هجونامه (منتسب)
گر ایدون که گیتی به شاهی تو راستنگویی که این خیره گفتن چراست
هوش مصنوعی: اگر جهان به پادشاهی تو باشد، دلیل این گفتار بیهوده را نخواهی گفت.
اَیا شاه محمود کشورگشای!ز کس گر نترسی بترس از خدای
ای شاه محمودِ کشورگشا! اگر از کسی نمیترسی، از خدا بترس.
که بددین و بدکیش خوانی مرامنم شیر نر، میش خوانی مرا
که مرا بد دین و بدکیش مینامی؛ من شیر نر هستم ولی من را میش مینامی.
نبینی تو این خاطر تیز مننیندیشی از تیغ خونریز من
تو متوجه حافظه قوی من نمی شوی و به شمشیر خون ریز من فکر نمی کنی
تو این نامهٔ شهریاران بخوانسر از چرخ گردان همی مگذران
هوش مصنوعی: این نوشته را از شاهان بخوان، که سرنوشت و تقدیر را از دست چرخ فلک نمیتوانی تغییر دهی.
مرا سهم دادی که در پای پیلتنت را بسایم چو دریای نیل
بمن وعده دادی که تنم را زیر پای فیل تکه تکه خواهی کرد
نترسم که دارم ز روشندلیبه دل، مهرِ جان نبی و علی
من از هیچ چیزی نمیترسم، چون بخاطر روشندلی؛ عشق پیامبر(ص) و علی(ع) را در دل خودم دارم.
مرا غمز کردند کآن پر سخنبه مهر نبی و علی شد کهن
هوش مصنوعی: مرا غمز کردند؛ یعنی به من آسیب زدند یا حرفهای تندی زدند. پر سخن به مهر نبی و علی شد کهن؛ یعنی سخنانی که در گذشته از محبت پیامبر و علی(ع) گفته میشد، اکنون کهنه و فراموش شده است. به طور کلی، این بیان نشاندهندهی دلسردی از نادیده گرفتن محبت و فضایل بزرگان دین در زمانهای است که شخص احساس میکند دیگران نسبت به این ارزشها بیتوجهاند.
گر از مهر ایشان حکایت کنمچو محمود را صد حمایت کنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم درباره محبت و دوستی آنها سخن بگویم، مثل این است که بخواهم از محمود (سلطان بزرگ و حامی) یاد کنم که صد درخت حمایت و پشتیبانی دارد.
اگر شاه محمود از این بگذردمر او را به یک جو نسنجد خرد
هوش مصنوعی: اگر شاه محمود از موضوعی بگذرد، باید بداند که ارزش او به یک جو هم نمیارزد.
من از مهر این هر دو شه نگذرماگر تیغ شه بگذرد بر سرم
من از محبت هیچ یک از این دو پادشاه دست نمیکشم، حتی اگر شمشیر شاه(سلطان محمود) بر سرم فرود آید.
منم بندهٔ هر دو تا رستخیزاگر شه کند پیکرم ریزهریز
من بندهٔ هردویشان تا قیامت هستم، حتی اگر پادشاه بدنم را تکه تکه کند
جهان تا بود شهریاران بودپیامم بر نامداران بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان برقرار است، پادشاهان و rulers وجود خواهند داشت و پیام من بر سر زبانهای اشراف و نامآوران خواهد بود.
که فردوسیِ طوسیِ پاکجفتنه این نامه بر نام محمود گفت
هوش مصنوعی: فردوسی بزرگ و نیکنژاد، این اثر را به نام محمود نیافرید.
به نام نبی و علی گفتهامگهرهای معنی بسی سفتهام
بلکه به نام پیامبر(ص) و علی(ع) گفته ام و معانی ارزشمند بسیاری را بیان کردهام.
نه زین گونه دادی مرا تو نویدنه این بودم از شاه گیتی امید
نه وعده تو به من اینگونه بود و نه من از پادشاه دنیا اینگونه انتظار داشتم.
بداندیش کش روز نیکی مبادسخنهای نیکم به بد کرد یاد
هوش مصنوعی: کسی که با نیت بد فکر میکند، روز خوبی برای او نخواهد بود. یاد سخنان خوبش به بدی خواهد انجامید.
بر پادشه پیکرم زشت کردفروزنده اخگر چون انگِشت کرد
هوش مصنوعی: پادشاه بدنم را زشت کرد و مانند انگشت، شعلهای از آتش را روشن کرد.
هر آن کس که شعر مرا کرد پستنگیردش گردون گردنده دست
خدا کسی را که شعر من را بی ارزش شمرد یاری نکند.
چو فردوسی اندر زمانه نبودبد آن بُد که بختش جوانه نبود
کسی مثل فردوسی در جهان وجود نداشت،تنها بدی او این بود که شانس خوبی نداشت
بسی رنج بردم در این سال سیعجم زنده کردم بدین پارسی
هوش مصنوعی: در این سی سال، زحمات زیادی کشیدهام و به خاطر این تلاشها، توانستهام زبان فارسی را زنده و پابرجا نگهدارم.
به دانش نبد شاه را دستگاهو گر نه مرا برنشاندی به گاه
در اطرافیان شاه دانشمندی وجود نداشت)و کسی ارزش کارم را نفهمید(واگرنه اگر شاه به ارزش کارم پی میبرد مرا در کنار خود می تشاند
اگر شاه را شاه بودی پدربه سر بر نهادی مرا تاج زر
اگر تو واقعا پادشاه زاده بودی بر سر من تاج زرین میگذاشتی.
اگر مادر شاه بانو بُدیمرا سیم و زر تا به زانو بُدی
اگر مادرت بانوی پاکدامنی بود،آنقدر طلا و نقره به من میدادی که تا زانوهایم برسد.
چون اندر تبارش بزرگی نبودنیارست نام بزرگان شنود
هوش مصنوعی: وقتی در نسل و نژاد او بزرگی وجود ندارد، جرأت ندارد نام بزرگانی را بشنود.
جهاندار اگر نیستی تنگدستمرا بر سر گاه بودی نشست
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا کسی که مسئولیت دارد و قدرتی در اختیارش است وجود ندارد، پس چرا تو که به من کمک نمیکنی؟ چرا در اوج ناراحتی و تنگدستی من، بر سر راه من قرار نمیگیری؟
مرا گفت «خسرو که بوده است و گیو؟»همان رستم و طوس و گودرز نیو؟
بمن گفت(سلطان محمود): که خسرو و گیو و رستم و گودرز و طوس و . . . چه کسانی بودند(چه ارزشی داشتند)
مرا در جهان شهریاری نو استبسی بندگانم چو کیخسرو است
اکنون من پادشاه جهانم و بسیاری از نوکران از کیخسرو هم بالاتر هستند
بسی تاجداران و گردنکِشانکه دادم یکایک از ایشان نشان
بسیاری از پادشاهان و افراد با مقام بالا را من نام و نشان دادم.
همه مرده از روزگار درازشد از گفت من نامشان زنده باز
همه به خاطر گذر زمان مرده بودند و با بیان من دوباره زنده شدند.
به سی سال بردم به شهنامه رنجکه شاهم ببخشد بسی تاج و گنج
هوش مصنوعی: به مدت سی سال تلاش کردم تا شاهنامه را بنویسم، به امید اینکه شاه به من پاداشهای زیادی مانند تاج و ثروت ببخشد.
به پاداش من گنج را در گشادبه من جز بهای فقاعی نداد
هوش مصنوعی: به خاطر زحمات و تلاشهای من، تنها چیزی که به من داده شد، چند سکه کم ارزش بود و هیچ چیزی باارزشتری به من نرسید.
فقاعی نیَرزیدم از گنج شاهاز آن من فقاعی خریدم به راه
هوش مصنوعی: من از ثروت و گنج شاهان به خود ننازیدم، اما برای خودم شرابی خریدم که در راه میرفتم.
که سفله خداوند هستی مبادجوانمرد را تنگدستی مباد
الهی انسان پست و فرومایه ای پادشاه جهان نشود و هیچ جوانمردی تنگ دست و فقیر نگردد.
سر ناسزایان بر افراشتنوز ایشان امید بهی داشتن
بی لیاقت هارا بر سر قدرت آوردن و از آنان انتظار نیکو بودن داشتن...
سر رشتهٔ خویش گم کردن استبه جیب اندرون مار پروردن است
مانند گم کردن سر طناب در حال ریسیدن (کنایه از از دست دادن چاره و نابود کردن زحمات خود)و پروراندن مار در جیب خود است.
درختی که او تلخ دارد سرشتگرش برنشانی به باغ بهشت
درختی میوه اش تلخ باشد حتی اگر در بهشت هم کاشته شود...
وز او جوی خلدش به هنگام آببه بیخ انگبین ریزی و شیر ناب
و از آن جوی های بهشت با شیر و عسل آن را آبیاری کنی...
سرانجام گوهر به کار آوردهمان میوهٔ تلخ بار آورد
در نهایت همان میوه تلخ را بار میدهد.
به عنبرفروشان اگر بگذریشود جامهٔ تو همه عنبری
هوش مصنوعی: اگر از کنار فروشندگان عنبر بگذری، لباس تو نیز بوی خوش عنبر را به خود میگیرد.
و گر نو شوی نزد انگشتگراز او جز سیاهی نیابی دگر
هوش مصنوعی: اگر به انگشتگر (کارشناس) مراجعه کنی و بخواهی تغییر کنی، جز سیاهی (نتیجه منفی) چیزی به دست نخواهی آورد.
ز بد اصل چشم بهی داشتنبود خاک در دیده انباشتن
هوش مصنوعی: وجود یک چشم بد، به معنی داشتن خوی و نژاد ناپاک است؛ مانند اینکه خاکی در چشم جمع شود و دیده را تیره و ناپاک کند.
ز ناپارسایان مدارید امیدکه زنگی به شستن نگردد سپید
هوش مصنوعی: به کسانی که ناپاک و بیوفا هستند، امید نبندید؛ زیرا انتظار نداشته باشید که با شستشو، چیز کثیف و ناپاک به حالت پاکی و روشنی برگردد.
ز بد گوهران بد نباشد عجبسیاهی نشاید بریدن ز شب
بدی از بدذات ها تعجبی ندارد زیرا سیاهی را نمیشود از شب جدا کرد.
پرستارزاده نیاید به کارو گر چند باشد پدر شهریار
هوش مصنوعی: اگر فرزند یک پرستار باشد، نمیتواند به مقام و کارهای مهم برسد، حتی اگر پدرش پادشاه باشد.
پشیزی به از شهریاری چنینکه نه کیش دارد نه آیین و دین
یک پول ناچیز بهتر از اینگونه پادشاهی است که نه اصولی برای خود دارد، نه دین و آیینی .