بخش ۶
هوش مصنوعی: به دنبال جنگی که در ایران درگرفت، شاپور در روم به تنهایی تحت فشار بود. او به کنیزکی عشق ورزید که در درد و رنج او شریک بود. کنیزک از او خواست تا از عشق و رازهایش برایش بگوید و شاپور به او سوگند داد که رازهایش را برای کسی فاش نکند.
سپس کنیزک به شاپور گفت که میتواند به او کمک کند تا از شهر روم فرار کند. او برنامهریزی کرد تا در روز جشن عمومی، فرصتی برای فرار فراهم کند. شاپور با دقت به طرح کنیزک گوش داد و به فکر چارهای برای نجات خود افتاد. کنیزک آماده شد تا با آوردن اسبها و تجهیزات مورد نیاز، به شاپور یاری دهد. داستان به نقطه کلیدی میرسد که شاپور و کنیزک در پی راهی برای خروج از چنین وضعیتی هستند.
چنین تا برآمد برین چندگاهبه ایران پراگنده گشته سپاه
هوش مصنوعی: پس از مدتی، سپاه در ایران پراکنده و فعال شد.
به روم آنک شاپور را داشتیشب و روز تنهاش نگذاشتی
هوش مصنوعی: در دل من یاد تو همیشه زنده است و از زمانی که شاپور را داشتی، او را در کنار خود نگه داشتی و هیچگاه تنهاش نگذاشتی.
کنیزک نبودی ز شاپور شادازان کش ز ایرانیان بد نژاد
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که اگر بندهای (کنیزک) از شاپور خوشحال نباشد، این به خاطر این است که او از نژاد بدی از ایرانیان است. در واقع، به نوعی به نژاد یا نسب شخص و تأثیر آن بر احساسات و رفتار او اشاره دارد.
شب و روز زان چرم گریان بدیدل او ز شاپور بریان بدی
هوش مصنوعی: شب و روز، او از درد و غم ناشی از عشق، مانند چرمی که بر اثر باران خیس شده، گریه میکند و دلش مانند شاپور بریان در آتش میسوزد.
بدو گفت روزی که ای خوب رویچه مردی مترس ایچ با من بگوی
هوش مصنوعی: روزی به او گفتم: ای زیبای دست نیافتی، نترس! با من صحبت کن.
که در چرم چو نازک اندام توهمی بگسلد خواب و آرام تو
هوش مصنوعی: وقتی که چرم نازک اندام تو را در بر میگیرد، خواب و آرامش تو را تحت تأثیر قرار میدهد و از بین میبرد.
چو سروی بدی بر سرش گردماهبران ماه کرسی ز مشک سیاه
هوش مصنوعی: زنی که مثل سرو راست و بلند است، بر سرش ماهی گرد چون ماه بر روی کرسی و ساخته شده از مشک سیاه قرار دارد.
کنون چنبری گشت بالای سروتن پیل وارت به کردار غرو
هوش مصنوعی: اکنون سر و قامت او مانند درخت سرو نرم و زیبا شده است.
دل من همی بر تو بریان شوددو چشمم شب و روز گریان شود
هوش مصنوعی: دل من به عشق تو آتش گرفته و دو چشمم همیشه در حال اشک ریختن است.
بدین سختی اندر چه جویی همیکه راز تو با من نگویی همی
هوش مصنوعی: چرا در این وضعیت دشوار، به دنبال چیزی هستی که راز تو را به من نگوئی؟
بدو گفت شاپور کای خوبچهرگرت هیچ بر من بجنبید مهر
هوش مصنوعی: شاپور به او گفت: ای زیبا روی، اگر تو با من کمی مهربانی کنی...
به سوگند پیمانت خواهم یکیکزان نگذری جاودان اندکی
هوش مصنوعی: به تو قسم میخورم که پیمانی میان ما برقرار کنم که هرگز از آن نگذری، حتی برای مدت کوتاهی.
نگویی به بدخواه راز مراکنی یاد درد و گداز مرا
هوش مصنوعی: نگو به دشمنانم که راز من را فاش کنند، چون این کار باعث میشود تا دوباره به یاد درد و رنج من بیفتند.
بگویم ترا آنچ درخواستیبه گفتار پیدا کنم راستی
هوش مصنوعی: میخواهم به تو بگویم آنچه که میخواهی، اما باید با کلمات بیان کنم که حقیقت باشد.
کنیزک به دادار سوگند خوردبه زنار شماس هفتاد گرد
هوش مصنوعی: دخترک به خدا سوگند یاد کرد که به وفاداری و حمایت شما پایبند است و در این راه به اندازه هفتاد بار میچرخد.
به جان مسیحا و سوک صلیببه دارای ایران گشته مصیب
هوش مصنوعی: به جان مسیح و به یاد صلیب، ایران به وسیلهی مصیبتها و سختیها دچار مشکلاتی شده است.
که راز تو با کس نگویم ز بننجویم همی بتری زین سخن
هوش مصنوعی: راز تو را به کسی نخواهم گفت و از عمق وجودم میدانم که بهتر از این سخن وجود ندارد.
همه راز شاپور با او بگفتبماند آن سخن نیک و بد در نهفت
هوش مصنوعی: شاپور تمام اسرار خود را با او در میان گذاشت و آن گفتگو، چه خوب و چه بد، در پنهانی باقی ماند.
بدو گفت اکنون چو فرمان دهیبدین راز من دل گروگان دهی
هوش مصنوعی: به او گفت: حالا که دستور میدهی، دل من را به این راز بسپار.
سر از بانوان برتر آید تراجهان زیر پای اندر آید ترا
هوش مصنوعی: اگر از میان زنان، یکی را برگزینی، دنیا زیر پای تو قرار میگیرد و همه چیز به نفع تو میشود.
به هنگام نان شیرگرم آوریبپوشی سخن نرم نرمآوری
هوش مصنوعی: زمانی که میخواهی از کسی چیزی بخواهی یا برقرار کردن یک رابطه خوب از او استفاده کنی، بهتر است با لطافت و نرمخویی برخورد کنی و حرفهایت را با ملاطفت بیان کنی.
به شیر اندر آغارم این چرم خرکه این چرم گردد به گیتی سمر
هوش مصنوعی: من این چرم خر را به شیر میآغوشم تا این چرم در دنیا تبدیل به چیزی با ارزش شود.
پس از من بسی سالیان بگذردبگوید همی هرک دارد خرد
هوش مصنوعی: پس از من سالها خواهد گذشت و هر کسی که عقل و فهم دارد، خواهد گفت.
کنیزک همی خواستی شیر گرمنهانی ز هرکس به آواز نرم
هوش مصنوعی: دخترک به آرامی از هر کس میخواست که شیر گرم را به طور پنهانی به او بدهد.
چو کشتی یکی جام برداشتیبر آتش همی تیز بگذاشتی
هوش مصنوعی: وقتی که کشتی یکی جام را برداشت، آن را به سرعت بر روی آتش قرار داد.
به نزدیک شاپور بردی نهاننگفتی نهان با کس اندر جهان
هوش مصنوعی: تو راز خود را به شاپور نزدیک بردی و به کسی در این دنیا نگفتی.
دو هفته سپهر اندرین گشته شدبه فرجام چرم خر آغشته شد
هوش مصنوعی: دو هفته گذشته و در این زمان، آسمان به پایان خود رسیده و چرم الاغ به نتیجهای رسیده است.
چو شاپور زان پوست آمد برونهمه دل پر از درد و تن پر ز خون
هوش مصنوعی: شاپور از پوست خود خارج شد، در حالی که دلش پر از درد و بدنش پر از خون بود.
چنین گفت پس با کنیزک به رازکه ای پاک بینادل و نیکساز
هوش مصنوعی: او با کنیزک در خلوت گفت: ای با فارغ و ذهن روشن و نیکوکار.
یکی چاره باید کنون ساختنز هر گونه اندیشه انداختن
هوش مصنوعی: اکنون باید راه حلی پیدا کرد و به هر نوع اندیشهای توجه کرد.
که ما را گذر باشد از شهر روممباد آفرین بر چنین مرز و بوم
هوش مصنوعی: ما از شهری به نام روم عبور میکنیم و امیدواریم که از چنین سرزمین و سرنوشت خوبی برخوردار نشویم.
کنیزک بدو گفت فردا پگاهشوند این بزرگان سوی جشنگاه
هوش مصنوعی: دختر به او گفت فردا صبح، این بزرگان به سمت محل جشن میآیند.
یکی جشن باشد به روم اندرونکه مرد و زن و کودک آید برون
هوش مصنوعی: یک جشن در روم برپا میشود که در آن مردان، زنان و کودکان همه به بیرون میآیند و شرکت میکنند.
چو کدبانو از شهر بیرون شودبدان جشن خرم به هامون شود
هوش مصنوعی: وقتی که خانم منزل از شهر بیرون برود، آن جشن خوشحالکننده مانند گلاب گل در دشت هامون خواهد شد.
شود جای خالی و من چارهجویبسازم نترسم ز پتیاره گوی
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی خود را آماده میکند تا در جایی که خالی است، یک راه حل ایجاد کند و از هیچ چیزی به ویژه از دشواریها نترسد.
دو اسپ و دو گوپال و تیر و کمانبه پیش تو آرم به روشن روان
هوش مصنوعی: دو اسب و دو نگهبان (گوپال) و تیر و کمان را برای تو میآورم تا به آن روح روشن و باصفا کمک کنم.
ببست اندر اندیشه دل را نخستاز آخور دو اسپ گرانمایه جست
هوش مصنوعی: دل را ابتدا در افکارش محصور کرد و سپس به دنبال دو اسب با ارزش و فاخر رفت.
همان تیغ و گوپال و برگستوانهمان جوشن و مغفر هندوان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف تجهیزات رزمی و سلاحهایی میپردازد که مأخذ از فرهنگها و اقوام مختلف هستند. اشاره به سلاحها و پوششهای نظامی دارد که در جنگها استفاده میشود و نماد قدرت و آمادگی برای نبرد است. به نوعی این تصویرسازی به قابلیتها و مهارتهای جنگجویان اشاره دارد که در دفاع و حمله از این ابزارها بهره میبرند.
به اندیشه دل را به جای آوریدخرد را بران رهنمای آورید
هوش مصنوعی: با اندیشه درست و عقلانی، دل را هدایت کنید و از خرد به عنوان راهنمایی برای مسیر زندگی استفاده کنید.
چو از باختر چشمه اندر کشیدشب آن چادر قار بر سر کشید
هوش مصنوعی: وقتی شب از سمت مغرب به سوی ما میآید، چادر تاریکی بر سر میکشد.
پراندیشه شد جان شاپور شاهکه فردا چه سازد کنیزک پگاه
هوش مصنوعی: شاپور شاه به شدت در فکر فرو رفته است و نگران این است که فردا کنیزک صبحگاهی چه کار خواهد کرد.