بخش ۳
هوش مصنوعی: شاپور، پادشاه عادل و دانا، پس از سی سال حکومت بر تخت سلطنت نشسته بود، اما با گذشت زمان، فر و شکوه سلطنت او رو به زوال رفت. او به اورمزد، که نماد خرد و بیداری است، میگوید که باید به آگاهی و مدیریت جهان بپردازد و در کنار مردم یاریگر باشد. شاپور به او توصیه میکند که در مشکلات امید به شاهی نداشته باشد و به گردآوری دانش و فضائل بپردازد. او بر اهمیت داد و کمک به دیگران تأکید میکند و هشدار میدهد که از آزار و فریاد برنجد، زیرا خوشبختی از نیکی و بخشش به دست میآید. در نهایت، شاپور نگران آینده خود و بیتوجهی نسبت به ارث و یادش در میان فرزندان و حتی خویشانش است و به اورمزد توصیه میکند که به یزدان و راهنماییهای او نزدیکی جستجو کند.
همی بود شاپور با داد و رایبلنداختر و تخت شاهی به جای
هوش مصنوعی: شاپور همیشه با عدل و عقل و تدبیر، بر تخت پادشاهی نشسته است و در اوج قدرت و اعتبار قرار دارد.
چو سی سال بگذشت بر سر دو ماهپراگنده شد فر و اورنگ شاه
هوش مصنوعی: بعد از گذشت سی سال، سلطنت و عظمت پادشاهی به خاطر دو ماه بینظمی و هرج و مرج، دچار تزلزل و فروپاشی شده است.
بفرمود تا رفت پیش اورمزدبدو گفت کای چون گل اندر فرزد
هوش مصنوعی: به او دستور دادند که به پیش اورمزد برود و به او گفت: ای کسی که مانند گل در زیبایی است.
تو بیدار باش و جهاندار باشجهاندیدگان را خریدار باش
هوش مصنوعی: بیدار و هوشیار باش و سرپرست دنیا به حساب بیا. از کسانی که دنیای اطرافشان را میشناسند و تجربه دارند، حمایت کن و ارزش آنها را در نظر بگیر.
نگر تا به شاهی ندارد امیدبخوان روز و شب دفتر جمشید
هوش مصنوعی: مراقب باش که به مقام و ثروت امید نداشته باشی، چرا که در هر زمان ممکن است سرنوشت تغییر کند، پس بهتر است مانند دفتر جمشید به روز و شب بگذرانیم.
بجز داد و خوبی مکن در جهانپناه کهان باش و فر مهان
هوش مصنوعی: در زندگی فقط به عدالت و نیکی رفتار کن و غیر از این کار دیگری انجام نده. تلاش کن که جایگاه و شخصیت خود را حفظ کنی و به دیگران احترام بگذاری.
به دینار کم ناز و بخشنده باشهمان دادده باش و فرخنده باش
هوش مصنوعی: با مقدار کمی پول، سخاوت و بزرگواری را فراموش نکن؛ مهم این است که در زندگی، بخشنده و شاداب باشی.
مزن بر کمآزار بانگ بلندچو خواهی که بختت بود یارمند
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که شانس و بختت به تو کمک کند، دم از بدی به دیگران نزن و بر آنها فریاد نزن.
همه پند من سربسر یادگیرچنان هم که من دارم از اردشیر
هوش مصنوعی: تمامی نصیحتهای من را به دقت بپذیر، همانطور که من از اردشیر آموختهام.
بگفت این و رنگ رخش زرد گشتدل مرد برنا پر از درد گشت
هوش مصنوعی: او این را گفت و رنگ چهرهاش زرد شد، دل مرد جوان پر از درد و غم گردید.
چه سازی همی زین سرای سپنجچه نازی به نام و چه نازی به گنج
هوش مصنوعی: چه سازی از این جهان به ناچیزی برمیخیزد، چه زیباییای در شهرت و چه زیباییای در ثروت وجود دارد.
ترا تنگ تابوت بهرست و بسخورد گنج تو ناسزاوار کس
هوش مصنوعی: تو را در تابوتی تنگ قرار دادهاند و برای اینکه گنج تو را در خود نگه دارد، کسی سزاوار آن نیست.
نگیرد ز تو یاد فرزند تونه نزدیک خویشان و پیوند تو
هوش مصنوعی: فرزند تو از تو یاد نمیکند، حتی نه در نزد خویشاوندان و نه در پیوندها.
ز میراث دشنام باشدت بهرهمه زهر شد پاسخ پایزهر
هوش مصنوعی: از بدگویان و ملامتکنندگان، برای هر کس زهرآگین و تلخ پاسخ میدهی، مثل پای زهر که از گزند و آسیب محافظت کند.
به یزدان گرای و سخن زو فزایکه اویست روزی ده و رهنمای
هوش مصنوعی: به خدا توجه کن و از او بگو که اوست روزی دهنده و راهنمای حقیقی.
درود تو بر گور پیغمبرشکه صلوات تاجست بر منبرش
هوش مصنوعی: سلام و درود بر مزار پیامبرش که درود بر او همچون تاجی بر منبرش است.