بخش ۲
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی دربارهٔ بهرام و پسرش روایت میشود. بهرام به پسرش پس از به دنیا آمدن، آرزو میکند که زندگیاش خوش و شاد باشد. او به پسرش توصیه میکند که در زندگی خود به داد و دهش و شاد کردن دل دیگران بپردازد، زیرا دنیا پایدار نیست و هیچکس نمیتواند به طور دائم در آن باقی بماند.
سپس بهرام به چرخ گردان اشاره میکند و به ناپایداری زندگی بشر میپردازد. در نهایت، بهرام از سرنوشت خود و اینکه هرگز در این دنیا جاودانه نمیماند، صحبت میکند و به ضرورت لذت بردن از زندگی تأکید میکند. او بیان میکند که زندگی باید با خوشحالی و شراب پر شود، زیرا مرگ اجتنابناپذیر است.
برو نیز بگذشت سال درازسر تاجور اندر آمد به گاز
هوش مصنوعی: برو که سالهای طولانی نیز گذشت و حالا تاجداران وارد چنگال شدند.
یکی پور بودش دلارام بودورا نام بهرام بهرام بود
هوش مصنوعی: او پسری داشت که بسیار محبوب و دلنشین بود و نامش بهرام بود.
بیاورد و بنشاندش زیر تختبدو گفت کای سبز شاخ درخت
هوش مصنوعی: او را آورد و زیر تخت نشاند و به او گفت: ای شاخه سبز درخت.
نبودم فراوان من از تخت شادهمه روزگار تو فرخنده باد
هوش مصنوعی: من در ایام خوشی و شادمانی تو حضور نداشتم، اما آرزو میکنم که همه روزهای زندگیات خوش و خرم باشد.
سراینده باش و فزاینده باششب و روز بآرامش و خنده باش
هوش مصنوعی: همیشه بهبود دهنده و سازنده باش و در هر لحظه از زندگی، با آرامش و شادی زندگی کن.
چنان رو که پرسند روز شمارنپیچی سر از شرم پروردگار
هوش مصنوعی: به گونهای رفتار کن که اگر روز حساب و کتاب از تو سوال کنند، به خاطر شرم و ادب از پروردگار، سر خود را برنگردانی.
به داد و دهش گیتی آباد داردل زیردستان خود شاد دار
هوش مصنوعی: با کمک و بخشش، جهان را آباد کن و دل افراد زیر دستت را شاد نگهدار.
که برکس نماند جهان جاوداننه بر تاجدار و نه بر موبدان
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا به طور ابدی باقی نخواهد ماند، نه ثروتمندان و نه پیشوایان دینی.
تو از چرخ گردان مدان این ستمچو از باد چندی گذاری به دم
هوش مصنوعی: تو از دنیای پر از ظلم و ستم غمگین نباش، چون این حالتی که الان تجربه میکنی، موقتی است و همچون وزش باد، گذراست.
به سه سال و سه ماه و بر سر سه روزتهی ماند زو تخت گیتی فروز
هوش مصنوعی: در مدت سه سال و سه ماه و در پایان سه روز، او از مقام والای خود بر روی زمین خالی و بیمسمی ماند.
چو بهرام گیتی به بهرام دادپسر مر ورا دخمه آرام داد
هوش مصنوعی: وقتی بهرام، پادشاه جهان، به پسرش بهرام، آرامش و سرپناهی در دنیای زیرزمین بخشید.
چنین بود تا بود چرخ بلندبه اندُه چه داری دلت را نژند
هوش مصنوعی: زندگی همواره به همین شکل ادامه دارد، پس چرا نگران باشی و دلگیر؟
چه گویی چه جویی چه شاید بُدَنبرین داستانی نشاید زدن
هوش مصنوعی: چه میگویی و چه میجویی؟ شاید حقیقتی در این داستان نهفته باشد که ارزش بیان کردن ندارد.
روانت گر از آز فرتوت نیستنشست تو جز تنگ تابوت نیست
هوش مصنوعی: اگر روح تو از درد و غم ضعیف نیست، پس جز یک تابوت تنگ جایی برای نشستن نداری.
اگر مرگ دارد چنین طبع گرگپر از می یکی جام خواهم بزرگ
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد مرگ اینچنین باشد، من هم یکی از آن جامهای بزرگ پر از شراب میخواهم.