بخش ۱۱
هوش مصنوعی: فرود جوان به دژی آباد رسید و در آنجا با نگهبانی هفتاد نفری مواجه شد. تمامی زیباییها در آنجا حضور داشتند و فرود از بازگشت خود افسرده بود. او به شاهزاده تخوار گفت که اگر میخواهد به جنگ برود، باید از نامور طوس (یکی از پهلوانان معروف) دوری کند. فرود سخنان او را شنید و با تیر کمان به جان یکی از سواران طوس زد و او را به زمین انداخت. این کار باعث شد تا دل طوس از خشم پر شود.
لشکریان به دور هم جمع شدند و شروع به صحبت درباره فرود کردند که چرا توانسته یکی از پهلوانان بزرگ را به زانو درآورد. حتی پیرمردی از ترس تیر فرود، به شدت به وحشت افتاد. فرود، پس از پیروزی خود بر کوه فرود آمد و تمام جمعیت غمگین شدند.
گیو به فرود گفت که این پیروزی اندازهای ندارد و نباید فراموش کنند که سیاوش، نام بزرگی دارد و جان خود را فدای او کنند. آنها تصمیم گرفتند که از درگیری و دشمنی بپرهیزند و به نام سیاوش اتحاد خود را حفظ کنند، چرا که این جنگ فایدهای نداشت و فقط باعث هلاکت و شکست میشد.
فرود جوان را دژ آباد بودبدژ درپرستنده هفتاد بود
هوش مصنوعی: در مورد جوانی که به دژ آباد میرسد، میتوان گفت که او به مانند یک دژ محکم و پربرکت است که در آن محافظان و نگهبانان زیادی حضور دارند.
همه ماهرویان بباره بدندچو دیبای چینی نظاره بدند
هوش مصنوعی: تمام زیبایانی که در دنیا هستند، مانند پارچههای ابریشمی چینی زیبا به نظر میرسند.
ازان بازگشتن فرود جوانازیشان همی بود تیرهروان
هوش مصنوعی: بازگشت جوان از آنها باعث میشود که روشنایی و امید او کمرنگ شده و زندگیاش تیره و غمگین گردد.
چنین گفت با شاهزاده تخوارکه گر جست خواهی همی کارزار
هوش مصنوعی: توسعه قدرت و توانایی در نبرد را به شاهزاده تخوار یادآوری کرد و گفت اگر خواهان پیروزی در میدان جنگ هستی، باید تلاش کنی و آماده باشی.
نگر نامور طوس را نشکنیترا آن به آید که اسپ افگنی
هوش مصنوعی: هرگاه به انسان بزرگ و با افتخار طوس حمله کنی، به جای آنکه از او بگریزی، بهتر است که با شجاعت و قدرت خود بر او پیروز شوی.
و دیگر که باشد مر او را زماننیاید به یک چوبه تیر از کمان
هوش مصنوعی: اگر زمانی برای او فرا برسد، دیگر نمیتواند به آسانی مانند یک تیر از کمان رها شود.
چو آمد سپهبد بر این تیغ کوهبیاید کنون لشکرش همگروه
هوش مصنوعی: زمانی که فرمانده بر این کوه سرشکسته و تیز بیفتد، اکنون لشکرش نیز به او خواهد پیوست.
ترا نیست در جنگ پایاب اویندیدی بروهای پرتاب اوی
هوش مصنوعی: تو در جنگ او که کسی را به زمین نمیاندازد، نقشی نداری و نشانههای او را نمیشناسی.
فرود از تخوار این سخنها شنیدکمان را بزه کرد و اندر کشید
هوش مصنوعی: شخصی از بالای تپه به شنیدن این صحبتها مشغول شد و در نتیجه تصمیم گرفت تا کمان را به سمت پایین بکشد و از آن استفاده کند.
خدنگی بر اسپ سپهبد بزدچنان کز کمان سواران سزد
هوش مصنوعی: تیر کوچکی بر گردن اسب فرماندهای اصابت کرد، به گونهای که با تیر کمانداران تناسب داشت.
نگون شد سر تازی و جان بداددل طوس پرکین و سر پر ز باد
هوش مصنوعی: سر تازی از بین رفت و دل طوس پرکین، جان خود را از دست داد و سر او در باد معلق ماند.
بلشکر گه آمد بگردن سپرپیاده پر از گرد و آسیمه سر
هوش مصنوعی: وقتی لشکر به میدان میآید، سربازان پیاده با کلاهخود و لباسهای خاکی و به هم ریخته در صفوف میایستند.
گواژه همی زد پس او فرودکه این نامور پهلوان را چه بود
هوش مصنوعی: او به کنار فرود آمد و در حال گواهیدادن گفت که آن پهلوان مشهور چه ویژگیهایی داشت.
که ایدون ستوه آمد از یک سوارچگونه چمد در صف کارزار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به وضعیت ناامیدی و خستگی اشاره میکند. او میگوید که چگونه یک فرد از دست یک سوار (نظامی یا غریبه) به ستوه آمده و نمیتواند به خوبی در مبارزه و میدان جنگ عمل کند. در واقع، او میخواهد بگوید که این فرد احساس ناتوانی و بیحوصلگی میکند و نمیداند چگونه باید در این موقعیت خطرناک و پرتنش ادامه دهد.
پرستندگان خنده برداشتندهمی از چَرَم نعره برداشتند
نگهبانان به خنده پرداختند و از چَرَم ( دژی که فرود در آن مستقر بود ) نعره می زدند
که پیش جوانی یکی مرد پیرز افراز غلتان شد از بیم تیر
هوش مصنوعی: یک پیرمرد در زمان جوانیاش، از ترس تیراندازی به زمین افتاد و غلتید.
سپهبد فرود آمد از کوه سربرفتند گردان پر اندوه سر
هوش مصنوعی: سپهبد از کوه پایین آمد و گروهی با دلهای غمگین و نگران از آنجا خارج شدند.
که اکنون تو بازآمدی تندرستبآب مژه رخ نبایست شست
هوش مصنوعی: اکنون که تو به سلامت بازگشتی، نباید چهرهات را با آب مژه شست.
بپیچید زان کار پرمایه گیوکه آمد پیاده سپهدار نیو
هوش مصنوعی: از آن کار با ارزش و مهم دوری کن، زیرا سپهدار نیو با پای پیاده آمده است.
چنین گفت کین را خود اندازه نیسترخ نامداران برین تازه نیست
هوش مصنوعی: گفت: این کار را نمیتوان اندازهگیری کرد، چهرهی نامآوران همیشه تازه و نوین باقی میماند.
اگر شهریارست با گوشوارچه گیرد چنین لشکر گشن خوار
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی با گوشوارهای زیبا است، پس چرا لشکر گرسنهای را به دنبال خود میآورد؟
نباید که باشیم همداستانبه هر گونهای کو زند داستان
هوش مصنوعی: نباید همیشه با هم توافق کنیم و در هر موضوعی یکسان فکر کنیم، زیرا هر داستان و موضوعی جنبههای مختلفی دارد.
اگر طوس یک بار تندی نمودزمانه پرآزار گشت از فرود
هوش مصنوعی: اگر طوس یک بار تندی کند، زمانه پر از درد و رنج خواهد شد.
همه جان فدای سیاوش کنیمنباید که این بد فرامش کنیم
هوش مصنوعی: ما باید جانمان را برای سیاوش بدهیم و هرگز نباید این بدی را فراموش کنیم.
زرسپ گرانمایه زو شد ببادسواری سرافراز نوذرنژاد
هوش مصنوعی: از طلا و جواهرات با ارزش او، سربازی با افتخار و از تبار نوذر جان به در میبرد.
بخونست غرقه تن ریونیزازین بیش خواری چه بینیم نیز
هوش مصنوعی: در این جهان، وقتی به حالت ذلت و شکست رسیدهایم، چه چیزی ممکن است برای ما باقی مانده باشد که ارزش مشاهده یا تجربه کردن داشته باشد؟
گرو پور جمست و مغز قبادبنادانی این جنگ را برگشاد
هوش مصنوعی: گروهی از نوادگان جم و مغز و عقل قباد، به دلیل نادانی، این جنگ را آغاز کردند.