پادشاهی اورمزد نرسی
هوش مصنوعی: در این متن، داستان آفرینش و حکمرانی اورمزد بزرگ روایت میشود. او با قدرت و دانایی خود دنیا را به وجود آورد و به انسانها ایمنی و آسایش بخشید. او شب و روز و دیگر اجرام آسمانی را خلق کرد و به پیروزی و فرهی زندگی اعطا کرد.
مردم از بدخواهان هراسان بودند و هر که به کار و تلاش نپردازد، پاسخی از آنان نخواهد شنید. اگر کسی رفتار بدی داشته باشد، در نهایت دچار مصیبت خواهد شد.
پس از ده سال بر سر سپهر، یک اتفاق ناگوار پیش آمد؛ شاهی بزرگ بدون پسر به مرگ رسید و انتخاب جانشین او کمکم به بحثی جدی تبدیل شد. در این زمان، موبدی دختر زیبایی را مشاهده کرد که پس از چهل روز تأمل، به عنوان وارث تاج و تخت به نام شاپور معرفی شد.
همچنین، در این متن به زیباییها و صفات شگفتانگیز این دختر پرداخته میشود که باعث شادی و امید در دل مردم گردید. در نهایت، او به تخت شاهی نشست و زندگی نوینی آغاز کرد.
چو بر گاه رفت اورمزد بزرگز نخچیر کوتاه شد چنگ گرگ
هوش مصنوعی: زمانی که اورمزد بزرگ به ارتفاعات رفت، شکار گرگ به شدت کاهش یافت.
جهان را همی داشت با ایمنینهان گشت کردار آهرمنی
هوش مصنوعی: دنیا در پناه ایمنی بود و کارهای نیکی در خفا انجام میشد.
نخست آفرین کرد بر کردگارتوانا و دانا و پروردگار
هوش مصنوعی: در ابتدا، بر خالق توانمند و دانا و پرورشدهنده، ستایش و مدح میگوید.
شب و روز و گردان سپهر آفریدچو بهرام و کیوان و مهر آفرید
هوش مصنوعی: شب و روز و ستارهها را خلق کرد، همانطور که بهرام و کیوان و خورشید را آفرید.
ازویست پیروزی و فرهیدل و داد و دیهیم شاهنشهی
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم پیروزی، نیکتری و باصفایی دل، و توفیق در مقام شاهی اشاره دارد. به نوعی، بر اهمیت ارزشهای انسانی و موفقیت در زندگی تأکید میکند.
همیشه دل ما پر از داد باددل زیردستان به ما شاد باد
هوش مصنوعی: دل ما همیشه پر از محبت و احساسات است، و ما آرزو داریم که دلزده و نگرانانی که نسبت به ما هستند، خوشحال و شاداب باشند.
ستایش نیابد سر سفله مردبر سفلگان تا توانی مگرد
هوش مصنوعی: ستایش کسی که در مرتبه پایینتری قرار دارد، بر تو که مقام بالاتری داری شایسته نیست. تا جایی که میتوانی این کار را نکن.
همان نیز با مرد بدخواه رایاگر پندگیری به نیکی گرای
هوش مصنوعی: اگر با مرد بدخواه مشورت کنی و نصیحت او را بپذیری، بهتر است که به خوبی و نیکی توجه کنی.
ز بخشش هرانکس که جوید سپاسنخواندش بخشنده یزدانشناس
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال بخشش باشد، هرگز سپاسگزار کسی که او را بخشیده نخواهد بود، زیرا آن بخشش از سوی خداوند است که شناخته شده است.
ستاننده گر ناسپاست نیزسزد گر ندارد کس او را به چیز
هوش مصنوعی: هر کس که چیزی را میگیرد و شکرگزار نیست، اگر کسی هم برای او ارزشی قائل نشود، این مسئله طبیعی و طبیعی است.
هراسان بود مردم سختکارکه او را نباشد کسی دوستدار
هوش مصنوعی: مردم زحمتکش و کوشنده نگران بودند که هیچکس او را دوست ندارد.
وگر سستی آرد به کار اندروننخواند ورا رایزن رهنمون
هوش مصنوعی: اگر در کارها سستی و تنبلی به خرج دهد، کسی او را راهنمایی نخواهد کرد و به او نخواهد گفت چه کار باید بکند.
گر از کاهلان یار خواهی به کارنباشی جهانجوی و مردمشمار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از بیعملان دوستانی پیدا کنی، نباید به دنبال گشتن در دنیا و شمردن مردم باشی.
نگر خویشتن را نداری بزرگوگر گاه یابی نگردی سترگ
هوش مصنوعی: اگر به خودت اهمیت ندهی و خود را بزرگ نپنداری، در مواقعی که به موفقیت میرسی، آنچنان بزرگ و باارزش نخواهی بود.
چو بدخو شود مرد درویش خوارهمی بیند آن از بد روزگار
هوش مصنوعی: وقتی که انسان بدخلق و بدجنس شود، فردی بیچاره و درویش بیشتر در سختی و ذلت قرار میگیرد و همواره سختیهای زندگی را میبیند.
همهساله بیکار و نالان ز بختنه رای و نه دانش نه زیبای تخت
هوش مصنوعی: هر سال در حال بیکاری و ناله از سرنوشت هستم و نه خیالی دارم، نه دانشی، و نه زیبایی مدلی برای زندگیام.
وگر بازگیرند ازو خواستهشود جان و مغز و دلش کاسته
هوش مصنوعی: اگر از او خواسته شود که جان و دل و فکرش را بدهد، به نظر میرسد که او به راحتی اینها را نمیبخشد.
به بی چیزی و بدخویی یازد اویندارد خرد گردن افرازد اوی
هوش مصنوعی: انسانی که از نداشتن و بدی اخلاق رنج میبرد، نمیتواند در برابر کسی که خرد و فهم بالایی دارد، احساس برتری کند.
نه چیز و نه دانش نه رای و هنرنه دین و نه خشنودی دادگر
هوش مصنوعی: هیچ چیز، حتی دانش، اندیشه، هنر، دین یا رضایت خداوند، به اندازهی آنچه در درون انسان وجود دارد ارزشمند نیست.
شما را شب و روز فرخنده بادبداندیش را جان پراگنده باد
هوش مصنوعی: شما را آرزوی خوشبختی در شب و روز دارم و بداندیشان را آرزو میکنم که در پراکندگی جانشان باشند.
برو مهتران آفرین ساختندخود از سوک شاهان بپرداختند
هوش مصنوعی: برو، بزرگترها از درد و رنج شاهان، ستایش و تقدیر کردهاند.
چو نه سال بگذشت بر سر سپهرگل زرد شد آن چو گلنار چهر
هوش مصنوعی: پس از گذشت نه سال، آسمان به رنگ زرد درآمد و چهرهاش مانند چهرهی گل نرگس شد.
غمی شد ز مرگ آن سر تاجوربمرد و به شاهی نبودش پسر
هوش مصنوعی: با مرگ آن پادشاه، غم بزرگی به وجود آمد و خبری از فرزندی نبود تا جانشین او شود.
چنان نامور مرد شیرینسخنبه نوی بشد زین سرای کهن
هوش مصنوعی: مردی مشهور و خوشزبان به تازگی از این خانه قدیمی رفت.
چنین بود تا بود چرخ روانتوانا به هر کار و ما ناتوان
هوش مصنوعی: همه چیز به همین صورت ادامه دارد تا زمانی که دنیا و چرخ زندگی با قدرت و توانمندی به حرکت خود ادامه میدهد و ما در این میان ناتوان هستیم.
چهل روز سوکش همی داشتندسر گاه او خوار بگذاشتند
هوش مصنوعی: چهل روز مردم به خاطر او عزاداری کردند و در پایان، سر او را به زمین گذاشتند.
به چندین زمان تخت بیکار بودسر مهتران پر ز تیمار بود
هوش مصنوعی: در چندین زمان، تخت سلطنت بدون استفاده و بیکار بود و سران و مهتران در حال نگرانی و فکر بودند.
نگه کرد موبد شبستان شاهیکی لاله رخ دید تابان چو ماه
هوش مصنوعی: موبدان در شبستان شاه را نگریستند و یکی لاله مانند را مشاهده کردند که همچون ماه درخشان و زیبا بود.
سر مژه چون خنجر کابلیدو زلفش چو پیچان خط مغولی (؟)
هوش مصنوعی: موهای او مانند زلفهایی پیچان است و سر مژهاش همچون خنجری از کابل تیز و برنده به نظر میرسد.
مسلسل یک اندر دگر بافتهگره بر زده سرش برتافته
هوش مصنوعی: یک رشته به هم پیوسته است که گرهخورده و بر سرش نمایان است.
پری چهره را بچه اندر نهانازان خوبرخ شادمان شد جهان
هوش مصنوعی: یک بچه با وجود زیبایی پریچهرهاش در پس این درخشش و چهرهی زیبا، باعث شادی و شگفتی جهان شده است.
چهل روزه شد رود و می خواستندیکی تخت شاهی بیاراستند
هوش مصنوعی: چهل روز از آغاز سفر آب گذشت و مردم تصمیم داشتند تا برای یک شاه تختی عالی بسازند.
به سر برش تاجی برآویختندبران تاج زر و درم ریختند
هوش مصنوعی: بر سر او تاجی گذاشتند و بر روی آن طلا و نقره ریختند.
چهل روز بگذشت بر خوبچهریکی کودک آمد چو تابنده مهر
هوش مصنوعی: چهل روز از زمانی که دختر زیبا به دنیا آمد، میگذشت که یک کودک دیگر به دنیا آمد که همچون خورشید درخشان بود.
ورا موبدش نام شاپور کردبران شادمانی یکی سور کرد
هوش مصنوعی: او را موبد نام شاپور بخشید و به خاطر این شادی، جشن بزرگی برپا کرد.
تو گفتی همی فره ایزدیستبرو سایهٔ رایت بخردیست
هوش مصنوعی: تو گفتی که ویژگیهای خدایی در تو هست، پس برو در سایهی حمایت تو، بزرگی و شرافت به دست بیاور.
برفتند گردان زرین کمربیاویختند از برش تاج زر
هوش مصنوعی: سواران با کمربندهای زرین رفتند و تاج طلایی را بر سر او قرار دادند.
چو آن خرد را سیر دادند شیرنوشتند پس در میان حریر
هوش مصنوعی: وقتی که آن عقل و درک را سیراب کردند، آنگاه در وسط حریری نازک، از آن نوشتهای به یادگار گذاشتند.
چهل روزه را زیر آن تاج زرنهادند بر تخت فرخ پدر
هوش مصنوعی: چهل روز را زیر آن تاج زر قرار دادند و بر تخت خوشبختی پدر نشاندند.