بخش ۲۰
هوش مصنوعی: در این متن، به تصویری از وضعیت بهرامشاه و لشکرهای او پرداخته میشود. خبر به جنگ و درگیریهای بین دولتهای مختلف از جمله چین و روم به بهرام میرسد. بهرام به اشتباه سرگرم بازی و بزم است و از خطرهایی که به ایران نزدیک میشود، غافل است.
چینیها و رومیها لشکرهایی برای نبرد آماده میکنند و به بهرام هشدار میدهند که باید آماده جنگ باشد. برخی از بزرگان ایران به بهرام انتقاد میکنند که او باید به جای سرگرمی به مقابله با خطرات بیاندیشد. بهرام با اعتقاد به یاری دادار و اطمینان به قدرت خود، تلاش میکند برای حراست از ایران، آماده رزم شود.
در ادامه، با توجه به نگرانی از تهدیدات، ایرانیان تصمیم میگیرند به خاقان چین پیامی ارسال کنند و از او کمک بخواهند تا از جنگ جلوگیری شود. آنها فرستادهای را به نزد خاقان میفرستند و با هدایا و پیامهایی از او درخواست صلح و همکاری میکنند. خاقان نیز بر اساس عقل و تدبیر، تصمیم میگیرد که با جنگ به ایران نزدیک نشود و به جای آن، با صلح و توافق به حل و فصل مسائل بپردازد.
در نهایت، توصیفاتی از حال و هوای جنگ و آرامش در مرو پیش میآید که نشاندهنده دوری از خطر برای بهرام و لشکریانش در آن زمان است.
برینگونه یک چند گیتی بخوردبه رزم و به بزم و به ننگ و نبرد
هوش مصنوعی: به این ترتیب، یکی از دورههای زندگی را سپری کرد که در آن درگیر جنگها و مراسمهای شادی، و همچنین در مواجهه با سرزنشها و درگیریها بود.
پس آگاهی آمد به هند و به رومبه ترک و به چین و به آباد بوم
هوش مصنوعی: پس دانش و آگاهی به سرزمینهای دور و نزدیک، از هند و روم تا سرزمینهای ترک و چین و حتی سرزمینهای آباد، رسید.
که بهرام را دل به بازیست بسکسی را ز گیتی ندارد به کس
هوش مصنوعی: بهرام به بازی علاقهمند است و به همین خاطر به هیچکس از دنیا اهمیتی نمیدهد.
طلایه نه و دیدهبان نیز نهبه مرز اندرون پهلوان نیز نه
هوش مصنوعی: نه سرآغاز و نه نگهبان، هیچ کس در مرز نیست و حتی پهلوانی هم در آنجا وجود ندارد.
به بازی همی بگذارند جهاننداند همی آشکار و نهان
هوش مصنوعی: دنیا همچنان در حال بازی و تظاهر است، اما هیچکس نمیداند که در پس این ظواهر چه چیزهایی نهفته است.
چو خاقان چین این سخنها شنیدز چین و ختن لشکری برگزید
هوش مصنوعی: وقتی خاقان چین این سخنان را شنید، لشکری از چین و ختن انتخاب کرد.
درم داد و سر سوی ایران نهادکسی را نیامد ز بهرام یاد
هوش مصنوعی: کسی در هنگام مرگ از بهرام یاد نکرد و در لحظات آخرش فقط به ایران فکر میکرد.
وزان سوی قیصر سپه برگرفتهمه کشور روم لشگر گرفت
هوش مصنوعی: سربازان از طرف قیصر آماده شدند و تمام سرزمین روم را به لشکرکشی فراخواندند.
به ایران چو آگاهی آمد ز رومز هند و ز چین و ز آباد بوم
هوش مصنوعی: وقتی خبر به ایران رسید که از روم، هند، چین و کشورهای آباد دیگر آمدهاند، آگاهی و اطلاعات تازهای به دست آمد.
که قیصر سپه کرد و لشکر کشیدز چین و ختن لشکر آمد پدید
هوش مصنوعی: قیصر سربازانش را فراخواند و از سرزمینهای چین و ختن، ارتش خود را به میدان آورد.
به ایران هرانکس که بد پیشروز پیران و از نامداران نو
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد به ایران بیاید، چه از سمت افراد با تجربه و کهنسال و چه از سوی شخصیتهای برجسته و معروف، باید در مسیر مناسبی قدم بردارد.
همه پیش بهرام گور آمدندپر از خشم و پیکار و شور آمدند
هوش مصنوعی: همه به نزد بهرام گور آمدند، در حالی که پر از خشم و آماده نبرد و هیجان بودند.
بگفتند با شاه چندی درشتکه بخت فروزانت بنمود پشت
هوش مصنوعی: گفتند که مدت زمانی با شاه به سختی رفتار کردهاند و در این زمان بخت تو، نشانههای خوبی را نشان داده است.
سر رزمجویان به رزم اندرستترا دل به بازی و بزم اندرست
هوش مصنوعی: شجاعان در میدان جنگ آماده نبرد هستند، اما دل تو به تفریح و خوشگذرانی مشغول است.
به چشم تو خوارست گنج و سپاههمان تاج ایران و هم تخت و گاه
هوش مصنوعی: در نظر تو، ثروت و قدرت بیفایده هستند؛ زیرا ارزش واقعی در تاج و تخت و مقام ایران نهفته است.
چنین داد پاسخ جهاندار شاهبدان موبدان نماینده راه
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگ به نمایندههای راه نشان داد که چنین پاسخی را برای آنها مطرح کند.
که دادار گیهان مرا یاورستکه از دانش برتران برترست
هوش مصنوعی: خداوندی که خالق جهان است، همواره یاور من است و او از همه داناها و دانشمندان بالاتر و برتر است.
به نیروی آن پادشاه بزرگکه ایران نگه دارم از چنگ گرگ
هوش مصنوعی: به قدرت آن پادشاه بزرگ، ایران را از خطرهای دشمنان محافظت میکنم.
به بخت و سپاه و به شمشیر و گنجز کشور بگردانم این درد و رنج
هوش مصنوعی: من با قدرت و تواناییهایی که دارم، این درد و رنج را از سرزمینم دور خواهم کرد.
همی کرد بازی بدان همنشانوزو پر ز خون دیدهٔ سرکشان
هوش مصنوعی: او با همنوعانش در حال بازی بود و در نتیجه، چشمهای سرکشان از خون پر شد.
همی گفت هرکس کزین پادشابپیچد دل مردم پارسا
هوش مصنوعی: هر کسی که از این پادشاه روی بگرداند و دل مردمان نیکوکار را بشکند، نباید انتظار خوبی داشته باشد.
دل شاه بهرام بیدار بودازین آگهی پر ز تیمار بود
هوش مصنوعی: دل شاه بهرام به خاطر این خبر پر تنش و نگران بود.
همی ساختی کار لشکر نهانندانست رازش کس اندر جهان
هوش مصنوعی: تو به طور پنهانی کار لشکر را سامان میدادی و هیچکس در جهان راز آن را نمیدانست.
همه شهر ایران ز کارش به بیماز اندیشگان دل شده به دو نیم
هوش مصنوعی: همه مردم ایران از خدا ترس دارند و دلهایشان به دو قسمت تقسیم شده است.
همه گشته نومید زان شهریارتن و کدخدایی گرفتند خوار
هوش مصنوعی: همه از آن پادشاه ناامید شدهاند و به خاطر او مقام و عزت خود را از دست دادهاند.
پس آگاهی آمد به بهرامشاهکه آمد ز چین اندر ایران سپاه
هوش مصنوعی: بهرامشاه متوجه شد که نیروهایی از چین به سوی ایران آمدهاند.
جهاندار گستهم را پیش خواندز خاقان چین چند با او براند
هوش مصنوعی: جهاندار، گستهم را به حضور طلبید و از خاقان چین درباره تعداد افرادی که با او آمده بودند، سوال کرد.
کجا پهلوان بود و دستور بودچو رزم آمدی پیش رنجور بود
هوش مصنوعی: کجا میتوانستی پهلوان و فرماندهای را پیدا کنی؟ زیرا زمانی که جنگ فرا رسید، او ضعیف و ناتوان شد.
دگر مهرپیروز به زاد راسوم مهربرزین خراد را
هوش مصنوعی: مهر پیروز به زاد و سوم، به معنای روزی دیگر و خوشبختی در زندگی است. همچنین اشاره به راندن و حرکت بسوی خرد و عقل دارد.
چو بهرام پیروز بهرامیانخزروان رهام با اندیان
هوش مصنوعی: زمانی که بهرام پیروز، پیروزی قابل توجهی به دست آورد، خزروان و رهام نیز با گروهی از اندیانی (مردمان الگو و نیکوکار) همراه شدند.
یکی شاه گیلان یکی شاه ریکه بودند در رای هشیار پی
هوش مصنوعی: در این بیت به دو پادشاه اشاره شده است، یکی از گیلان و دیگری از ری. هر دو از نظر عقل و تدبیر، افرادی هوشیار و آگاه بودند.
دگر داد برزین رزمآزمایکجا زاولستان بدو بد به پای
هوش مصنوعی: برزین، که جنگجوی شجاعی است، در جایی دیگر به دشمنی میپردازد که زال و زالستان در آنجا حضور دارند و از آنجا به او آسیب میرسد.
بیاورد چون قارن برزمهردگر دادبرزین آژنگ چهر
هوش مصنوعی: بیا و همچون قارن در میدان، بار دیگر به نبرد بپرداز و چهرهای چون آتشین را نشان بده.
گزین کرد ز ایرانیان سیهزارخردمند و شایستهٔ کارزار
هوش مصنوعی: سیهزار نفر از ایرانیان را که دارای هوش و لیاقت در میدان نبرد بودند، برگزید.
برادرش را داد تخت و کلاهکه تا گنج و لشکر بدارد نگاه
هوش مصنوعی: او برادرش را تاج و تخت داد تا بتواند گنج و لشکر را حفظ کند.
خردمند نرسی آزاد چهرهمش فر و دین بود هم داد و مهر
هوش مصنوعی: اگر انسان عاقل و خردمندی به درستی عمل کند، نمیتواند از وضعیت خودش و از چهرهی واقعیاش، به دور باشد. در حقیقت، نشان دادن احترام و مهربانی به دیگران، همواره بخشی از ویژگیها و اصول اساسی انسانیت است.
وزان جایگه لشکر اندر کشیدسوی آذرآبادگان پرکشید
هوش مصنوعی: از آن محل، لشکر به سمت آذرآبادگان حرکت کرد و روانه شد.
چو از پارس لشکر فراوان ببردچنین بود رای بزرگان و خرد
هوش مصنوعی: وقتی لشکری بزرگ از سرزمین پارس به راه میافتد، این نشاندهندهٔ نظر و تدبیر بزرگان و اندیشمندان است.
که از جنگ بگریخت بهرامشاهوزان سوی آذر کشیدست راه
هوش مصنوعی: بهرامشاه از جنگ فرار کرده و به سمت آذر (آتش) حرکت کرده است.
چو بهرام رخ سوی دریا نهادرسولی ز قیصر بیامد چو باد
هوش مصنوعی: بهرام به سمت دریا رفت و مانند باد، پیامآوری از قیصر به آنجا رسید.
به کاخیش نرسی فرود آوریدگرانمایه جایی چنانچون سزید
هوش مصنوعی: به جایی که نمیتوانی به آن دسترسی پیدا کنی، چیزی ارزشمند را به مقام و جایگاهی مناسب برسانید.
نشستند با رایزن بخردانبه نزدیک نرسی همه موبدان
هوش مصنوعی: حکمرانان خردمند با مشورت و فکر نشستهاند، و به زودی به همهچیز خواهند رسید.
سراسر سخنشان بد از شهریارکه داد او به باد آن همه روزگار
هوش مصنوعی: سخنان آنها به شدت به شهریار آسیب میزند، زیرا او با بیتوجهی تمام روزگار خود را از دست داده است.
سوی موبدان موبد آمد سپاهبه آگاه بودن ز بهرامشاه
هوش مصنوعی: سپاه به سوی موبدان بزرگ حرکت کرد تا از وضعیت بهرامشاه باخبر شوند.
که بر ما همی رنج بپراگندچرا هم ز لشکر نه گنج آگند
هوش مصنوعی: چرا باید به ما درد و رنج برسانند، در حالی که خودشان از لشکر و ثروت بهرهمند هستند؟
به هرجای زر برفشاند همیهم ارج جوانی نداند همی
هوش مصنوعی: هرجایی که طلا پاشیده شود، ارزش و اهمیت جوانی را نمیداند و نمیشناسد.
پراگنده شد شهری و لشکریهمی جست هرکس ره مهتری
هوش مصنوعی: شهر و سپاه از هم جدا شدهاند و هر کس در تلاش است تا راهی برای رسیدن به بزرگی و سرآمدی پیدا کند.
کنون زو نداریم ما آگهیبما بازگردد بدی ار بهی
هوش مصنوعی: اکنون ما از او بیخبر هستیم، اگر بدی به ما برگردد، بهتر است که به خوبی برگردد.
ازان پس چو گفتارها شد کهنبرین بر نهادند یکسر سخن
هوش مصنوعی: پس از آن، وقتی که سخنان قدیمی و کهنه شدند، تمام صحبتها را به صورت یکجا و منسجم قرار دادند.
کز ایران یکی مرد با آفرینفرستند نزدیک خاقان چین
هوش مصنوعی: از ایران یکی مردی با ستایش و احترام به نزد پادشاه چین فرستاده شود.
که بنشین ازین غارت و تاختنز هرگونه باید برانداختن
هوش مصنوعی: بنشین و از این دزدی و چپاول و حرکتهای نابجا دست بردار. باید از هر نوع آسیب و بدرفتاری جلوگیری کرد.
مگر بوم ایران بماند به جایچو از خانه آواره شد کدخدای
هوش مصنوعی: آیا ممکن است سرزمین ایران باقی بماند وقتی که بزرگتر آن، یعنی کدخدا، از خانهاش دور شده باشد؟
چنین گفت نرسی که این روی نیستمر این آب را در جهان جوی نیست
هوش مصنوعی: نرسی میگوید که این چهره زیبا نیست و در جهان، همچون این آب، جوی دیگری وجود ندارد.
سلیحست و گنجست و مردان مردکز آتش به خنجر برآرند گرد
هوش مصنوعی: تو با توانایی و ثروت خود، مردان واقعی را به یاد میآوری که در لحظات سخت، از دلاوری و قدرت خود برای مقابله با خطرات استفاده میکنند.
چو نومیدی آمد ز بهرامشاهکجا رفت با خوارمایه سپاه
هوش مصنوعی: وقتی ناامیدی از بهرامشاه فرا رسید، سپاهیان با ننگ و عیب کجا رفتند؟
گر اندیشهٔ بد کنی بد رسدچه باید به شاهان چنین گشت بد
هوش مصنوعی: اگر به دنبال افکار منفی باشی، بدیها به تو خواهند رسید، پس چه بهتر که به فرمانروایان این گونه بد نباشی.
شنیدند ایرانیان این سخنیکی پاسخ کژ فگندند بن
هوش مصنوعی: ایرانیان این سخن را شنیدند و یکی از آنها پاسخی نادرست داد.
که بهرام ز ایدر سپاهی ببردکه ما را به غم دل بباید سپرد
هوش مصنوعی: بهرام سپاهی را از اینجا به سوی خود میفرستد تا ما را در دل غمهایمان تنها بگذارد.
چو خاقان بیاید به ایران به جنگنماند برین بوم ما بوی و رنگ
هوش مصنوعی: هنگامی که خاقان به ایران بیاید، دیگر جنگی بر روی این زمین باقی نخواهد ماند و اثری از آن نیز نخواهد بود.
سپاهی و نرسی نماند به جایبکوبند بر خیره ما را به پای
هوش مصنوعی: هیچ سرباز و نجاتدهندهای باقی نمانده است تا بر سر ما بکوبند و ما را به زانو درآورند.
یکی چاره سازیم تا جای مابماند ز تن نگسلد پای ما
هوش مصنوعی: باید راهی پیدا کنیم تا آثار ما باقی بماند و ارتباط ما با این دنیا قطع نشود.
یکی موبدی بود نامش همایهنرمند و بادانش و پاکرای
هوش مصنوعی: مردی بود به نام همای که هنرمند، باهوش و دارای نیت پاک بود.
ورا برگزیدند ایرانیانکه آن چاره را تنگ بندد میان
هوش مصنوعی: ایرانیان او را برگزیدند چون میدانستند که او میتواند مشکلات را اصلاح کند و در بین آنها درمیان سختیها، راه حلی ارائه دهد.
نوشتند پس نامهای بندهواراز ایران به نزدیک آن شهریار
هوش مصنوعی: نامهای با احترام و ادب از ایران به سمت آن پادشاه نگاشته شده است.
سرنامه گفتند ما بندهایمبه فرمان و رایت سرافگندهایم
هوش مصنوعی: در ابتدا گفتند که ما کسانی هستیم که به خاطر دستورات و اوامر دیگران، خجالتزده و مطیع هستیم.
ز چیزی که باشد به ایران زمینفرستیم نزدیک خاقان چین
هوش مصنوعی: ما هر چیزی که از ایران زمین داشته باشیم، به نزد خاقان چین خواهیم فرستاد.
همان نیز با هدیه و باژ و ساوکه با جنگ ترکان نداریم تاو
هوش مصنوعی: هیچ نیازی به جنگ و نیکی، هدایا و بخششهای ترکان نداریم.
بیامد ز ایران خجسته همایخود و نامداران پاکیزهرای
هوش مصنوعی: پرندهای خوشبخت و خوشبختی از ایران آمد و همراه خود مردان بزرگ و نیکوکار را آورد.
پیام بزرگان به خاقان بداددل شاه ترکان بدان گشت شاد
هوش مصنوعی: بزرگان پیامی به خاقان دادند که دل شاه ترکان را شاد کرد.
وزان جستن تیز بهرامشاهگریزان بشد تازیان با سپاه
هوش مصنوعی: بهرامشاه به سرعت از آنجا دور شد و تازیان با لشکر خود به تعقیب او پرداختند.
به پیش گرانمایه خاقان بگفتدل و جان خاقان چو گل برشکفت
هوش مصنوعی: دل و جان خاقان مانند گلی در برابر ارزش و مقام او شکفته شدند و از عشق و احترام او سخن گفتند.
به ترکان چنین گفت خاقان چینکه ما برنهادیم بر چرخ زین
هوش مصنوعی: خاقان چین به ترکان گفت که ما بر روی چرخ (جهان) این زین را قرار دادیم.
که آورد بیجنگ ایران به چنگ؟مگر ما به رای و به هوش و درنگ؟
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند ایران را بدون جنگ به دست آورد؟ آیا ما فقط با فکر و اندیشه و تامل، به این هدف نمیرسیم؟
فرستاده را چیز بسیار داددرم داد چینی و دینار داد
هوش مصنوعی: فرستاده را هدیههای زیادی دادند، از جمله سکههای چینی و دینارهای طلایی.
یکی پاسخ نامه بنوشت و گفتکه با جان پاکان خرد باد جفت
هوش مصنوعی: یکی به نامهای که فرستاده شده بود، پاسخ نوشت و گفت که باید با روح پاکان و خردمندان هماهنگ باشد.
بدان بازگشتیم همداستانکه گفت این فرستادهٔ راستان
هوش مصنوعی: به ما یادآوری شد که به نظر一致 بازگشتیم، زیرا این پیام از سوی افرادی راستگویان رسیده است.
چو من با سپاه اندرآیم به مروکنم روی کشور چو پر تذرو
هوش مصنوعی: زمانی که من با لشکرم به مرو بیایم، کشوری را مثل مرغی که در آسمان پرواز میکند، به خودم جذب میکنم.
به رای و به داد و به رنگ و به بویابا آب شیر اندر آرم به جوی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که میخواهی با استفاده از عقل، انصاف، زیبایی و عطر چیزی را به جوی آب منتقل کنی. یعنی میخواهی با استفاده از عناصر مختلف، یک تصویر یا حس خاصی را به وجود آوری.
بباشیم تا باژ ایران رسدهمان هدیه و ساو شیران رسد
هوش مصنوعی: بیایید تا زمانی که مالیات ایران به ما برسد، همانند هدیهای از سوی شیران و بزرگان به دست ما برسد.
به مرو آیم و زاستر نگذرمنخواهم که رنج آید از لشکرم
هوش مصنوعی: من به مرو میروم و از شهر استر نمیگذرم، چون نمیخواهم که لشکرم دچار رنج و زحمت شود.
فرستاده تازان به ایران رسیدز خاقان بگفت آنچ دید و شنید
هوش مصنوعی: فرستادهای با عجله به ایران آمد و از طرف خاقان گزارشی از آنچه دیده و شنیده بود، ارائه داد.
به مرو اندر آورد خاقان سپاهجهان شد ز گرد سواران سیاه
هوش مصنوعی: خاقان، سپاهش را به مرو آورد و بر اثر آن، دنیا از گرد سواران سیاه پر شد.
چو آسوده شد سر بخوردن نهادکسی را نیامد ز بهرام یاد
هوش مصنوعی: وقتی که کسی آرامش پیدا کند و راحت بخوابد، دیگر به یاد کسی که در گذشته بوده نمیافتد.
به مرو اندرون بانگ چنگ و ربابکسی را نبد جای آرام و خواب
هوش مصنوعی: در مرو، صدای چنگ و رباب به قدری طنینانداز است که هیچکس جایی برای آرامش و خواب ندارد.
سپاهش همه باره کرده یلهطلایه نه بردشت و نه راحله
هوش مصنوعی: سربازانش همیشه آماده هستند و نیازی به تجهیزات خاصی ندارند، نه برای نبرد و نه برای سفر.
شکار و می و مجلس و بانگ چنگشب و روز ایمن نشسته ز جنگ
هوش مصنوعی: زندگی پر از لذتها و شادیهاست؛ شکار کردن، نوشیدن شراب، خوشگذرانیدن در محفلها و نغمهسرایی چنگ، همه در آرامش و دور از جنگ و درگیری جریان دارد.
همی باژ ایرانیان چشم داشتز دیر آمدن دل پر از خشم داشت
هوش مصنوعی: ایرانیان به خاطر تأخیر در ورود، انتظار و امید داشتند و دلشان از این تأخیر پر از خشم بود.