و تیغ پیراستنز هر پادشاهی سپه خواستن
هوش مصنوعی: به من مال و ثروتی دادند و از هر پادشاهی درخواست کردند که سپاه بیاورد.
به فردا ممان کار امروز رابر تخت منشان بدآموز را
هوش مصنوعی: به فردا واگذار نکن که کار امروز را به تعویق بیاندازی و از بدیهایش یاد بگیری.
مجوی از دل عامیان راستیکه از جستوجو آیدت کاستی
هوش مصنوعی: از دل مردم عادی حقیقت را جستوجو نکن، زیرا از این جستوجو چیزی به دست نمیآوری.
وزیشان ترا گر بد آید خبرتو مشنو ز بدگوی و انده مخور
هوش مصنوعی: اگر خبر بدی از آنها به تو رسید، به حرفهای بدگوها گوش نده و ناراحت نشو.
نه خسروپرست و نه یزدانپرستاگر پای گیری سر آید به دست
هوش مصنوعی: نه به محبت خسرو توجه کن و نه به پرستش یزدان؛ اگر به حقیقت جستجو کنی، همه چیز در دستان خودت خواهد بود.
چنین باشد اندازهٔ عام شهرترا جاودان از خرد باد بهر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اندازه و ارزش یک فرد یا یک چیز در شهر به طور کلی وابسته به خرد و عقل او است، و این خرد و دانایی او میتواند باعث جاودانگیاش در آن جامعه شود.
بترس از بد مردم بدنهانکه بر بدنهان تنگ گردد جهان
هوش مصنوعی: از افرادی که در دلهاشان بدی نهفته است بترس، زیرا که رفتار زشت آنها میتواند به جامعه لطمه بزند و فضای زندگی را تنگ و ناگوار کند.
سخن هیچ مگشای با رازدارکه او را بود نیز انباز و یار
هوش مصنوعی: با کسی که رازهایت را میداند صحبت نکن، چرا که او نیز همدست و همراهی دارد.
سخن را تو آگنده دانی همیز گیتی پراگنده خوانی همی
هوش مصنوعی: تو میدانی که گفتار را میتوان به خوبی فهمید و همچنین میتوان آن را به صورت پراکنده از دنیای بیرون برداشت کرد.
چو رازت به شهر آشکارا شوددل بخردان بیمدارا شود
هوش مصنوعی: وقتی راز تو در شهر فاش شود، دل افراد باهوش و دوراندیش بیتوجه و بیپروا میشود.
برآشوبی و سر سبک خواندتخردمند گر پیش بنشاندت
هوش مصنوعی: اگر دلت آشفتگی و غم است، حکیم و دانا به تو میگوید که آرامش خود را حفظ کن و بیهوده نگران نشوید. وقتی به یک نقطهای نشسته و فکر کنی، میتوانی به درک بهتری از شرایط و وضعیت خود برسی.
تو عیب کسان هیچگونه مجویکه عیب آورد بر تو بر عیبجوی
هوش مصنوعی: به دیگران عیبجویی نکن، چرا که ممکن است همین عیبها به خودت برگردد و بر تو سایه بیندازند.
وگر چیره گردد هوا بر خردخردمندت از مردمان نشمرد
هوش مصنوعی: اگر هوای نفس بر عقل غلبه کند، فرد باهوش هم در میان مردم، حساب نمیشود.
خردمند باید جهاندار شاهکجا هرکسی را بود نیکخواه
هوش مصنوعی: انسان باهوش و دانا باید به رهبری و هدایت کشور بپردازد، جایی که هر فردی برای دیگران نیکاندیش و خیرخواه باشد.
کسی کو بود تیز و برترمنشبپیچد ز پیغاره و سرزنش
هوش مصنوعی: کسی که در کارهایش تند و هوشیار است، از انتقاد و سرزنش دیگران دوری میکند و به آنها توجهی نمیکند.
مبادا که گیرد به نزد تو جایچنین مرد گر باشدت رهنمای
هوش مصنوعی: مبادا که چنین مردی به نزد تو جا بگیرد، اگر او هدایتگر تو باشد.
چو خواهی که بستایدت پارسابنه خشم و کین چون شوی پادشا
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که انسان متقی و پارسایی تو را ستایش کند، باید خشم و کینه را کنار بگذاری و به جای آن، صفتهای پادشاهی را در خود پرورش دهی.
هوا چونک بر تخت خشمت نشستنباشی خردمند و یزدانپرست
هوش مصنوعی: زمانی که او در جایگاه قدرت و شکوه قرار میگیرد، اگر خردمند و خداپرست نباشی، جایگاهت در خطر است.
نباید که باشی فراوان سخنبه روی کسان پارسایی مکن
هوش مصنوعی: نباید زیادی به دیگران صحبت کنی و خودت را وارسته نشان بدهی.
سخن بشنو و بهترین یادگیرنگر تا کدام آیدت دلپذیر
هوش مصنوعی: به حرفها گوش کن و بهترینها را یاد بگیر تا بفهمی کدام یک برایت خوشایندتر است.
سخن پیش فرهنگیان سخته گویگه می نوازنده و تازهروی
هوش مصنوعی: سخن را باید با فرهنگ و هنر بیان کرد؛ پس باید آن را با نواختن و تازهسازی همراه کرد.
مکن خوار خواهنده درویش رابر تخت منشان بداندیش را
هوش مصنوعی: برای کسی که درویش و نیازمند است، ارزش و احترام قائل شو و او را تحقیر نکن. در عوض، کسانی که بداندیش و پلید هستند را بر تخت و مقام نغلطان.
هرانکس که پوزش کند بر گناهتو بپذیر و کین گذشته مخواه
هوش مصنوعی: هر کسی که از تو عذرخواهی کند، باید گناهش را ببخشی و از کینههای گذشته دوری کنی.
همه داده ده باش و پروردگارخنک مرد بخشنده و بردبار
هوش مصنوعی: همه چیز را ببخش و به دیگران کمک کن، ای پروردگار، خوشا آن کسی که بخشنده و صبور است.
چو دشمن بترسد شود چاپلوستو لشکر بیارای و بربند کوس
وقتی که دشمن بترسد، تو را با فریب و تملق میخواهد آرام کند - ولی تو با قدرت و آمادگی به میدان بیا و خود را آماده نبرد کن.
به جنگ آنگهی شو که دشمن ز جنگبپرهیزد و سست گردد به ننگ
هوش مصنوعی: زمانی به میدان جنگ برو که دشمن از مبارزه فراری باشد و به خاطر احساس شرمندگی و ضعف، بیحس و ناخوشحال شود.
وگر آشتی جوید و راستینبینی به دلش اندرون کاستی
هوش مصنوعی: اگر کسی آشتی را بخواهد و تو در او صداقت نبینی، بدان که در دلش کمبودهایی وجود دارد.
ازو باژ بستان و کینه مجویچنین دار نزدیک او آبروی
هوش مصنوعی: از او چیزهایی بگیر و کینهای در دل نگیر، زیرا که این کار به حفظ آبرو و اعتبار تو نزد او کمک میکند.
بیارای دل را به دانش که ارزبه دانش بود تا توانی بورز
هوش مصنوعی: دل خود را با علم و دانش زینت بخش، زیرا ارزش واقعی در دانش نهفته است. هرچه میتوانی بر روی آن سرمایهگذاری کن.
چو بخشنده باشی گرامی شویز دانایی و داد نامی شوی
هوش مصنوعی: اگر بخشنده باشی، ارزشمند و محترم میشوی و به خاطر دانش و عدل، نام نیک و آوازهای به دست میآوری.
تو عهد پدر با روانت بداربه فرزندمان همچنین یادگار
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که باید عهد و پیمان پدرت را با روح و جانت حفظ کنی و همچنین این سنت را برای فرزندانت نیز به ارث بگذاری.
چو من حق فرزند بگزاردمکسی را ز گیتی نیازاردم
هوش مصنوعی: هرگاه که من حقوق فرزند را رعایت کردهام، کسی را در دنیا آزردهخاطر نکردهام.
شما هم ازین عهد من مگذریدنفس داستان را به بد مشمرید
هوش مصنوعی: شما نیز از این پیمان من نگذرید و این داستان را به شکل منفی قضاوت نکنید.
تو پند پدر همچنین یادداربه نیکی گرای و بدی باد دار
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که پندهای پدر را به خوبی بپذیری و به خوبیها روی آوری و از بدیها دوری کنی.
به خیره مرنجان روان مرابه آتش تن ناتوان مرا
هوش مصنوعی: ذهن و روح من را به آتش تن بینقص و ناتوانم عذاب نده.
به بد کردن خویش و آزار کسمجوی ای پسر درد و تیمار کس
هوش مصنوعی: پسر، به بدی کردن و آسیب رساندن به دیگران نپرداز، زیرا تنها خودت را در رنج و ناراحتی میاندازی.
برین بگذرد سالیان پانصدبزرگی شما را به پایان رسد
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که سالها خواهند گذشت و زمان زیادی خواهد گذشت، و در نهایت، بزرگ و مهم بودن شما به پایان خواهد رسید.
بپیچد سر از عهد فرزند توهمانکس که باشد ز پیوند تو
هوش مصنوعی: کسی که از پیوند و رابطهاش با تو دوری کند، به طور طبیعی از عهد و پیمان خود با فرزندان تو نیز خواهد گذشت.
ز رای و ز دانش به یکسو شوندهمان پند دانندگان نشنوند
هوش مصنوعی: اگر کسی از فهم و دانش خود به درستی استفاده نکند، نصیحت دانایان هیچ تاثیری بر او نخواهد داشت.
بگردند یکسر ز عهد و وفابه بیداد یازند و جور و جفا
هوش مصنوعی: به دور از هرگونه عهد و وفا، فقط به بیعدالتی و ظلم و ستم روی میآورند.
جهان تنگ دارند بر زیردستبر ایشان شود خوار یزدانپرست
هوش مصنوعی: دنیا بر کسانی که در موقعیت پایینتری قرار دارند، تنگ و محدود است و در نتیجه، کسانی که حقیقتاً خدا را میپرستند، در نظر دیگران کوچک و ناچیز میشوند.
بپوشند پیراهن بدتنیببالند با کیش آهرمنی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که دارای شخصیت یا ویژگیهای ناپسند هستند، با افتخار خود را نشان میدهند و به سبک خاصی که دارند، میبالند.
گشاده شود هرچ ما بستهایمبیالاید آن دین که ما شستهایم
هوش مصنوعی: هر چیزی که ما محدود کردهایم، به زودی گشوده خواهد شد و دین و باورهایی که پاک کردهایم، به سراغ ما خواهد آمد.
تبه گردد این پند و اندرز منبه ویرانی آرد رخ این مرز من
هوش مصنوعی: این نصیحت و تذکر من بیفایده خواهد بود و باعث خرابی و آسیب به سرزمین و وطن من خواهد شد.
همی خواهم از کردگار جهانشناسندهٔ آشکار و نهان
هوش مصنوعی: من از خداوند میخواهم که به من آگاهی دهد تا بتوانم حقیقتهای آشکار و پنهان را بشناسم.
که باشد ز هر بد نگهدارتانهمه نیک نامی بود یارتان
هوش مصنوعی: هر کسی که شما را از هر بدی محافظت کند، تنها و فقط نیکی و نام نیک اوست که در کنار شما خواهد بود.
ز یزدان و از ما بر آن کس درودکه تارش خرد باشد و داد پود
هوش مصنوعی: از خدا و از ما بر کسی درود باد که عقل او روشن و انصاف او پایدار باشد.
نیارد شکست اندرین عهد مننکوشد که حنظل کند شهد من
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که کسی نمیتواند عهد و وعدهاش را بشکند و باید تلاشی کند که تلخیها را به شیرینی تبدیل کند.
برآمد چهل سال و بر سر دو ماهکه تا برنهادم به شاهی کلاه
هوش مصنوعی: چهل سال طول کشید و زمانی که فقط دو ماه به تخت پادشاهی باقی مانده بود، کلاهم را بر سر گذاشتم.
به گیتی مرا شارستانست ششهوا خوشگوار و به زیر آب خوش
هوش مصنوعی: در دنیای من، شش فصل خوشایند وجود دارد و زیر آب نیز حال و هوایی دلپذیر است.
یکی خواندم خورهٔ اردشیرکه گردد زبادش جوان مرد پیر
هوش مصنوعی: شخصی را خواندم که به خاطر اردشیر، حتی در میان تندباد زندگی نیز به جوانمردی خود ادامه میدهد، حتی اگر پیر شده باشد.
کزو تازه شد کشور خوزیانپر از مردم و آب و سود و زیان
هوش مصنوعی: از جایی که زندگی و آبادانی بر خوزستان حکمفرما شد، آن دیار پر از جمعیت، نعمتهای آبی و سعادتها و مشکلات شد.
دگر شارستان گندشاپور نامکه موبد ازان شهر شد شادکام
هوش مصنوعی: شهر دیگری به نام گندشاپور وجود دارد که موبدان از آنجا خوشحال و مسرور میشوند.
دگر بوم میسان و رود فراتپر از چشمه و چارپای و نبات
هوش مصنوعی: دیگر سرزمین میسان و رود فرات پر از چشمه، چهارپایان و گیاهان است.
دگر شارستان برکهٔ اردشیرپر از باغ و پر گلشن و آبگیر
هوش مصنوعی: شهرستان دیگری به نام اردشیر وجود دارد که پر از باغها، گلها و آبگیرهاست.
چو رام اردشیرست شهری دگرکزو بر سوی پارس کردم گذر
هوش مصنوعی: چنانکه شهری به نام رام اردشیر وجود دارد، که من از آنجا به سمت پارس عبور کردم.
دگر شارستان اورمزد اردشیرهوا مشک بوی و به جوی آب شیر
هوش مصنوعی: در شهر زیبای اورمزد اردشیر، هوا عطر خوش مشکی دارد و در جوی آب، شیر روان است.
روان مرا شادگردان به دادکه پیروز بادی تو بر تخت شاد
هوش مصنوعی: مرا خوشحال کن و به من کمک کن که تو پیروز و شاد باشی و بر تخت خوشبختی نشستهای.
بسی رنجها بردم اندر جهانچه بر آشکار و چه اندر نهان
هوش مصنوعی: در طول زندگیام سختیهای زیادی را تجربه کردهام، هم درد و رنجهایی که به وضوح دیده میشوند و هم آنهایی که در دل پنهانند.
کنون دخمه را برنهادیم رختتو بسپار تابوت و پرداز تخت
هوش مصنوعی: حال دیگر، اتاق را آماده کردیم و لباس تو را در تابوت بگذارید و تخت را تزیین کنید.
بگفت این و تاریک شد بخت اویدریغ آن سر و افسر و تخت اوی
هوش مصنوعی: او این حرف را زد و شانس او به تیرگی گرایید. افسوس که آن هیبت و مقامش به چه سرنوشتی دچار شد.
چنین است آیین خرم جهاننخواهد بما برگشادن نهان
هوش مصنوعی: چنین است که شادی و خوشی در زندگی همیشه فراهم نیست و جهان به ما به راحتی چیزی را که پنهان کرده، نشان نخواهد داد.
انوشه کسی کو بزرگی ندیدنبایستش از تخت شد ناپدید
هوش مصنوعی: کسی که هرگز عظمت و بزرگی را تجربه نکرده، حق ندارد به راحتی از مقام و جایگاه خود فاصله بگیرد یا ناپدید شود.
بکوشی و آری ز هرگونه چیزنه مردم نه آن چیز ماند به نیز
هوش مصنوعی: برای تلاش کردن و کوشش در هر کاری، نه خودت و نه آن چیزها باقی نمیماند.
سرانجام با خاک باشیم جفتدو رخ را به چادر بباید نهفت
هوش مصنوعی: در نهایت همه ما به خاک برمیگردیم و باید چهرههایمان را با حجاب حفظ کنیم و پنهان نگهداریم.
بیا تا همه دست نیکی بریمجهان جهان را به بد نسپریم
هوش مصنوعی: بیایید با هم دست به کار نیکی بزنیم و این دنیا را با کارهای بد خراب نکنیم.
بکوشیم بر نیکنامی به تنکزین نام یابیم بر انجمن
هوش مصنوعی: تلاش کنیم تا نیکویی و خوبی خود را حفظ کنیم، چرا که از این نام نیک، در جمع و میان مردم بهرهمند خواهیم شد.
خنک آنک جامی بگیرد به دستخورد یاد شاهان یزدانپرست
هوش مصنوعی: خوب است کسی که جامی به دست بگیرد و به یاد شاهان یزدانپرست بیفتد.
چو جام نبیدش دمادم شودبخسپد بدانگه که خرم شود
هوش مصنوعی: وقتی که جام شرابش پر شود، به آرامش میرسد و در آن لحظهای که خوشحال میشود، خوابش میبرد.
کنون پادشاهی شاپور گویزبان برگشای از می و سور گوی
هوش مصنوعی: اکنون زمان آن رسیده است که شاپور، پادشاه، زبان به سخن باز کند و از شراب و جشن و شادی سخن بگوید.
بران آفرین کافرین آفریدمکان و زمان و زمین آفرید
هوش مصنوعی: خداوند مکان و زمان و زمین را خلق کرد و آفرینش کافران را نیز به عهده دارد.
هم آرام ازویست و هم کام ازویهم انجام ازویست و فرجام ازوی
هوش مصنوعی: او هم آرامش را به وجود میآورد و هم کارهایی که از او سر میزند. همه کارها و سرانجامها به او وابستهاند.
سپهر و زمان و زمین کرده استکم و بیش گیتی برآورده است
هوش مصنوعی: جهان و زمان و زمین، به گونهای کم و زیاد، هستی را به وجود آوردهاند.
ز خاشاک ناچیز تا عرش راستسراسر به هستی یزدان گواست
هوش مصنوعی: از ذرات کوچک تا عرش آسمان، همه جا نشانهای بر وجود خداوند است.
جز او را مخوان کردگار جهانشناسندهٔ آشکار و نهان
هوش مصنوعی: جز او کسی را نخوان، که پروردگار جهان است و به تمام اسرار آشکار و پنهان آگاه است.
ازو بر روان محمد درودبیارانش بر هریکی برفزود
هوش مصنوعی: سلام و درود بر محمد، که به خاطر او، بر هر کسی برکت و رحمت افزوده میشود.
سرانجمن بد ز یاران علیکه خوانند او را علی ولی
هوش مصنوعی: جمعی از دوستان علی به او بدی میکنند، در حالی که او را ولی و دوست خود میخوانند.
همه پاک بودند و پرهیزگارسخنهایشان برگذشت از شمار
هوش مصنوعی: همه افراد نیکوکار و با تقوا بودند و سخنانشان از هرگونه شک و تردید دور بود.
کنون بر سخنها فزایش کنیمجهانآفرین را ستایش کنیم
هوش مصنوعی: اکنون بر سخنان خود بیفزاییم و خداوند جهان را ستایش کنیم.
ستاییم تاج شهنشاه راکه تختش درفشان کند ماه را
هوش مصنوعی: ما باید تاج پادشاه را ستایش کنیم، زیرا تخت او چنان درخشان است که ماه را تحت تاثیر قرار میدهد.
خداوند با فر و با بخش و دادزمانه به فرمان او گشت شاد
هوش مصنوعی: خداوند با بزرگی و بخشندگی خود، باعث شادمانی دوران شد.
خداوند گوپال و شمشیر و گنجخداوند آسانی و درد و رنج
هوش مصنوعی: خداوند مالک نعمتها و قدرتهاست و او با سهولت و سختیها در زندگی همراه است.
جهاندار با فر و نیکیشناسکه از تاج دارد به یزدان سپاس
هوش مصنوعی: رهبر و فرمانروایی که با شکوه و نیکی شناخته میشود، به خاطر تاج و مقامش همیشه سپاسگزار خداوند است.
خردمند و زیبا و چیرهسخنجوانی بسال و بدانش کهن
هوش مصنوعی: یک جوان باهوش و خوشسیما که در صحبت کردن مهارت زیادی دارد و از لحاظ تجربه هم به سن و سالهای زیادی رسیده است.
همی مشتری بارد از ابر اویبتازیم در سایهٔ فر اوی
هوش مصنوعی: بارش باران از ابر او، مانند مشتری است. ما باید با شتاب در سایهٔ وجود او حرکت کنیم.
به رزم آسمان را خروشان کندچو بزم آیدش گوهرافشان کند
هوش مصنوعی: وقتی به میدان جنگ میرود، آسمان را با صدای خروشانش پر میکند، و زمانی که به مراسمی میرسد، با زیبایی و شکوهش همه چیز را درخشان میکند.
چو خشم آورد کوه ریزان شودسپهر از بر خاک لرزان شود
هوش مصنوعی: وقتي که کوه خشمگین میشود، آسمان به لرزه در میآید و زمین نیز متاثر از آن دچار لرزش میشود.
پدر بر پدر شهریارست و شاهبنازد بدو گنبد هور و ماه
هوش مصنوعی: پدر، پدر بزرگ شهریار است و شاه به او افتخار میکند که مانند گنبد آسمان و ماه درخشان است.
بماناد تا جاودان نام اویهمه مهتری باد فرجام اوی
هوش مصنوعی: او تا ابد ماندگار خواهد بود و نامش همیشه در دلها و یادها زنده خواهد ماند، زیرا او همواره برتر و بزرگتر از همه است و پایانش نیز باشکوه و ستودنی خواهد بود.
سر نامه کردم ثنای ورابزرگی و آیین و رای ورا
هوش مصنوعی: در مقدمه نامهام ستایش او را نوشتم، زیرا او بزرگ و دارای اصول و اندیشهی ارزشمندی است.
ازو دیدم اندر جهان نام نیکز گیتی ورا باد فرجام نیک
هوش مصنوعی: من در دنیا کس را دیدم که نام نیکی دارد و امیدوارم سرانجام خوبی نیز برای او رقم بخورد.
ز دیدار او تاج روشن شدستز بدها ورا بخت جوشن شدست
هوش مصنوعی: دیدار او باعث روشن شدن تاج خیرو خوبیها شده است و بخت و اقبال نیز به خاطر او قوی و مقاوم گشته است.
بنازد بدو مردم پارساهمانکس که شد بر زمین پادشا
هوش مصنوعی: مردم درستکار به آن شخص میبالند، همان کسی که بر زمین سلطنت میکند.
هوا روشن از بارور بخت اویزمین پایهٔ نامور تخت اوی
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر بخت خوب او روشن است و زمین، پایهای برای تخت نامآور اوست.
به رزم اندرون ژنده پیل بلاستبه بزم اندرون آسمان وفاست
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، خطر و درد و رنج وجود دارد، اما در میهمانی و سرگرمی، آرامش و آسمانی پر از دوستی و محبت حاکم است.
چو در رزم رخشان شود رای اویهمی موج خیزد ز دریای اوی
هوش مصنوعی: زمانی که اراده او در جنگ درخشان میشود، همانند امواجی که از دریای او برمیخیزد، شور و هیجان به وجود میآید.
به نخچیر شیران شکار ویانددد و دام در زینهار ویاند
هوش مصنوعی: در جنگل و دشت، شکارچیانی هستند که برای گرفتن شیران و دیگر حیوانات خطرناک آمادهاند و در این راه با احتیاط و آگاهی عمل میکنند.
از آواز گرزش همی روز جنگبدرد دل شیر و چرم پلنگ
هوش مصنوعی: صدای غرش آن درخت بزرگ در روز جنگ، مانند دردی است در دل شیر و پوست پلنگ.
سرش سبز باد و دلش پر ز دادجهان بیسر و افسر او مباد
هوش مصنوعی: او را سرسبز و شاداب باد و دلش پر از احساس و فریاد باشد، اما جهانی که فاقد سر و عنوان باشد، وجودش مطلوب نیست.