بخش ۸
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، یزدگرد، پادشاه ایران، به فکر آینده و سرنوشت خود میافتد و از موبدان و اخترشناسان میخواهد تا وضعیت ستارگان را بررسی کنند و بگویند چه زمانی ممکن است با خطر مرگ مواجه شود. ستارهشماری پیشبینی میکند که مرگ او در آینده نزدیک نخواهد بود و بختش خوب است. اما به رغم این پیشبینی، یزدگرد با سوگندهایی از قبیل اینکه هرگز چشمه را نخواهد دید، به تلاش برای دوری از بدبختیها ادامه میدهد. پس از مدتی، یزدگرد در اثر فشار و نگرانی دچار بیماری میشود و پزشکان به کمک او میشتابند، اما حال او رو به وخامت میگذارد.
وزان پس غم و شادی یزدگردچنان گشت بر پور چون باد ارد
هوش مصنوعی: پس از آن، غم و شادی یزدگرد به گونهای شد که بر روی فرزندش همچون باد میوزید.
برین نیز چندی زمان برگذشتبه ایران پدر پور فرخ به دشت
هوش مصنوعی: مدتی گذشت و در این مدت پدر پسر خوشبختی به دشت ایران رفت.
ز شاهی پراندیشه شد یزدگردز هر کشوری موبدان کرد گرد
هوش مصنوعی: یزدگرد، شاهی اندیشمند، از تمام سرزمینها موبدان را جمع کرد.
به اخترشناسان بفرمود شاهکه تا کردهر یک به اختر نگاه
هوش مصنوعی: شاه به اخترشناسان گفت که هر کدام به ستارهها نگاه کنند.
که تا کی بود در جهان مرگ اویکجا تیره گردد سر و ترگ اوی
هوش مصنوعی: این جهان تا چه زمانی شاهد مرگ او خواهد بود و زمانی که عمر او به پایان برسد، آیا سرنوشتش تیره خواهد شد یا خیر؟
چه باشد کجا باشد آن روزگارکه پژمرده گردد گل شهریار
هوش مصنوعی: چه چیز باید رخ دهد و در کجا باید باشد که روزی برسد که گل شهریار پژمرده شود؟
ستارهشمر گفت کاین خود مبادکه شاه جهان گیرد از مرگ یاد
هوش مصنوعی: ستارهشمر گفت که این نه چیزی است که پادشاه هفت آسمان از مرگ و فنا آگاه شود.
چو بخت شهنشاه بدرو شوداز ایدر سوی چشمهٔ سو شود
هوش مصنوعی: وقتی سرنوشت پادشاه بر وفق مراد نباشد، باید از سرزمین خود به جایی دورتر برود تا بتواند آرامش و زندگی تازهای پیدا کند.
فراز آورد لشکر و بوق و کوسبه شادی نظاره شود سوی طوس
هوش مصنوعی: ارتش با بوق و طبل به پیروزی رسید و با شادی به سمت شهر طوس نگاه میکند.
بر آن جایگه بر بود هوش اویچو این راز بگذشت بر گوش اوی
هوش مصنوعی: او در آن مکان از فهم و درک بالایی برخوردار بود، اما زمانی که این راز بیان شد، به راحتی از کنارش گذشت و متوجه نشد.
ازین دانش ار یادگیری به دستکه این راز در پردهٔ ایزدست
هوش مصنوعی: اگر از این علم و دانش چیزی بیاموزی، بدان که این راز تحت ارادهٔ خداوند قرار دارد.
چو بشنید زو شاه سوگند خوردبه خراد برزین و خورشید زرد
هوش مصنوعی: وقتی شاه از او شنید، سوگند یاد کرد که به خراد برزین و خورشید زرد توجه کند.
که من چشمهٔ سو نبینم به چشمنه هنگام شادی نه هنگام خشم
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم چشمانم به سوگواری و اندوه بیفتد، نه در زمان شادی و نه در زمان خشم.
برین نیز برگشت گردون سه ماهزمانه به جوش آمد از خون شاه
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که گردونه یا چرخ زمان، پس از سه ماه، دوباره به حرکت درآمد و به خاطر خون شاه به شدت دگرگون و پرجنب و جوش شد.
چو بیدادگر شد شبان با رمهبدو بازگردد بدیها همه
هوش مصنوعی: وقتی که شبان به ظلم و ستم روی آورد، تمام بدیها به سمت او باز میگردد.
ز بینیش بگشاد یک روز خونپزشک آمد از هر سوی رهنمون
هوش مصنوعی: روزی پزشک متوجه شد که خون از بین بینی کسی بیرون میآید و از همه طرف به او راهنمایی کردند.
به دارو چو یک هفته بستی پزشکدگر هفته خون آمدی چون سرشک
هوش مصنوعی: وقتی که یک هفته درمان شدی و دارو نوشیدی، در هفته بعدی، خون از بدنت خارج میشود مانند اشک.