بخش ۸
هوش مصنوعی: گرگین پیام به رستم میفرستد که از غم و اندوهش خبر دهد و از رستم خواستار کمک میشود. رستم در جواب میگوید که به خاطر کارهای ناپسند گرگین، از او دوری میکند و نمیتواند نام او را به شاه برساند. او همچنین داستانهایی از سرنوشت کسانی که از راه خرد خارج شدهاند و به جزای کارهای خود رسیدهاند، بازگو میکند.
در ادامه، رستم پیشنهاد میدهد اگر بیژن از بند رها شود، او نیز به یاری شاه خواهد آمد. شاه، بعد از دریافت پیام رستم، تصمیم میگیرد که برای رهایی بیژن اقدام کند و از رستم میخواهد که در این کار به او کمک کند.
در نهایت، رستم از شاه میخواهد که برای این کار، نیرویی قابل توجه و گنجهای لازم را آماده کند تا این مأموریت به خوبی انجام شود. رستم همچنین به جمعآوری بهترین جنگجویان برای این سفر میپردازد.
چو گرگین نشان تهمتن شنیدبدانست کآمد غمش را کلید
هوش مصنوعی: وقتی گرگ نشان تهمتن را دید، فهمید که زمان غم آن مرد بزرگ فرا رسیده است.
فرستاد نزدیک رستم پیامکه ای تیغ بخت و وفا را نیام
هوش مصنوعی: پیام را به رستم فرستادند که ای شمشیر، بخت و وفا به نزد تو نیامده است.
درخت بزرگی و گنج وفادر رادمردی و بند بلا
هوش مصنوعی: درخت بزرگ نماد پایداری و استقامت است، و وفاداری و صداقت در شخصیت نیکوکاران نمود پیدا میکند. همچنین، مشکلات و سختیها به مانند زنجیری هستند که بر دوش انسان میافتد.
گرت رنج ناید ز گفتار منسخن گسترانی ز کردار من
هوش مصنوعی: اگر از گفتههای من رنجی نبر، میتوانی درباره اعمال و رفتار من صحبت کنی.
نگه کن بدین گنبد گوژپشتکه خیره چراغ دلم را بکشت
هوش مصنوعی: به این گنبد که شکلی نامعمول دارد نگاه کن، زیرا او با زیباییاش باعث شد که نور عشق و امید در دلم خاموش شود.
بتاریکی اندر مرا ره نمودنوشته چنین بود بود آنچ بود
هوش مصنوعی: در تاریکی، راهی به سوی من نمایان شد و نوشتهای وجود داشت که به نوعی به خاطر میآوردم.
بر آتش نهم خویشتن پیش شاهگر آمرزش آرد مرا زین گناه
هوش مصنوعی: من خود را بر آتش میافکنم و در مقابل شاه میایستم، اگر او بخواهد از این گناه من گذشت کند.
مگر باز گردد ز بد نام منبپیران سر این بد سرانجام من
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که زشتی نام من به عاقبت این پیران برگردد و آن را تغییر دهد؟
مرا گر بخواهی ز شاه جوانچو غرم ژیان با تو آیم دوان
هوش مصنوعی: اگر مرا بخواهی، مانند اسب جوانی که با شتاب میدود، با تو خواهم آمد.
شوم پیش بیژن بغلتم بخاکمگر بازیابم من آن کیش پاک
هوش مصنوعی: من به نزد بیژن میروم و خود را به خاک میافکنم، تا شاید بتوانم دوباره آن آیین پاک را به دست آورم.
چو پیغام گرگین برستم رسیدیکی باد سرد از جگر برکشید
هوش مصنوعی: وقتی پیام گرگین به من رسید، ناگهان یک نسیم سرد از عمق وجودم برخاست.
بپیچید ازان درد و پیغام اویغم آمدش ازان بیهده کام اوی
هوش مصنوعی: از آن درد و غم که او فرستاده دوری کن، زیرا او به خاطر نرسیدن به خواستهاش غمگین است.
فرستاده را گفت رو باز گردبگویش که ای خیره ناپاک مرد
هوش مصنوعی: ارسالکننده را فرمان دادند که برگردد و بگوید: ای مرد بدذات و احمق، تو چه میگویی؟
تو نشنیدی آن داستان پلنگبدان ژرف دریا که زد با نهنگ
هوش مصنوعی: تو داستان پلنگی را نشنیدی که چگونه در اعماق دریا با نهنگ به نبرد پرداخت؟
که گر بر خرد چیره گردد هوانیابد ز چنگ هوا کس رها
هوش مصنوعی: اگر بر عقل و خرد غلبه پیدا کند، هیچکس از چنگال هوای نفس نمیتواند رهایی یابد.
خردمند کرده هوا را بزیربود داستانش چو شیر دلیر
خردمندی که برهوای نفس تسلط یابد داستانش مانند شیر دلیر است .
نبایدش بردن بنخچیر روینه نیز از ددان رنجش آید بدوی
هوش مصنوعی: نباید او را به چنگ آورد، حتی اگر در نیت هم باشد، زیرا این کار باعث آزار و رنجش دیگران خواهد شد.
تو دستان نمودی چو روباه پیرندیدی همی دام نخچیرگیر
هوش مصنوعی: تو مانند یک روباه باتجربه، حرکاتی انجام دادی که باعث شد دیگران نتوانند دامهای تو را ببینند.
نشاید کزین بیهده کام توکه من پیش خسرو برم نام تو
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نباید به خاطر خواستههای بیهوده خود، من را به حضور شخصی بزرگ و محترم معرفی کنی.
ولیکن چو اکنون ببیچارگیفرو مانده گشتی بیکبارگی
هوش مصنوعی: اما حالا که در شرایط سخت و بیچارگی قرار گرفتهای، ناگهان همه چیز تغییر کرده است.
ز خسرو بخواهم گناه ترابیفروزم این تیره ماه ترا
هوش مصنوعی: من از خسرو میخواهم که گناه تو را بر دوش بگیرد و این چهرهی تاریک تو را از یاد ببرد.
اگر بیژن از بند یابد رهابفرمان دادار گیهان خدا
هوش مصنوعی: اگر بیژن از بند رهایی یابد، به فرمان خداوند جهان، زندگی جدیدی را آغاز خواهد کرد.
رهاگشتی از بند و رستی بجانز تو دور شد کینهٔ بدگمان
هوش مصنوعی: تو دیگر از قید و بندها رها شدی و آن کینه و سوءظنی که به تو داشتم، اکنون از جانم دور شده است.
وگر جز برین روی گردد سپهرز جان و تن خویش بردار مهر
هوش مصنوعی: اگر غیر از این مسیر حرکت کند، آسمان عشق را از جان و تن خود دور میسازد.
نخستین من آیم بدین کینهخواهبنیروی یزدان و فرمان شاه
هوش مصنوعی: من در آغاز با این کینهخواهی به سراغ شما میآیم، به قدرت خداوند و فرمان شاه.
وگر من نیایم چو گودرز و گیوبخواهد ز تو کینهٔ پور نیو
هوش مصنوعی: اگر من نیایم، مانند گودرز و گیو، تو خواهان انتقام کینه جویی پور نیو خواهی شد.
برآمد برین کار یک روز و شبو زین گفته بر شاه نگشاد لب
هوش مصنوعی: روزی و شبی در مورد این موضوع فکر کرد و به هیچ کلامی دربارهاش با پادشاه زبان نگشود.
دوم روز چون شاه بنمود تاجنشست از بر سیمگون تخت عاج
هوش مصنوعی: در دومین روز، وقتی شاه تاج بر سرش گذاشت، بر تخت زرین و زیبا نشسته بود.
بیامد تهمتن بگسترد بربخواهش بر شاه خورشید فر
هوش مصنوعی: تهمتن به پیشگاه شاه خورشید آمد و درخواست خود را به او عرض کرد.
ز گرگین سخن گفت با شهریارازان گم شده بخت و بد روزگار
هوش مصنوعی: گفتگوی گرگین با پادشاه دربارهٔ بخت گمشده و روزگار سختی است که بر او گذشته است.
بدو گفت شاه ای سپهدار منهمی بگسلی بند و زنهار من
هوش مصنوعی: شاه به سپهدار خود گفت که من به تازگی از بند رهایی یافتم و از تو خواستارم که مرا در این مسیر حمایت کنی.
که سوگند خوردم بتخت و کلاهبدارای بهرام و خورشید و ماه
هوش مصنوعی: من به این سوگند خوردهام که به تخت و تاجی مانند بهرام که بزرگترین پادشاه است و همچنین به زیبایی خورشید و ماه دست یابم.
که گرگین نبیند ز من جز بلامگر بیژن از بند یابد رها
هوش مصنوعی: اگر گرگین تنها بدی از من ببیند، مگر اینکه بیژن از بند رهایی پیدا کند.
جزین آرزو هرچ باید بخواهز تخت و ز مهر و ز تیغ و کلاه
هوش مصنوعی: تنها همین آرزو کافی است که هرچه میخواهی از مقام، عشق، قدرت و شکوه زندگی را بخواهی.
پس آنگه چنین گفت رستم بشاهکه ای پرهنر نامور پیشگاه
هوش مصنوعی: رستم به شاه گفت: ای پادشاه بزرگ و پر هنر، درگاه تو با نام و آوازهای مشهور است.
اگر بد سگالید پیچد همیفدا کردن جان بسیچد همی
هوش مصنوعی: اگر بدی در دل دارید، با فدا کردن جان خود میتوانید به خوبی تبدیل کنید.
گر آمرزش شاه نایدش پیشنبودیش نام و برآید ز کیش
هوش مصنوعی: اگر بخشش و رحمت شاه به او نرسد، نامش فراموش خواهد شد و از مذهب و آئینش هم بیرون میآید.
هرآن کس که گردد ز راه خردسرانجام پیچد ز کردار خود
هوش مصنوعی: هر کسی که از راه اندیشه و عقل دور شود، در نهایت گرفتار نتایج و عواقب کارهای خود خواهد شد.
سزد گر کنی یاد کردار اویهمیشه بهر کینه پیکار اوی
هوش مصنوعی: اگر همواره به یاد کردار او باشی، درستی است که به خاطر کینهاش مبارزه کنی.
بپیش نیاکانت بسته کمربهر کینه گه با یکی کینه ور
هوش مصنوعی: به پیش نیاکانت با کمر بسته آماده باش، زیرا برای انتقام از دشمنانت باید تلاش کنی.
اگر شاه بیند بمن بخشدشمگر اختر نیک بدرخشدش
هوش مصنوعی: اگر پادشاه به من توجه کند، حتماً به من چیزی خواهد بخشید، مگر اینکه ستارهای خوب برای او بدرخشد.
برستم ببخشید پیروز شاهرهانیدش از بند و تاریک چاه
هوش مصنوعی: برستم، پیروز شاه را نجات داد و او را از بند و تاریکی چاه رهانید.
ز رستم بپرسید پس شهریارکه چون راند خواهی برین گونه کار
هوش مصنوعی: پادشاه از رستم پرسید که چگونه میخواهی این کار را انجام دهی؟
چه باید ز گنج و زلشکر بخواهکه باید که با تو بیاید براه
هوش مصنوعی: باید ببینیم که از ثروت و لشکر چه چیزهایی را باید طلب کنیم، چرا که همه اینها باید در مسیر تو قرار بگیرند.
بترسم ز بد گوهر افراسیابکه بر جان بیژن بگیرد شتاب
هوش مصنوعی: نمیخواهم از افراسیاب بدگوی ترس داشته باشم؛ چون امکان دارد که به بیژن آسیب برساند.
یکی بادسارست دیو نژندبسی خوانده افسون و نیرنگ و بند
هوش مصنوعی: یک موجود شرور و خطرناک است که به وسیله جادوگری و فریبکاری بسیار مهارت دارد.
بجنباندش اهرمن دل ز جایبیندازد آن تیغ زن را زپای
هوش مصنوعی: او شیطان را به حرکت درآورد تا آن شمشیرزن را از پای خود بیندازد و به زمین بیندازد.
چنین گفت رستم بشاه جهانکه این کار ببسیچم اندر نهان
هوش مصنوعی: رستم به پادشاه جهان گفت که من این کار را پنهانی و بدون اطلاع دیگران انجام میدهم.
کلید چنین بند باشد فریبنباید برین کار کردن نهیب
هوش مصنوعی: برای رسیدن به موفقیت و انجام کارها، نباید فریب و نیرنگ را به کار ببریم. بلکه باید با صداقت و تلاش واقعی پیش برویم.
نه هنگام گرزست و تیغ و سنانبدین کار باید کشیدن عنان
هوش مصنوعی: در این زمان که جنگ و درگیری در حال وقوع است، باید از کنترل و جلوگیری از خشونت استفاده کرد.
فراوان گهر باید و زرو سیمبرفتن پر امید و بودن به بیم
هوش مصنوعی: برای دستیابی به ثروت و زیباییهای زندگی، باید از فرصتها بهره برد و امید داشته باشیم، اما همواره باید محتاط باشیم و از خطرها آگاه باشیم.
بکردار بازارگانان شدنشکیبا فراوان بتوران بدن
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره به صبر و استقامت در برابر چالشها و ناملایمات زندگی شده است. فردی باید مانند بازرگانان که با صبر و تدبیر کار میکنند، با روحیهای مقاوم و منطقی رفتار کند و در برابر مشکلات، به خصوص در زمینههای مرتبط با زندگی و تجارت، آماده باشد.
ز گستردنی هم ز پوشیدنیبباید بهایی و بخشیدنی
هوش مصنوعی: برای هر چیزی که گسترش مییابد یا پنهان میشود، باید بهایی پرداخت و سهمی از آن را بخشید.
چو بشنید خسرو ز رستم سخنبفرمود تا گنجهای کهن
هوش مصنوعی: وقتی خسرو صحبتهای رستم را شنید، دستور داد تا گنجینههای قدیمی را بیاورند.
همه پاک بگشاد گنجور شاهبدینار و گوهر بیاراست گاه
هوش مصنوعی: شاه به همه گنجینهها را باز کرد و در آنجا با سکههای طلا و جواهرات رنگین آراسته شد.
تهمتن بیامد همه بنگریدهر آنچش ببایست زان برگزید
هوش مصنوعی: تهمتن (رستم) آمد و همه به او نگاه کردند. هر آنچه را که باید، از میان جمع انتخاب کرد.
ازان صد شتر بار دینار کردصد اشتر ز گنج درم بار کرد
هوش مصنوعی: از صد شتر برای بار کردن دینار استفاده کرد، و صد شتر دیگر برای بار کردن درهم از گنج.
بفرمود رستم بسالار بارکه بگزین ز گردان لشکر هزار
هوش مصنوعی: رستم به سالار خود دستور داد که از میان هزار سرباز لشکر، بهترینها را انتخاب کند.
ز مردان گردنکش و ناموربباید تنی چند بسته کمر
هوش مصنوعی: از میان مردان مشهور و بلندمرتبه، باید گروهی را به خود جمع کرده و کمربند خود را ببندیم.
چو گرگین و چون زنگهٔ شاوراندگر گستهم شیر جنگ آوران
هوش مصنوعی: من همچون گرگ تیز و چابک و مانند زنگی سرزنده، دیگر بار خود را برای مبارزه با شیران جنگی آماده میکنم.
چهارم گرازه که راند سپاهفروهل نگهبان تخت و کلاه
هوش مصنوعی: چهارمین نفر که سپاه را به حرکت درآورد، نگهبان تخت و کلاه بود.
چو فرهاد و رهام گرد دلیرچو اشکش که صید آورد نره شیر
هوش مصنوعی: مانند فرهاد و رهام که شجاعانه در برابر چالشها ایستادگی میکنند، اشک به عنوان نشانهای از غم و احساس، میتواند جذابیت و قدرتی در خود داشته باشد که قادر است شکارچی را به سمت خود جلب کند.
چنین هفت یل باید آراستهنگهبان این لشکر و خواسته
هوش مصنوعی: باید هفت جنگجو را با شکوه و زیبایی انتخاب کرد تا نگهبان این لشکر و خواستهها باشند.
همه تاج و زیور بینداختندچنانچون ببایست برساختند
هوش مصنوعی: همه زیورآلات و تاجها را کنار گذاشتند و مانند آنچه که باید، خود را آماده کردند.
پس آگاهی آمد بگردنکشانبدان گرزداران دشمن کشان
هوش مصنوعی: پس آگاهی به کسانی که بلندپرواز و قدرتطلب هستند رسید، آنها که دشمنان را با قدرت شکست میدهند.
بپرسید زنگه که خسرو کجاستچه آمد برویش که ما را بخواست
هوش مصنوعی: از زنگه پرسیدند که خسرو کجاست و چه برایش پیش آمده که ما را به سوی او خواسته است.