بخش ۲
هوش مصنوعی: در داستان آمده است که پس از طلوع آفتاب، گروهی به نزد پادشاه بهرام آمدند تا از او درخواست بخشش کنند. آنها از ظلم و ستم یزدگرد، پادشاه قبلی، رنجیده بودند و به دنبال جلب رضایت بهرام بودند.
بهرام با مهربانی به سخنان آنها گوش داد و برخی از گناهانشان را بخشید. او عید بزرگی برپا کرد و به برگزاری جشن و پذیرایی از مهمانان پرداخت. در این جشن، او نیز به برادرش نرسی احترام گذاشته و او را به عنوان سپهبد اعلام کرد. در ادامه، بخششهای بسیار بزرگی به نعمان و منذر انجام داد و هدایا و خلعتهای زیادی به دیگران بخشید.
همچنین دستور داد تا خزانه را باز کنند و داراییهای زیادی به مردم بخشید. او به همه شهرهای ایران اعلام کرد که بدون ترس از ظلم، آزادانه زندگی کنند و بر آشتی و دادگری تاکید نمود. با این اقدامات، شادی و خوشحالی در شهرها آهنگ جدیدی به خود گرفت و روزگاری خوش برای مردم آغاز شد.
دگر روز چون بردمید آفتابببالید کوه و بپالود خواب
هوش مصنوعی: روز دیگری که خورشید طلوع کرد، کوهها بیدار شدند و خوابشان را کنار گذاشتند.
به نزدیک منذر شدند این گروهکه بهرام شه بود زیشان ستوه
هوش مصنوعی: این گروه به سوی منذر رفتند، در حالی که بهرام، شاه آنها بود و از آنها خسته شده بود.
که خواهشگری کن به نزدیک شاهز کردار ما تا ببخشد گناه
هوش مصنوعی: برای اینکه گناهان ما بخشیده شود، باید به درگاه شاه خواهش و تمنا کنیم.
که چونان بدیم از بد یزدگردکه خون در تن نامداران فسرد
هوش مصنوعی: چنان بد کردیم که حتی خون در بدن مردان بزرگ نیز یخ زد.
ز بس زشت گفتار و کردار اویز بیدادی و درد و آزار اوی
هوش مصنوعی: به دلیل زشتی سخنان و رفتار او، به خاطر بیعدالتی و درد و رنجی که به دیگران میدهد.
دل ما به بهرام ازان بود سردکه از شاه بودیم یکسر به درد
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر بهرام سرد است، زیرا از درد و رنجی که متوجه ما است، تنها به خاطر قدرت و سلطنت اوست.
بشد منذر و شاه را کرد نرمبگسترد پیشش سخنهای گرم
هوش مصنوعی: منذر به نزد شاه رفت و تلاش کرد تا با کلمات شیرین و خوشایندش او را راضی و دلگرم کند.
ببخشید اگر چندشان بُد گناهکه با گوهر و دادگر بود شاه
هوش مصنوعی: اگر چند نفر خطا کردند، معذرت میخواهم، زیرا شاه دارای نیکسیرتی و دادگری است.
بیاراست ایوان شاهنشهیبرفت آنک بودند یکسر مهی
هوش مصنوعی: آنگونه که در گذشته وجود داشت، اکنون از زیباییهای دیوان شاهانه خبری نیست و آنکه تمام زرق و برق را به همراه داشت، رفته است.
چو جای بزرگی بپرداختندکرا بود شایسته بنشاختند
هوش مصنوعی: وقتی که مکانی بزرگ و مهم را فراهم کردند، فقط کسی که شایستگی دارد و لیاقت نشستن در آنجا را دارد، در آنجا مینشیند.
به هر جای خوانی بیاراستندمی و رود و رامشگران خواستند
هوش مصنوعی: در هر مکانی که صدای موسیقی و شعر پخش میشود، می و شراب را آماده کردند و هنرمندان و نوازندگان را فراخواندند.
دوم روز رفتند دیگر گروهسپهبد نیامد ز خوردن ستوه
هوش مصنوعی: گروه دوم به سفر رفتند، اما فرمانده به خاطر پرخوری و خستگی نیامد.
سیم روز جشن و می و سور بودغم از کاخ شاه جهان دور بود
هوش مصنوعی: در روز جشن و شادی و خوردن شراب، غم و اندوه از دل و زندگی پادشاهی که بر دنیای بزرگ حکومت میکند، دور بود.
بگفت آنک نعمان و منذر چه کردز بهر من این پاکزاده دو مرد
هوش مصنوعی: نعمان و منذر، دو مرد بزرگ و محترم، برای من چه کارهایی انجام دادند و چه تلاشهایی کردند.
همه مهتران خواندند آفرینبران دشت آباد و مردان کین
هوش مصنوعی: همه بزرگان و سرآمدان جامعه، بر روی این دشت سرسبز و مردان شجاع و دلیر، ستایش و تحسین کردند.
ازان پس در گنج بگشاد شاهبه دینار و دیبا بیاراست گاه
هوش مصنوعی: پس از آن، شاه در گنج را باز کرد و محل را با دینار و دیبا زینت بخشید.
به اسپ و سنان و به خفتان جنگز خود و ز هر گوهری رنگرنگ
هوش مصنوعی: با اسب و نیزه و زرهای بر تن، به جنگ با خود و هر نوع گوهری که رنگهای متفاوت دارد، میپردازم.
سراسر به نعمان و منذر سپردجوانوی رفت آن بدیشان شمرد
هوش مصنوعی: جوانی که در تمام جوانی خود را به نعمان و منذر سپرده بود، زمانی که از دنیا رفت، به یاد آنها و کارهایی که کرده بود، فکر کرد و آنها را حساب کرد.
کس اندازهٔ بخشش او نداشتهمان تاو با کوشش او نداشت
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه او نمیتواند ببخشد، زیرا دیگران نمیتوانند تلاشی مانند او انجام دهند.
همان تازیان را بسی هدیه داداز ایوان شاهی برفتند شاد
هوش مصنوعی: تازیان هدیههای زیادی از کاخ شاهی دریافت کردند و با خوشحالی از آنجا رفتند.
بیاورد پس خلعت خسرویهمان اسپ و هم جامهٔ پهلوی
هوش مصنوعی: او جامه و اسب شاهانه را به ارمغان آورد.
به خسرو سپردند و بنواختشبر گاه فرخنده بنشاختش
هوش مصنوعی: خسرو را به دست آوردند و او را با محبت و نیکی مورد توجه قرار دادند و در مکان خوش یمنی نشاندند.
شهنشاه خسرو به نرسی رسیدز تخت اندر آمد به کرسی رسید
هوش مصنوعی: خسرو، شاه بزرگ، از تخت سلطنت خود به پایین آمد و بر روی کرسی نشسته است.
برادرش بد یکدل و یکزبانازو کهتر آن نامدار جوان
هوش مصنوعی: برادر او که دل و زبانش یکی نیست، از آن جوان مشهور که به او نسبت داده میشود، پایینتر است.
ورا پهلوان کرد بر لشکرشبدان تا به آیین بود کشورش
هوش مصنوعی: او را به مقام پهلوانی بر لشکرش رساند تا کشورش طبق رسم و آیین اداره شود.
سپه را سراسر به نرسی سپردبه بخشش همی پادشاهی ببرد
هوش مصنوعی: سراسر سپاه را به نرسی واگذار کرد و به خاطر بخشش و مهربانیاش پادشاهی را به دست آورد.
در گنج بگشاد و روزی بدادسپاهش به دینار گشتند شاد
هوش مصنوعی: او در خزانه را گشود و روزی به آنها عطا کرد و سپاهش با دریافت دینارها شاد و خوشحال شدند.
بفرمود پس تا گشسپ دبیربیامد بر شاه مردم پذیر
هوش مصنوعی: سپس دستور داد که دبیری بیاید تا نزد شاه مردم را پذیرایی کند.
کجا بود دانا بدان روزگارشمار جهان داشت اندر کنار
هوش مصنوعی: کجا بود آن مرد باهوش که در آن زمان، توانایی سنجش و اندازهگیری جهان را داشت و در کنار آن، دانشش را پرورش میداد؟
جوانوی بیدار با او بهمکه نزدیک او بد شمار درم
هوش مصنوعی: جوان بیدار با او نزدیک شد و به او فهماند که چه اندازه اهمیت دارد.
ز باقی که بد نزد ایرانیانبفرمود تا بگسلد از میان
هوش مصنوعی: به ایرانیان دستور داده شد تا ارتباطشان با باقیماندههای گذشته را قطع کنند و از میان ببرند.
دبیران دانا به دیوان شدندز بهر درم پیش کیوان شدند
هوش مصنوعی: اهل دانش و بامعلومات به خاطر کسب درآمد، به دیوان آمدند و به سمت کیوان (شخصی با مقام و ارجمندی) رفتند.
ز باقی که بد بر جهان سربسرهمه برگرفتند یک با دگر
هوش مصنوعی: از باقی ماندهها که برای جهان بد شدند، همه با هم به یکدیگر پیوستند.
نود بار و سه بار کرده شماربه ایران درم بد هزاران هزار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تعداد زیادی که به ایران آسیب رسیده است اشاره میکند. او میگوید که چندین بار در شمارش، این آسیبها به هزاران بار میرسد. به نوعی میخواهد نشان دهد که وضعیت ایران بسیار خراب و آسیبدیده است.
ببخشید و دیوان بر آتش نهادهمه شهر ایران بدو گشت شاد
هوش مصنوعی: ببخشید و تندیسها را بر آتش انداخت، به این ترتیب تمام ایران به خاطر او شاد شد.
چو آگاه شد زان سخن هرکسیهمی آفرین خواند هرکس بسی
هوش مصنوعی: هرکس وقتی از آن سخن مطلع شد، مدح و ستایشش را بینهایت ابراز کرد.
برفتند یکسر به آتشکدهبه ایوان نوروز و جشن سده
هوش مصنوعی: همه به آتشکده رفتند تا در ایوان، جشن نوروز و جشن سده را برپا کنند.
همی مشک بر آتش افشاندندبه بهرام بر آفرین خواندند
هوش مصنوعی: به خاطر بهرام، مشک را بر روی آتش ریختند و او را ستایش کردند.
وزان پس بفرمود کارآگهانیکی تا بگردند گرد جهان
هوش مصنوعی: سپس او فرمان داد تا کاردانان و متخصصان به جستجوی دور و بر زمین بپردازند.
کسی را کجا رانده بد یزدگردبجست و به یک شهرشان کرد گرد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر بدی یزدگرد رانده شده بود، به جستجو پرداخت و در یک شهر با مردم آنجا همکاری کرد.
بدان تا شود نامهٔ شهریارکه آزادگان را کند خواستار
هوش مصنوعی: بدان که برای این که نامهٔ پادشاه به دست بیاید، لازم است، تا آرزوهای آزادگان برآورده شود.
فرستاد خلعت به هر مهتریببخشید به اندازهشان کشوری
هوش مصنوعی: برای هر فرد بزرگی لباس و جواهری فرستاد و به اندازهی مقام و کرامت آنها بخششهایی انجام داد.
رد و موبد و مرزبان هرک بودکه آواز بهرام زان سان شنود
هوش مصنوعی: هر کسی که صدای بهرام را به این شکل بشنود، حتی اگر ردهای پایینتر داشته باشد، مانند موبد یا مرزبان، تحت تأثیر قرار میگیرد.
سراسر به درگاه شاه آمدندگشادهدل و نیکخواه آمدند
هوش مصنوعی: تمامی مردم با دلهای باز و نیتهای خوب به پیشگاه شاه آمدند.
بفرمود تا هرک بد دادجویسوی موبد موبد آورد روی
هوش مصنوعی: فرمان داد تا هرکس که در جستجوی کمک است، به سوی موبد برود و او را حاضر کند.
چو فرمانش آمد ز گیتی به جایمنادیگری کرد بر در به پای
هوش مصنوعی: وقتی فرمانش از جهان صادر شد، به جای منادی، در درگاه به احترام ایستاد.
که ای زیردستان بیدار شاهز غم دور باشید و دور از گناه
هوش مصنوعی: ای زیردستان، توجه کنید که از غم و درد دور باشید و از گناه دوری کنید.
وزین پس بران کس کنید آفرینکه از داد آباد دارد زمین
هوش مصنوعی: پس به آن کسی که زمین را از عدالت آباد کرده است، آفرین بگویید و او را ستایش کنید.
ز گیتی به یزدان پناهید و بسکه دارنده اویست و فریادرس
هوش مصنوعی: از دنیا به خدا پناه ببرید، زیرا او مالک همه چیز و یاریدهندهی شایستهای است.
هرانکس که بگزید فرمان مانپیچد سر از رای و پیمان ما
هوش مصنوعی: هر کسی که سبک زندگی و دستورات ما را انتخاب کند، نباید از نظرات و توافقات ما منحرف شود.
برو نیکویها برافزون کنیمز دل کینه و آز بیرون کنیم
هوش مصنوعی: برویم کارهای خوب را افزایش دهیم و از دل خود کینه و حسادت را بیرون برانیم.
هرانکس که از داد بگریزد اویبه بادآفره در بیاویزد اوی
هوش مصنوعی: هر کسی که از عدالت دوری کند و از آن فراری باشد، در نهایت به سرنوشتی بد و نامساعد دچار خواهد شد.
گر ایدونک نیرو دهد کردگاربه کام دل ما شود روزگار
هوش مصنوعی: اگر خداوند نیرویی به ما عطا کند، روزگار به خواستههای دل ما خواهد گذشت.
برین نیکویها فزایش بودشما را بر ما ستایش بود
هوش مصنوعی: این کارهای خوب و نیکو، باعث افزایش محبت و احترام شما نسبت به ما شده است.
همه شهر ایران به گفتار اویبرفتند شاداندل و تازهروی
هوش مصنوعی: تمام مردم ایران به سخنان او گوش دادند و با دلهای شاد و چهرههای سرزنده به پیش رفتند.
بدانگه که شد پادشاهیش راستفزون گشت شادی و انده بکاست
هوش مصنوعی: زمانی که سلطنت او به درستی برقرار شد، شادی افزایش یافت و ناراحتی کاهش یافت.
همه روز نخچیر بد کار اویدگر اسپ و میدان و چوگان و گوی
هوش مصنوعی: هر روز او به شکار میرود و در میدانهای مسابقه با اسب و چوگان و گوی سرگرم است.