بخش ۲۶
هوش مصنوعی: در این متن، قیصر با یک مرد دانا به نام خراد برزین گفتگو میکند. قیصر از او میپرسد که در سرزمین هندوستان چه خبر است و خراد برزین توضیح میدهد که در هند مردمی هستند که به یزدان (خدای بزرگ) ایمان دارند و از بتپرستی دوری میکنند. او همچنین به سخنان عیسی مسیح اشاره میکند و تأکید میکند که انسان باید به راستی و راستی زندگی کند.
خراد برزین بیان میکند که خوشبختی و شادکامی در خدمت به دیگران و دوری از خشم و حسد است. او هشدار میدهد که نباید به مال و ثروت دنیا وابسته بود و باید همیشه در پی راستی و صداقت بود. قیصر از سخنان او خوشش میآید و او را ستایش میکند. در نهایت، قیصر بر اهمیت راستی و اخلاق در حکومت تأکید میکند و آرزو میکند که سرزمین ایران آباد بماند.
بدو گفت قیصر که جاوید زیکه دستور شاهنشهان را سزی
هوش مصنوعی: قیصر به او گفت که برای همیشه زندهای، چون شایستهی اطاعت از دستورات شاهان هستی.
یکی خانه دارم در ایوان شگفتکزین برتر اندازه نتوان گرفت
هوش مصنوعی: من در ایوانی شگفتانگیز خانهای دارم که هیچ کس نمیتواند به آن راه یابد و آن را تسخیر کند.
یکی اسب و مردی برو بر سوارکز آنجا شگفتی شود هوشیار
هوش مصنوعی: مردی سوار بر اسب در حال گذر است که وقتی به آنجا میرسد، موجب شگفتی و تعجب هوشیاران میشود.
چو بینی ندانی که این بند چیستطلسم است گر کردهٔ ایزدیست
هوش مصنوعی: این بند را نمیدانی که چه چیزی است؛ این یک طلسم است که به خاطر قدرت خدایی ایجاد شده.
چو خراد برزین شنید این سخنبیامد بر آن جایگاه کهن
هوش مصنوعی: وقتی خراد برزین این سخن را شنید، به سمت آن مکان قدیمی آمد.
بدیدش یکی جای کرده بلندسوار ایستاده در او ارجمند
هوش مصنوعی: او دید که یکی سوار با قامت بلند و موقعیتی باارزش در مکانی ایستاده است.
کجا چشم بیننده چونان ندیدبدان سان توگفتی خدای آفرید
هوش مصنوعی: چشمی که میبیند، هیچگاه چیزی مانند آنچه تو با کلامت بیان کردهای، ندیده است. خداوند به این زیبایی آفریده است.
بدید ایستاده معلق سواربیامد برِ قیصر نامدار
هوش مصنوعی: سوار جوانی را دیدم که در حال پرواز و در موقعیتی خاص و ایستاده، وارد قصر قیصر مشهور شد.
چنین گفت کز آهن است آن سوارهمه خانه از گوهر شاهوار
هوش مصنوعی: این سوار گفت که تمام خانه از جنس طلا و جواهر است و به مانند آهن ساخته نشده است.
که دانا ورا مغنیاطیس خواندکه رومیش بر اسپ هندی نشاند
هوش مصنوعی: یک فرد دانا و آگاه را به عنوان مغنی میشناسد و او را بر اسبی از نژاد هند سوار میکند.
هرآنکس که او دفتر هندوانبخوانَد شود شاد و روشنروان
هوش مصنوعی: هر کسی که به مطالعه هندسه و دانشهای مربوط به آن بپردازد، احساس شادی و روشنی روح خواهد کرد.
بپرسید قیصر که هندی ز راههمی تا کجا برکشد پایگاه
هوش مصنوعی: قیصر از هندی پرسید که تا کجا میخواهد در این راه پیش برود و پایش را بگذارد.
ز دین پرستندگان برچِنَدهمه بت پرستند گر خود کند
هوش مصنوعی: پرستندگان بتها به آرامی به یکدیگر نزدیک میشوند و نمیدانند که در واقع خودشان نیز در حال پرستش و بزرگداشت چیزهای نادیدنی هستند.
چنین گفت خراد برزین که راهبه هند اندرون گاو شاه است و ماه
هوش مصنوعی: خراد برزین میگوید که در مسیر هند، درون مسیر، گاوی وجود دارد که شاه و ماه است.
به یزدان نگروند و گردان سپهرندارد کسی بر تن خویش مهر
هوش مصنوعی: به خداوند نگاه کن و ببین که هیچکس بر تن خود از ستارههای آسمان محبت ندارد.
ز خورشید گردنده بر بگذرندچو ما را ز دانندگان نشمرند
هوش مصنوعی: اگر به گردشی از خورشید بنگری، مثل آن است که اگر تو را از دانشمندان بشمارند، نباید نگران باشی.
هرآنکس که او آتشی برفروختشد اندر میان خویشتن را بسوخت
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش آتش کین و حسد میپرورد، خود را در میان آن احساسات سوزانده و نابود میکند.
یکی آتشی داند اندر هوابه فرمان یزدان فرمانروا
هوش مصنوعی: یک نفر میداند که چگونه میتواند آتش را در آسمان به فرمان خداوند کنترل کند.
که دانای هندوش خوانَد اثیرسخنهای نغز آورَد دلپذیر
هوش مصنوعی: دانای هندوستان سخنانی شیرین و دلنشین میگوید که تأثیر زیادی بر شنونده دارد.
چنین گفت کآتش به آتش رسیدگناهش ز کردار شد ناپدید
هوش مصنوعی: آتش با آتش ملاقات کرد و به همین خاطر خطایش ناشی از اعمالش نامرئی شد.
از آن ناگزیر آتش افروختنهمان راستی خواند این سوختن
هوش مصنوعی: ناچار باید آتش را روشن کرد، و این سوختن را حقیقت نامید.
همان گفتوگوی شما نیست راستبر این بر روان مسیحا گواست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این صحبت شما نیست که به راستی دلیل و برهان است، بلکه بر ذهن و روح مسیحا گواهی میدهد.
نبینی که عیسی مریم چه گفتبدانگه که بگشاد راز از نهفت
هوش مصنوعی: آیا نمیدانی که عیسی، پسر مریم، چه سخنی گفت زمانی که رازهایی را که پنهان بود، آشکار کرد؟
که پیراهنت گر ستانَد کسیمیاویز با او به تندی بسی
هوش مصنوعی: اگر کسی پیراهنت را بگیرد، به شدت با او درگیر خواهی شد.
وگر برزند کف به رخسار توشود تیره زآن زخم دیدار تو
هوش مصنوعی: اگر دستها بر چهرهات بیفتد و آن را تیره و تار کند، به خاطر زخمی است که از دیدار تو ایجاد شده است.
مزن همچنان تا بماندت نامخردمند را نام بهتر ز کام
هوش مصنوعی: هرگز دلسرد نشو و تا زمانی که نام خردمند را حفظ کنی، از دست نده. این نام برتری بیشتری از تمام لذتها و کامرانیها دارد.
بسوتام را بس کن از خوردنیمجو ار نباشدت گستردنی
در غذا و خوراک به کم بسنده کن و در جستجوی سفره مفصل مباش (سوتام یعنی سخت اندک. گستردنی در اینجا یعنی نطع و سفره)
بدین سر بدی را به بد مشمریدبیآزار از این تیرگی بگذرید
هوش مصنوعی: بدی را با بدی پاسخ ندهید و از این تیرگی بیخطر عبور کنید.
شما را هوا بر خرد شاه گشتدل از آز بسیار بیراه گشت
هوش مصنوعی: شما تحت تأثیر احساست و تمایلات خود قرار گرفتهاید و از راه اصلی دور شدهاید. دلتان به خاطر خواستههای زیادی که دارید، سرگردان شده است.
که ایوانهاتان به کیوان رسیدشماری که شد گنجتان را کلید
هوش مصنوعی: خوشی و ثروت شما به آسمان و خوشبختی رسید و تعداد زیادی از گنجهای شما در دسترس قرار گرفت.
ابا گنجتان نیز چندان سپاهزرههای رومی و رومی کلاه
هوش مصنوعی: با وجود ثروت خود، به قدری سربازان زرهپوش رومی و کلاهدار در اختیار داریم که نیازی به نیروی اضافی احساس نمیکنیم.
به هر جای بیداد لشکر کشیدز آسودگی تیغها برکشید
هوش مصنوعی: در هر مکانی که ظلم و ستم حاکم شد، به راحتی شمشیرها را از نیام بیرون آوردند.
همی چشمه گردد بیابان ز خونمسیحا نبود اندر این رهنمون
هوش مصنوعی: چشمهٔ حیات، بیابان را به پشتوانهٔ خون مسیح زنده میکند و در این دنیا هیچ رهنمودی وجود ندارد.
یکی بینوا مرد درویش بودکه نانش ز رنج تن خویش بود
هوش مصنوعی: مردی فقیر و درویش وجود داشت که نانش را با زحمت و تلاش خودش به دست میآورد.
جز از ترف و شیرش نبودی خورشفزونیش رخبین بُدی پرورش
هوش مصنوعی: تنها از تغییر و شجاعت اوست که میتوان به فراوانی و خوشحالی دست یافت و این صفات باعث شکلگیری و رشد بزرگمردانی میشود که چهرهای جذاب دارند.
چو آورد مرد جهودش به مشتچو بییار و بیچاره دیدش بکشت
هوش مصنوعی: وقتی مرد یهودی را در حالتی تنها و بییار دید، او را به قتل رساند.
همان کشته را نیز بر دار کردبر آن دار بر مر ورا خوار کرد
هوش مصنوعی: همان کشته را بردار و بر دار ببند، سپس مرو را بیاحترام کن.
چو روشنروان گشت و دانشپذیرسخنگوی و داننده و یادگیر
هوش مصنوعی: وقتی که انسان روشنفکر و دانشآموخته میشود، قادر است صحبت کند، علم را درک کند و چیزهای جدید را یاد بگیرد.
به پیغمبری نیز هنگام یافتبه برنایی از زیرکی کام یافت
هوش مصنوعی: در زمان پیدا کردن پیامبری، او بر اثر زیرکی و هوش خود به موفقیتی دست یافت.
تو گویی که فرزند یزدان بُد اویبر آن دار برگشته خندان بُد اوی
هوش مصنوعی: گویی تو فرزندی از خدا هستی، که بر آن برگشتهای و با شادی و خنده به نظر میرسی.
بخندد بر این بر خردمند مردتو گر بخردی گِردِ این فن مگرد
هوش مصنوعی: اگر مرد خردمندی بودی، باید به این موضوع بخندی؛ بنابراین اگر عقل و دانش داری، به این کار - که در آن غفلت و نادانی است - نباید مشغول شوی.
که هست او ز فرزند و زن بینیازبه نزدیک او آشکار است راز
هوش مصنوعی: او از فرزند و همسر بینیاز است و راز او به وضوح نزد او مشخص است.
چه پیچی ز دین کیومرّثیهم از راه و آیین طهمورثی
هوش مصنوعی: ایجاد دوران و زمانهای جدید و متفاوت با آداب و رسوم مربوط به تاریخ باستان، که نشاندهنده تغییرات در اصول و ارزشهای مذهبی و فرهنگی است.
که گویند دارای گیهان یکیستجز از بندگی کردنت رای نیست
هوش مصنوعی: میگویند که در دنیا، جز از راه بندگی و خدمت کردن، راهی برای رسیدن به حقیقت وجود ندارد.
جهاندار دهقان یزدانپرستچو بر واژه برسم بگیرد به دست
هوش مصنوعی: کسی که بر زمین حکومت میکند و به خدا ایمان دارد، وقتی واژهای از رسالت را در دست بگیرد، نشانهای از قدرت و وظیفهاش را در بر دارد.
نشاید چشیدن یکی قطره آبگر از تشنگی آب بیند به خواب
هوش مصنوعی: چشیدن حتی یک قطره آب در خواب جایز نیست، اگر کسی از شدت تشنگی مواجه باشد.
به یزدان پناهند به روز نبردنخواهد به جنگ اندرون آب سرد
هوش مصنوعی: در روز جنگ و نبرد، مردم به خدا پناه میبرند و نمیخواهند در دل جنگ، آب سردی وجود داشته باشد که نشانی از تسلیم یا ترس باشد.
همان قبلهشان برترین گوهر استکه از آب و خاک و هوا برتر است
هوش مصنوعی: آنچه که مورد توجه و ستایش قرار میگیرد، بهترین و با ارزشترین چیز است که برتر از عناصر طبیعی مانند آب، خاک و هوا محسوب میشود.
نباشند شاهان ما دینفروشبه فرمان دارنده دارند گوش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شاهان ما نباید افرادی باشند که دین را برای منافع شخصی خود بفروشند و فقط به دستورات قدرت گوش دهند. به عبارت دیگر، این پیامی است درباره نیاز به صداقت و ارزشهای اخلاقی در رهبری.
به دینار و گوهر نباشند شادنجویند نام و نشان جز به داد
هوش مصنوعی: از طلا و جواهر نمیتوان شادمانی و خوشبختی واقعی را به دست آورد، زیرا نام و نشانی از آنها باقی نمیماند، مگر اینکه از طریق کمک و بخشش به دیگران به دست آید.
ببخشیدن کاخهای بلنددگر شاد کردن دل مستمند
هوش مصنوعی: بخشش و بخشش کاخهای بلند، باعث خوشحال شدن دل نیازمندان است.
سدیگر کسی کو به روز نبردبپوشد رخ شید گردان به گَرد
هوش مصنوعی: هر کس که در روز جنگ، چهرهای شاداب و بشاش داشته باشد، مانند خورشید میدرخشد و در میانه سرگشتگیها و نابسامانیها بر خود استوار میماند.
بروبوم دارد ز دشمن نگاهجز این را نخواهد خردمند شاه
هوش مصنوعی: اگر دشمن به ما نگاه کند، خردمند پادشاه به جز این راه دیگری نخواهد داشت.
جز از راستی هرک جوید ز دینبر او باد نفرین بیآفرین
هوش مصنوعی: جز به راستی و حقیقت هیچ چیزی ارزش جستجو ندارد؛ هر که به دنبال فریب و دروغ برود، طرد و دور خواهد شد.
چو بشنید قیصر پسند آمدشسخنهای او سودمند آمدش
هوش مصنوعی: وقتی قیصر سخن او را شنید، از آن خوشش آمد و حرفهای او را مفید و سودمند یافت.
بدو گفت آنکو جهان آفریدتو را نامدار مِهان آفرید
هوش مصنوعی: آن شخصی که جهان را خلق کرد، تو را نیز با نام و مقام بلند آفریده است.
سخنهای پاک از تو باید شنیدتو داری درِ رازها را کلید
هوش مصنوعی: باید از تو سخنانی پاک و درست بشنویم، زیرا تو به اسرار و رازها آگاهی و به آنها دسترسی داری.
کسی را کز این گونه کهتر بُوَدسرش ز افسر ماه برتر بُوَد
هوش مصنوعی: کسی بود که از دیگران متمایز بود و سرش از تاج ماه نیز بالاتر بود.
درم خواست از گنج و دینار خواستیکی افسری نامبردار خواست
هوش مصنوعی: شخصی به دنبال ثروت و مال بود و همچنین از کسی که دارای مقام و اعتبار بود، درخواست کمک کرد.
بدو داد و بسیار کرد آفرینکه آباد باد از تو ایران زمین
هوش مصنوعی: او را ستایش کرد و دعای خیر فرستاد که امیدوارم سرزمین ایران به خاطر تو آباد و پر رونق باشد.