بخش ۷
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، کاموس، جنگجویی از ساوه، به جنگ با رستم میآید و میخواهد انتقام بگیرد. او با تیغ هندی به رستم حمله میکند و از او کینهای در دل دارد. رستم، که خود را قوی و بینقص میداند، با ضربهای مهیب به کاموس پاسخ میدهد و او را به شدت زخمی میکند، به طوری که جانش را از دست میدهد. پس از این نبرد، رستم پیروزی بزرگی به دست میآورد و لشکر دشمن را به وحشت میاندازد. این داستان نشاندهنده قدرت و شجاعت رستم در میدان جنگ است و بیانگر حوادثی است که بر لشکر کاموس میگذرد.
یکی خویش کاموس بد ساوه نامسرافراز و هر جای گسترده کام
هوش مصنوعی: اکنون کسی که در جایگاه بالا و با افتخار است، در هر مکان خودش را به خوبی معرفی کرده و خوشیها را گسترانیده است.
بیامد بپیش تهمتن بجنگیکی تیغ هندی گرفته بچنگ
هوش مصنوعی: یک مردی با شمشیر هندی به میدان جنگ آمد و به سمت تهمتن (رستم) پیش رفت.
بگردید گرد چپ و دست راستز رستم همی کین کاموس خواست
هوش مصنوعی: به دور چپ و راست حرکت کن از رستم که در پی کین کاموس است.
برستم چنین گفت کای ژنده پیلببینی کنون موج دریای نیل
هوش مصنوعی: برستم چنین بیان کرد که ای پیل زشت، اکنون امواج دریای نیل را تماشا کن.
بخواهم کنون کین کاموس خواراگر باشدم زین سپس کارزار
هوش مصنوعی: اکنون میخواهم که اگر این شخص خوار باشد، من نیز پس از این به جنگ و نبرد بروم.
چو گفتار ساوه برستم رسیدبزد دست و گرز گران برکشید
هوش مصنوعی: وقتی که پیام ساوه به دستم رسید، دستم را به سوی سلاح و گرز سنگین بردم.
بزد بر سرش گرز را پیلتنکه جانش برون شد بزاری ز تن
هوش مصنوعی: او گرزی بر سرش زد که همانند یک قهرمان قوی است، چون جانش از تنش خارج شده و جانش را در خطر میبیند.
برآورد و زد بر سر و مغفرشندیدست گفتی تنش را سرش
هوش مصنوعی: او کلاه ایمنی را بر سرش گذاشت و از آن بالا رفت، اما به نظر میرسید که تن او بدون سر است.
بیفگند و رخش از بر او براندز ساوه بگیتی نشانی نماند
هوش مصنوعی: اگر او به زمین بیفتد و چهرهاش را از او دور کند، دیگر هیچ نشانی از ساوه در دنیا نخواهد ماند.
درفش کشانی نگونسار کردو زو جان لشکر پرآزار کرد
هوش مصنوعی: او پرچم را برافراشت و لشکر دشمن را با دلایلی سخت و آزاردهنده تهی و بیروح کرد.
نبد نیز کس پیش او پایدارهمه خاک مغز سر آورد بار
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانست در برابر او ثابت قدم بماند، چرا که همهی انسانها در برابر عظمت او، مانند خاکی هستند که بر سر مغز (ذهن) مینشیند.
پس از میمنه شد سوی میسرهغمی گشت لشکر همه یکسره
هوش مصنوعی: بعد از اینکه به سمت راست لشکر رفتند، به سمت چپ هم غم و اندوه در دل همه سپاهیان حاکم شد.