بخش ۱۳
هوش مصنوعی: دبیر خردمند برای گفتوگو فراخوانده میشود تا نامهای را پاسخ دهد. او در نامهاش ابتدا بر خدا و سپس بر پهلوانی که به پیروزی و دلیری معروف است، سپاس میفرستد. دبیر از رفتار و کردار گیو سخن میگوید و به اقدامات او در جنگ اشاره میکند. همچنین از جنگ و پیروزیهای رستم و دیگر شخصیتهای بزرگ ایرانی یاد میکند.
در این میان، دبیر نگرانیهایی را نیز درباره سپاه افراسیاب و تهدیداتی که سربازان او از سمت چین به وجود آوردهاند، مطرح میکند. او به رزمندگان توصیه میکند که مراقب باشند و با نیرنگ و کینه در جنگ عمل نکنند. دبیر به امید پیروزی و یاری خداوند در نبردهای آینده برمیخیزد و در پایان به فرمانداری و سازماندهی لشکر اشاره میکند و بر شجاعت و دلیری رزمندگان تأکید میورزد.
در نهایت، او به تیم فرماندهی پیامی از سمت شاه میرساند و سپاه را برای آمادهسازی بهسوی جنگ هماهنگ میکند.
دبیر خردمند را پیش خواندسخنهای بایسته با او براند
هوش مصنوعی: معلم باهوش را فراخواند تا درباره موضوعات مناسب با او گفتگو کند.
چو آن نامه را زود پاسخ نوشتپدید آورید اندر او خوب و زشت
هوش مصنوعی: وقتی که آن نامه را سریعاً پاسخ داد، در آن نکات خوب و بد را نمایان کردید.
نخست آفرین کرد بر کردگارکز او دید نیک و بد روزگار
هوش مصنوعی: اول از خداوند بزرگ سپاسگزاری کرد به خاطر اینکه از او نیکیها و بدیهای روزگار را مشاهده کرد.
دگر آفرین کرد بر پهلوانکه جاوید بادی و روشنروان
هوش مصنوعی: خالق و آفریدگار بر قهرمان تأکید کرده است که تو جاودانهای و نورانی.
خجسته سپهدار بسیار هوشهمه رای و دانش همه جنگ و جوش
هوش مصنوعی: سردار خوشبخت و شجاعی که از هوش و دانش زیادی برخوردار است و در میدان نبرد نیز توانایی و شجاعت فراوانی دارد.
خداوند گوپال و تیغ بنفشفروزندهٔ کاویانی درفش
هوش مصنوعی: خداوندی که مظهر لطف و رحمت است و قدرتی دارد که با آن، نور و روشنی را به ارمغان میآورد و بر افراشتن پرچم پیروزی و افتخار را در دست دارد.
سپاس از جهاندار یزدان ماکه پیروز بودند گردان ما
هوش مصنوعی: ما از خداوند بزرگ و یکتا سپاسگزاریم که سپاهیان ما در این مبارزات پیروز شدند.
از اختر ترا روشنایی نمودز دشمن برآورد ناگاه دود
هوش مصنوعی: ستارهای تو را روشن کرد و ناگهان از سمت دشمن، دودی بهوجود آمد.
نخست آنک گفتی که مر گیو رابزرگان فرزانه و نیو را
هوش مصنوعی: نخستین چیزی که تو گفتی این است که بزرگان و حکیمان، گیو را با نیو مقایسه کردهاند.
به نزدیک پیران فرستادهامچه مایه ورا پندها دادهام
هوش مصنوعی: من به نزد بزرگان رفتهام و به ایشان یادآوری کردهام که چقدر نصیحت و راهنمایی به من دادهاند.
نپذرفت از آن پس خود او پند مننجست اندر این کار پیوند من
هوش مصنوعی: پس از آن، او هیچگاه سخنان من را نپذیرفت و در این موضوع به اتحاد و ارتباط ما توجهی نکرد.
سپهبد یکی داستان زد بر اینچو دستور پیشین برآورد کین
هوش مصنوعی: یک فرمانده داستانی را مطرح کرد که مانند دستوری که قبلاً صادر شده بود، بر این موضوع تأکید داشت.
که هر مهتری کو روان کاستستز نیکی به بخت بد آراستست
هوش مصنوعی: هر فردی که روح و روانش را خراب کرده باشد، زندگیاش به سمت بدبختی و بخت بد میرود.
مرا زان سخن پیش بود آگهیکه پیران دل از کین نخواهد تهی
هوش مصنوعی: من از آن سخن باخبر هستم که افراد سالخورده دلهایشان هیچگاه از کینه خالی نخواهد شد.
ولیکن از آن خوب کردار اونجستم همی ژرف پیکار او
هوش مصنوعی: اما من از خوبیهای او نمیتوانم چشمپوشی کنم، چرا که در هنگام مبارزهاش، عمق و جدیت او را دیدم.
کنون آشکارا نمود این سپهرکه پیران به توران گراید به مهر
هوش مصنوعی: همین حالا آسمان نشان داد که سالمندان به خاطر محبت به سرزمین توران رو میآورند.
کنون چون نبیند جز افراسیابدلش را تو از مهر او برمتاب
هوش مصنوعی: اکنون چون دلش نمیتواند کسی جز افراسیاب را ببیند، تو هم از محبت او دلگیر نشو.
گر او بر خرد برگزیند هوابه کوشش نروید ز خارا گیا
هوش مصنوعی: اگر او بر هوش و عقل خود اعتماد کند، تلاش و کوشش به ثمر نخواهد نشست و مانند گیاهانی که از سنگ میروید، زحمت بیفایده خواهد بود.
تو با دشمن ار خوب گویی رواستاز آزادگان خوب گفتن سزاست
هوش مصنوعی: اگر با دشمن به زبان خوش صحبت کنی، جالب و قابل قبول است، اما از آزادگان باید به نیکی یاد کرد و خوب سخن گفت.
و دیگر ز پیکار جنگآورانکجا یاد کردی به گرز گران
هوش مصنوعی: و دیگر از نبرد جنگجویان، کجا به یاد آوردی که با چکشهای سنگین مشغول بودند؟
ز نیکاختر و گردش هور و ماهز کوشش نمودن بر آن رزمگاه
هوش مصنوعی: از خورشید و ماه و تاثیرهای نیک آنها، به تلاشی که در میدان جنگ انجام میشود اشاره دارد.
مرا این درست است کز کارکردتو پیروز باشی به روز نبرد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من برایت اهمیت قائل هستم و دوست دارم که در روز مبارزه و چالشها، موفق باشی و پیروز شوی.
نبیره کجا چون تو دارد نیابه جنگ اندرون باشدش کیمیا
هوش مصنوعی: نوهی کسی مانند تو وجود ندارد. اگر در جنگ باشی، آن را به کمال میسازی.
ز شیران چه زاید مگر نره شیرچنان چون بود نامدار و دلیر
هوش مصنوعی: از شیران فقط بچه شیر به دنیا میآید، و او هم باید مانند پدرش نامدار و شجاع باشد.
به بیداد بر نیست این کار توبسنده است یزدان نگهدار تو
هوش مصنوعی: کار تو ناعادلانه است و کافی است که خداوند تو را حمایت کند.
تو زور و دلیری ز یزدان شناساز او دار تا زنده باشی سپاس
هوش مصنوعی: تو باید از قدرت و شجاعت خود که از جانب خداوند است آگاه باشی و تا زمانی که زنده هستی، قدردان او باشی.
سه دیگر که گفتی که افراسیابسپه را همی بگذراند ز آب
سومین چیزی که گفتی اینکه افراسیاب سپاه را از آب می گذراند.
ز پیران فرستاده شد نزد اویسپاهش به ایران نهادست روی
هوش مصنوعی: از جانب پیران، شخصی به سوی او فرستاده شد و سپاه او به سمت ایران حرکت کرد و به آنجا راه پیدا کرد.
همان است یکسر که گفتی سخنکنون باز پاسخ فگندیم بن
هوش مصنوعی: همانطور که قبلاً گفتی، اکنون دوباره پاسخ میدهیم.
بدان ای پر اندیشه سالار منبه هر کار شایستهٔ کار من
هوش مصنوعی: ای رهبر فرزانه، بدانی که در هر امری، شایستهام که به آن پردازم.
که او بر لب رود جیحون درنگنه زان کرد کآید بر ما به جنگ
هوش مصنوعی: او بر کنار رود جیحون توقف نکرد، نه به خاطر اینکه بخواهد با ما به نبرد بیاید.
که خاقان بر او لشکر آرد ز چینفراز آمدش از دو رویه کمین
هوش مصنوعی: خاقان (پادشاه) سپاهی از چین به راه میاندازد و او (شخصی که در بیت مورد نظر است) از دو سمت مورد حمله قرار میگیرد.
و دیگر که از لشکران گرانپراگنده بر گرد توران سران
هوش مصنوعی: و همچنین از گروههای بزرگ و پراکنده که در اطراف توران حضور دارند.
بدو دشمن آمد ز هر سو پدیداز آن بر لب رود جیحون کشید
هوش مصنوعی: دشمن از هر طرف به سوی او حملهور شد و او به لب رود جیحون پناه برد.
به پنجم سخن که آگهی خواستیبه مهر گوان دل بیاراستی
هوش مصنوعی: اگر خواستی که از پنجمین کلام آگاه شوی، دل خود را با محبت و عشق آراسته کن.
چو لهراسب و چون اشکش تیزچنگچو رستم سپهبد دمنده نهنگ
هوش مصنوعی: مانند لهراسب و مانند اشک تیزچنگ، همچون رستم سپهبد و شیر درنده.
بدان ای سپهدار و آگاه باشبه هر کار با بخت همراه باش
هوش مصنوعی: ای فرمانده، آگاه باش که در هر کاری باید با شانس و بخت خود همراه باشی.
کزان سو که شد رستم شیرمردز کشمیر و کابل برآورد گرد
هوش مصنوعی: از سمتی که رستم، مردی شیر دل، از کابل و کشمیر برخواست، گرد و غبار بهپا شد.
وز آن سو که شد اشکش تیزهوشبرآمد ز خوارزم یکسر خروش
هوش مصنوعی: از آن طرف که اشک او به تندی جاری شد، از خوارزم صدای بلندی برخاست.
به رزم اندرون شیده برگشت از اویسوی شهر گرگان نهادست روی
هوش مصنوعی: شیر در میدان جنگ به سوی شهر گرگان برگشت و به سمت آنجا روانه شد.
وز آن سو که لهراسب شد با سپاههمه مهتران برگشادند راه
هوش مصنوعی: از آن طرف که لهراسب به همراه سپاهش رسیده بود، همه بزرگان راه را برای او باز کردند.
الانان و غز گشت پرداختهشد آن پادشاهی همه ساخته
هوش مصنوعی: در حال حاضر، آن چه برای همه مشخص است، این است که پادشاهی به طور کامل فراهم شده و شکل گرفته است.
گر افراسیاب اندر آید به راهز جیحون بدین سو گذارد سپاه
هوش مصنوعی: اگر افراسیاب از سمت جیحون وارد شود، سپاه خود را به این سو خواهد آورد.
بگیرند گردان پس پشت اوینماند به جز باد در مشت اوی
هوش مصنوعی: هرچند که او را دنبال میکنند و میگردند، اما هیچچیزی جز باد در دستان او باقی نخواهد ماند.
تو بشناس کو شهر آباد خویشبر و بوم و فرخنده بنیاد خویش
هوش مصنوعی: شهر و دیار پر رونق و خوشبختی خودت را بشناس.
به گفتار پیران نماند بجایبه دشمن سپارد نهد پیش پای
هوش مصنوعی: اگر به سخنان بزرگترها توجه نشود، در نهایت کارها به دست دشمنان سپرده میشود و پیامدهای بدی به دنبال خواهد داشت.
نجنباند او داستان را دو لبکه ناید خبر زو به من روز و شب
هوش مصنوعی: او با زبانش داستان را نقل نمیکند، چرا که روز و شب از او خبری به من نمیرسد.
بدان روز هرگز مبادا درودکه او بگذراند سپه را ز رود
هوش مصنوعی: در آن روز هرگز نخواهد آمد که او سپاهی را از رودخانه عبور دهد.
به ما برکند پیشدستی به جنگنبیند کس این روز تاریک و تنگ
هوش مصنوعی: در این روزگار سخت و مملو از مشکلات، هیچکس پیشدستی به جنگ نمیکند و از روی بیپروایی به میدان نمیآید.
بفرمایم اکنون که بر پیل کوسببندد دمنده سپهدار طوس
هوش مصنوعی: اجازه بدهید اکنون بگویم که زمانی که فرمانده سپاه طوس بر پشت فیل، دمی را به حرکت درآورد.
دهستان و گرگان و آن بوم و بربگیرد برآرد به خورشید سر
هوش مصنوعی: دهستان و گرگان و آن منطقه را به نور خورشید میسپارد.
من اندر پی طوس با پیل و گاهبه یاری بیایم به پشت سپاه
هوش مصنوعی: من در پی طوس به میدان میروم و گاهی به کمک سپاه بر پشت آنان میآیم.
تو از جنگ پیران مبرتاب رویسپه را بیارای و زو کینهجوی
هوش مصنوعی: تو به جنگجویان کهن آسیب نزن، زیرا چهره سپاه را زینت بخش. و از آنها کینهای در دل نداشته باش.
چو هومان و نستیهن از پشت اویجدا ماند شد باد در مشت اوی
هوش مصنوعی: هومان و نستیهن از پشت او جدا شدند و مانند بادی در دستان او باقی ماندند.
گر از نامداران ایران نبردبخواهد بفرما وز آن برمگرد
هوش مصنوعی: اگر از بزرگان ایران درخواست نبرد کند، پاسخ بده و سپس برگرد.
چو پیران نبرد تو جوید دلیرمکن بددلی پیش او شو چو شیر
هوش مصنوعی: وقتی که پیران و تجربهداران طلب کنند، تو نباید ترسویی و ناامیدی را در پیش خود داشته باشی؛ باید با اعتماد به نفس و با شجاعت همچون شیر به میدان بیایی.
به پیکار مندیش ز افراسیاببه جای آر دل روی از او برمتاب
هوش مصنوعی: به جنگ با افراسیاب نرو و به جای آن، دل خود را از او دور کن و به او توجه نکن.
چو آید به جنگ اندرون جنگجوینباید که برتابی از جنگ روی
هوش مصنوعی: وقتی وارد میدان نبرد میشوی، نباید از جنگ هراسی به دل راه دهی و باید با شجاعت به پیش بروی.
بر ایشان تو پیروز باشی بجنگنگر دل نداری بدین کار تنگ
هوش مصنوعی: اگر بر آنها پیروز شوی و در جنگ موفق باشی، قلبت را در این کار سخت به درد نیاور.
چنین دارم اومید از کردگارکه پیروز باشی تو در کارزار
هوش مصنوعی: من به لطف خدا امیدوارم که در نبردها موفق و پیروز باشی.
همیدون گمانم که چون من ز راهبه پشت سپاه اندر آرم سپاه
هوش مصنوعی: من فکر میکنم که اگر به راهی مثل من بروم، میتوانم نیرویی را به پشت سپاه برسانم.
بر ایشان شما رانده باشید کامبه خورشید تابان برآورده نام
هوش مصنوعی: شما به آنها قدرتی دادهاید که به سمت نور خورشید حرکت کنند و نامشان را بر افراشته کنند.
ز کاوس وز طوس نزد سپاهدرود فراوان فرستاد شاه
هوش مصنوعی: شاه کاووس و طوس به سپاه پیامهای زیاد و پرمحتوایی فرستادند.
بر آن نامه بنهاد خسرو نگینفرستاده را داد و کرد آفرین
هوش مصنوعی: خسرو بر آن نامه انگشتی به عنوان نشانه گذاشت و به فرستاده هدیهای داد و او را ستایش کرد.
چو از پیش خسرو برون شد هجیرسپهبد همی رای زد با وزیر
هوش مصنوعی: پس از آنکه هجیر، سپهبد، از پیش خسرو بیرون آمد، با وزیر مشغول بحث و گفتگو شد.
ز بس مهربانی که بد بر سپاهسراسر همه رزم بد رای شاه
هوش مصنوعی: به خاطر مهربانی زیاد، نیروی دشمنان به طور کامل از بین رفت و دیگر هیچ کس جرات مبارزه با شاه بداندیش را نداشت.
همی گفت اگر لشکر افراسیاببجنباند از جای و بگذارد آب
هوش مصنوعی: او میگفت اگر لشکر افراسیاب حرکت کند و از جا برود و آب را رد کند، ...
سپاه مرا بگسلاند ز جایمرا رفت باید همینست رای
هوش مصنوعی: سپاه من مرا از مکانم دور کرد و اکنون باید بروم، این تنها راهی است که دارم.
همانگه شه نوذران را بخواندبفرمود تا تیز لشکر براند
هوش مصنوعی: در آن زمان شاه فرمان داد تا سفرای تازهوارد را بخوانند و به سربازان دستور داد تا سریعاً به سمت هدف حرکت کنند.
به سوی دهستان سپه برکشیدهمه دشت خوارزم لشکر کشید
هوش مصنوعی: همه یاران و سربازان به سمت دهستان سپه حرکت کردند و در دشت خوارزم اردو زدند.
نگهبان لشکر بود روز جنگبه جنگ اندر آید به سان پلنگ
هوش مصنوعی: در روز نبرد، فرمانده سپاه به میدان میآید و با شهامت و چابکی مانند پلنگ عمل میکند.
تبیره برآمد ز درگاه طوسخروشیدن نای رویین و کوس
هوش مصنوعی: از درگاه طوس صداهای زیبای نای و کوس به گوش میرسد.
سپاه و سپهبد برفتن گرفتزمین سم اسبان نهفتن گرفت
هوش مصنوعی: سپاه و فرمانده آن در حرکت بودند و زمین بستر سمهای اسبان را پنهان کرده بود.
تو گفتی که خورشید تابان به جایبماند از نهیب سواران به پای
هوش مصنوعی: تو گفتهای که نور خورشید باید باقی بماند و در برابر حمله سواران، از فروغ و زیباییاش کاسته نشود.
دو هفته همی رفت ز آن سان سپاهبشد روشنایی ز خورشید و ماه
هوش مصنوعی: دو هفته سپاه به همین شکل پیش میرفت و در نتیجه، نور خورشید و ماه چنان روشن شد که گویی همه جا روشنایی پخش شده بود.
پراگنده بر گرد کشور خبرز جنبیدن شاه پیروزگر
هوش مصنوعی: خبرهایی در سرتاسر کشور پخش شده است درباره حرکت و تحرک شاه پیروز.
چو طوس از در شاه ایران برفتسبک شاه رفتن بسیچید تفت
هوش مصنوعی: چو طوس که از در شاه ایران بیرون رفت، به آرامی و با وقار حرکت کرد، چون شاهی که به جشن و شادی میرود.
ابا ده هزار از گزیده سرانهمه نامداران و کنداوران
هوش مصنوعی: با وجود ده هزار از بهترین و برجستهترین افراد و پهلوانان،
به نزدیک گودرز بنهاد رویابا نامداران پرخاشجوی
هوش مصنوعی: گودرز به سوی نامداران شجاع و جنگجویان نزدیک شد و روی خود را به آنها معطوف کرد.
ابا پیل و با کوس و با فرهیابا تخت و با تاج شاهنشهی
هوش مصنوعی: با دوستان قوی و با نشاط و با اندیشه، با مقام و با نشانههای شاهی.
هجیر آمد از پیش خسرو دمانگرازان و خندان و دل شادمان
هوش مصنوعی: هجیر از نزد خسرو آمد و به همراه خود نشاط و خوشی را به ارمغان آورد، باعث شادمانی دلها شد.
ابا خلعت و خوبی و خرمیتو گفتی همی برنوردد زمی
هوش مصنوعی: تو با زیبایی، خوشحالی و لباسهای زیبا میگویی که همه چیز از زمین روییده و به سمت تو میآید.
چو آمد به نزدیک پردهسرایبرآمد خروشیدن کرنای
هوش مصنوعی: وقتی به نزدیکی پرده سرای رسید، صدای کرنای بلند شد.
پذیره شدندش سران سر به سرزمین پر ز آهن هوا پر ز زر
هوش مصنوعی: مقامات و رهبران به استقبال او آمدند، در حالی که زمین پر از آهن و آسمان پر از طلا بود.
چو خیزد به چرخ اندرون داوریز ماه و ز ناهید وز مشتری
هوش مصنوعی: وقتی که قضا و قدر بر افلاک حاکم شود و سرنوشت رقم بخورد، از ماه، زهره و مشتری تاثیراتی به وجود میآید.
بیاراست لشکر چو چشم خروسابا زنگ زرین و پیلان و کوس
هوش مصنوعی: لشکر را مانند چشم خروس زیبا و باشکوه آرایش کن، با زنگهای طلایی و فیلها و طبلها.
چو آمد بر نامور پهلوانبگفت آنچ دید از شه خسروان
هوش مصنوعی: وقتی قهرمان مشهور وارد شد، آنچه را که از پادشاهان بزرگ دیده بود، بیان کرد.
نوازیدن شاه و پیوند اویهمی گفت از رادی و پند اوی
هوش مصنوعی: نواختن و محبت کردن به شاه و ارتباط با او، از لطف و نصیحت او ناشی میشود.
که چون بر سپه گستریده است مهرچگونه ز پیغام بگشاد چهر
هوش مصنوعی: وقتی آفتاب بر پهنه آسمان درخشیده است، چگونه میتوان از چهرهاش پیام را دریافت کرد؟
پس آن نامهٔ شهریار جهانبه گودرز داد و درود مهان
هوش مصنوعی: پس پادشاه جهان نامهای به گودرز داد و با سلام و احترام او را مورد خطاب قرار داد.
نوازیدن شاه بشنید ازویبمالید بر نامه بر چشم و روی
هوش مصنوعی: او صدای نوازش شاه را شنید و دستش را بر روی نامه گذاشت و بر چهره و پلکهایش مالید.
چو بگشاد مهرش به خواننده دادسخنها بر او کرد خواننده یاد
هوش مصنوعی: وقتی او را با محبت و مهربانی به سخن گفتن واداشت، خواننده نیز به یاد او صحبت کرد و نکات دلنشینی را بیان کرد.
سپهدار بر شاه کرد آفرینبه فرمان ببوسید روی زمین
هوش مصنوعی: نظامی، فرمانده، به پادشاه احترام گذاشت و به نشانهی بندگی و احترام، زمین را بوسید.
ببود آن شب و رای زد با پسربه شبگیر بنشست و بگشاد در
هوش مصنوعی: آن شب به خوبی سپری شد و او با پسرش مشغول گفتگو شد. سپس در آغاز شب در را باز کرد و نشست.
همه نامداران لشگر پگاهبرفتند بر سر نهاده کلاه
هوش مصنوعی: تمامی سربازان و فرماندهان لشکر پگاه به میدان نبرد رفته و کلاه بر سر گذاشتند.
پس آن نامهٔ شاه، فرخ هجیربیاورد و بنهاد پیش دبیر
هوش مصنوعی: پس نامهٔ شاه را فرخ هجیر آورد و پیش دبیر گذاشت.
دبیر آن زمان پند و فرمان شاهز نامه همی خواند پیش سپاه
هوش مصنوعی: در آن زمان، دبیر دستورات و نصیحتهای شاه را از نامه میخواند و برای سربازان نقل میکرد.
سپهدار روزیدهان را بخواندبدیوان دینار دادن نشاند
هوش مصنوعی: فرماندهای که روز به روز میگذرد، کسانی را که در کارهای مالی و اقتصادی هستند، به گرد هم میآورد و به آنها میگوید که باید در مورد تقسیم ثروت و داراییها تصمیم بگیرند.
ز اسبان گله هرچ بودش به کوهبه لشکرگه آورد یکسر گروه
هوش مصنوعی: از میان اسبان گله، هر چه که بود، او همه را به کوه آورد و به سربازان پیوست.
در گنج دینار و تیغ و کمرهمان مایهور جوشن و خود زر
هوش مصنوعی: در خزانهها، دینار و شمشیر و کمربند وجود دارد، اما برای مایهور (کسی که از صفات نیکو برخوردار است) جوشنی و خودی با ارزشتر از زر (طلا) است.
به روزیدهان داد یکسر کلیدچو آمد گه نام جستن پدید
هوش مصنوعی: روزی یک کلید به کسی داده شد، وقتی زمان جستجوی نام مشخص شد.
برافشاند بر لشکر آن خواستهسوار و پیاده شد آراسته
هوش مصنوعی: سواران و پیادگان در لشکر آماده شدهاند و فرمانده آنها با شکوه و زیبایی آمده تا راه را برای پیروزی هموار کند.
یکی لشکری گشن بر سان کوهزمین از پی بادپایان ستوه
هوش مصنوعی: یک گروهی از سربازان که گرسنه هستند، به مانند کوهی از زمین، از پشت سر به دنبال کسانی میافتند که با باد میدوند و از آن ها خسته شدهاند.
دل شیر غران از ایشان به بیمهمه غرقه در آهن و زر و سیم
هوش مصنوعی: دل شیر، به شدت از آنها ترسیده و همه غرق در طلا و نقره هستند.
بفرمودشان جنگ را ساختندل و گوش دادن به کین آختن
هوش مصنوعی: او به آنان فرمان داد که برای جنگ آماده شوند و با دقت به هیاهوی نبرد گوش فرا دهند.
برفتند پیش سپهبد گروهبر انبوه لشکر به کردار کوه
هوش مصنوعی: گروهی به سمت فرمانده رفتند و لشکری که بسیار زیاد و انبوه بود را مانند کوه مشاهده کردند.
بر ایشان نگه کرد سالار مردزمین تیره دید آسمان لاژورد
هوش مصنوعی: سالار به کسانی که زیر نظرش هستند، نگاهی انداخت و زمین را تاریک و آسمان را آبی رنگ دید.
چنین گفت کز گاه رزم پشیننیاراست کس رزمگاهی چنین
هوش مصنوعی: او گفت که در میدان جنگ، هیچکس نمیتواند چنین جایی را آماده کند.
به اسب و سلیح و به سیم و به زربه پیلان جنگی و شیران نر
هوش مصنوعی: به اسب و سلاح، به طلا و نقره، به فیلهای جنگی و شیران نر اشاره دارد.
اگر یار باشد جهانآفریننپیچیم از ایدر عنان تا به چین
هوش مصنوعی: اگر محبوبی در کنار باشد، نیازی نیست که از مسیر خود منحرف شویم؛ حتی اگر تا دورترین نقاط دنیا برویم.
چو بنشست فرزانگان را بخواندابا نامداران به رامش نشاند
هوش مصنوعی: وقتی که نشست، حکیمان را فراخواند و نامداران را به آرامش دعوت کرد.
همی خورد شادیکنان دل به جایهمی با یلان جنگ را کرد رای
هوش مصنوعی: دل شادمان و سرزنده است، به جای غم و اندوه، با دلاوران نبرد طرح و نقشه میریزد.
به پیران رسید آگهی ز این سخنکه سالار ایران چه افگند بن
هوش مصنوعی: خبر به بزرگان رسید که سردار ایران چه نقشهای در سر دارد.
از آن آگهی شد دلش پرنهیبسوی چاره برگشت و بند و فریب
هوش مصنوعی: دل او از آگاهی پر از تردید شد و به سمت راه حل و نجات برگشت، در حالی که به دام و فریب هم توجه کرده بود.
ز دستور فرخنده رای آنگهیبجست اندر آن کینه جستن رهی
هوش مصنوعی: با ایده و فکر خوب و خوشحال، در آنجا که کینه و دشمنی وجود دارد، راهی را جستجو کن.