بخش ۷
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی درباره یک مرد به نام کبروی و جشن میهنی روایت میشود. کبروی پس از بامداد به یک جشن میآید و میوههایی برای شاه میآورد. او در این جشن با شاه دیدار میکند و از شراب مینوشد. با نوشیدن می، کبروی به شادی میافتد و به رقص و پایکوبی مشغول میشود. اما پس از یک شب شادمانی و نوشیدن شراب زیاد، او به خواب میرود. پس از مدتی، کلاغی به سراغش میآید و با کنجکاوی او را میبیند. وقتی دیگران او را در خواب میبینند، متوجه میشوند که او به دلیل مستی و نوشیدن شراب به حالتی ناخوشایند افتاده است. در نهایت، با صدای احزاب و نگرانی از وضعیت او، شاه و دیگر بزرگان متوجه وضعیت بحرانی او شده و به یاد میآورند که نوشیدن شراب در جهان حرام است.
چو بنشست می خواست از بامدادبزرگان لشکر برفتند شاد
هوش مصنوعی: وقتی که صبح شد، بزرگان لشکر با خوشحالی رفتند.
بیامد همانگه یکی مرد مهورا میوه آورد چندی ز ده
هوش مصنوعی: مردی با ظاهری زیبا و دلنشین آمد و مقداری میوه از دهکده آورد.
شتربارها نار و سیب و بهیز گل دستهها کرده شاهنشهی
هوش مصنوعی: بار شترها پر از میوههایی چون نار، سیب و به است که مانند گل و دستههای زیبا، شامل نعمات و جلوههای شاهانه هستند.
جهاندار چون دید بنواختشمیان یلان پایگه ساختش
هوش مصنوعی: هنگامی که فرمانروای دنیا او را دید، با مهربانی به او پرداخت و برایش مکانی ویژه در کنار جوانمردان فراهم کرد.
همین مه که با میوه و بوی بودورا پهلوی نام کبروی بود
هوش مصنوعی: این ماه که با میوه و عطرش آشنا هستیم، در کنار نام کبری به چشم میخورد.
به روی جهاندار جام نبیددو من را به یکبار اندر کشید
هوش مصنوعی: به پیشگاه پادشاه، دو من از شراب نبید را به یکباره نوشیدم.
چو شد مرد خرم ز دیدار شاهازان نامداران و آن جشنگاه
هوش مصنوعی: وقتی مرد شادی از ملاقات با شاه کرد و از آن نامداران و آن جشنگاه خوشحال شد.
یکی جام دیگر پر از می بلوربه دلش اندر افتاد زان جام شور
هوش مصنوعی: یک جام دیگر پر از شراب بلورین در دل او به وجد آمد و او را بسیار شاداب کرد.
ز پیش بزرگان بیازید دستبدان جام می تاخت و بر پای جست
هوش مصنوعی: از بزرگترها خواسته شد که برای نوشیدن شراب، با دست به میکشانند و بر زمین میرقصند.
به یاد شهنشاه بگرفت جاممنم گفت میخواره کبروی نام
هوش مصنوعی: به یاد پادشاهی، من جام را در دست گرفتم و او گفت که من میخوارهای بزرگ هستم.
به روی شهنشاه جام نبیدچو من درکشم یار خواهم گزید
هوش مصنوعی: به روی پادشاه، وقتی که همچون من شراب مینوشد، یار خود را انتخاب خواهم کرد.
به جام اندرون بود می پنج منخورم هفت ازین بر سر انجمن
هوش مصنوعی: من درون جام، پنج جرعه نوشیدهام و در جمع دوستان، هفت بار دیگر مینوشم.
پس انگه سوی ده روم من به هوشز من نشنود کس به مستی خروش
هوش مصنوعی: پس از آن به سوی ده میروم، در حالیکه هیچکس صدای من را در حال مستی نمیشنود.
چنان هفت جام پر از می بخوردازان می پرستان برآورد گرد
هوش مصنوعی: او به قدری از شراب مینوشد که مانند هفت جام پر از می میشود و از شور و حال میپرستان به خیالی خوش به اوج میرسد.
به دستوری شاه بیرون گذشتکه داند که می در تنش چون گذشت
هوش مصنوعی: بر اساس دستوری که پادشاه صادر کرد، او به بیرون رفت و کسانی که درونش وجود داشتند، این را میدانستند.
وزان جای خرم بیامد به دشتچو در سینهٔ مرد، می گرم گشت
هوش مصنوعی: از آن مکان شاداب، به دشت آمد، مانند اینکه در دل مرد، احساس گرما پیدا شد.
برانگیخت اسپ از میان گروهز هامون همی تاخت تا پیش کوه
هوش مصنوعی: اسب را از میان گروه به حرکت درآورد و از هامون با شتاب به سمت کوه رفت.
فرود آمد از باره جایی نهفتیله کرد و در سایهٔ کوه خفت
هوش مصنوعی: او از بلندی پایین آمد و در مکانی پنهان استراحت کرد و در سایه کوه خوابش برد.
ز کوه اندرآمد کلاغ سیاهدو چشمش بکند اندران خوابگاه
هوش مصنوعی: کلاغ سیاهی از کوه وارد شد و دو چشمانش را در مکان خوابش کند.
همی تاختند از پساندر گروهورا مرده دیدند بر پیش کوه
هوش مصنوعی: آنها به سرعت به سمت جلو حرکت کردند و در میان جمعی که از آنجا میگذشتند، مردهای را در دامنه کوه مشاهده کردند.
دو چشمش ز سر کنده زاغ سیاهبرش اسپ او ایستاده به راه
هوش مصنوعی: دو چشمش مانند زاغ سیاه از سرش جدا شده و به حالت حیرت به او نگاه میکنند، و اسبش در مسیر ایستاده است.
برو کهترانش خروشان شدندوزان مجلس و جام جوشان شدند
هوش مصنوعی: برو که جوانترها سر و صدا کردند و از آن محفل و جام پر از شراب شاد شدند.
چو بهرام برخاست از خوابگاهبیامد بر او یکی نیکخواه
هوش مصنوعی: وقتی بهرام از خواب بیدار شد، یکی از کسانی که برای او خیرخواه بود، به نزدش آمد.
که کبروی را چشم روشن کلاغز مستی بکندست در پیش راغ
هوش مصنوعی: کبروی از خوشحالی و سرخوشی کلاغ، مست و شاداب در کنار جاده قرار گرفته است.
رخ شهریار جهان زرد شدز تیمار کبروی پر درد شد
هوش مصنوعی: چهره پادشاه جهان از سر دردی که به دل دارد، رنگ پریده و زرد شده است.
همانگه برآمد ز درگه خروشکه ای نامداران با فر و هوش
هوش مصنوعی: در این لحظه صدایی بلند از درگاه برخاست که ای مردان نامآور با شخصیت و ذکاوت، توجه کنید.
حرامست می در جهان سربسراگر زیردستت گر نامور
هوش مصنوعی: در سراسر جهان نوشیدن شراب حرام است، اگر زیر دست تو کسی باشد که مشهور و معروف باشد.