بخش ۳۰
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، دو جنگجو به نامهای "برته" و "کهَرْم" در میدان نبرد به مبارزه میپردازند. هر دو با تیغهای هندی در دست، به جنگ میپردازند و در نهایت کهرم با زخم سنگینی مواجه میشود. او با پیروزی از میدان جنگ پایین میآید و تقریناً همه را از نبرد میراند. پس از گذشت ساعتی، تمام ترکها از میدان فرار میکنند و حالتی از پیروزی برای نیرومندان ایجاد میشود. این وقایع نشاندهندهی قدرت و شجاعت کهرم است و ظاهراً پیروزی او نشانهای از امید و سعادت برای قوم اوست.
دهم برته با کهرم تیغزندو خونی و هر دو سر انجمن
هوش مصنوعی: من به تو میگویم که با دو تیر زهرآگین به میدان آمدهای و هر دو به نوعی بر سر دورهمی ما تأثیر گذاشتهاید.
همی آزمودند هرگونه جنگگرفتند پس تیغ هندی به چنگ
هوش مصنوعی: آنها هر نوع جنگی را آزمایش کردند و در نهایت شمشیر هندی را در دست گرفتند.
درفش همایون به دست اندرونتو گفتی بجنبد که بیستون
هوش مصنوعی: پرچم رفیع و بلند تو به من گفت که بیستون باید به حرکت دربیاید.
یکایک بپیچید از او برته روییکی تیغ زد بر سر و ترگ اوی
هوش مصنوعی: هر کدام از شما از او دور شوید، یکی تیغی به سر او زد و او نیز از ترس به خود میپیچد.
که تا سینه کهرم بدو نیم گشتز دشمن دل برته بیبیم گشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که سینهام پر از عشق و شوق است، دیگر از دشمنان بیهیچ ترسی دل را دور کردهام.
فرود آمد از اسب و او را ببستبر آن زین توزی و خود برنشست
هوش مصنوعی: او از اسب پیاده شد و کسی را که بر زین نشسته بود به بند کشید و خود دوباره بر اسب سوار شد.
برآمد به بالا چو شرزه پلنگخروشان یکی تیغ هندی به چنگ
هوش مصنوعی: یک پلنگ خروشان و سرکش بهطور برجسته و با قدرت از زمین بلند میشود و در دستش یک شمشیر هندی را میگیرد.
درفش همایون به دست اندرونفگنده بر آن باره کهرم نگون
هوش مصنوعی: پرچم سلطنتی را به دستان خود گرفته و بر آن زمین که بر آن رقصیدم، میافشانم.
همی گفت شاهست پیروزگرهمیشه کلاهش به خورشید بر
هوش مصنوعی: همواره شاه پیروز که همیشه کلاهی بر سر دارد که درخشش خورشید را نیز به دوش میکشد.
چو از روز نه ساعت اندر گذشتز ترکان نبد کس بر آن پهندشت
هوش مصنوعی: زمانی که نه ساعت از روز گذشت، هیچکس از ترکان در آن دشت وسیع حضور نداشت.
کسی را کجا پروراند به نازبرآید بر او روزگار دراز
هوش مصنوعی: کسی که با محبت و نوازش بزرگ شود، سرنوشت خوبی خواهد داشت و زندگی طولانی و خوشی را تجربه خواهد کرد.
شبیخون کند گاه شادی بر اویهمی خواری و سختی آرد به روی
هوش مصنوعی: گاهی شادی به سراغش میآید و او را غافلگیر میکند، اما سپس سختی و ذلت را بر او میآورد.
ز باد اندر آرد دهدمان به دمهمی داد خوانیم و پیدا ستم
هوش مصنوعی: از باد به ما خبر میآید که در دل و گوشهی خانهمان نالهها و زاریها به گوش میرسد و ستمها نمایان است.
به تورانیان بر بد آن جنگ شومبه آوردگه کردن آهنگ شوم
هوش مصنوعی: من به آستانهی جنگ با تورانیان میروم و قصد دارم که در میدان نبرد حضور یابم.
چنان شد که پیران ز توران سپاهسواری ندید اندر آوردگاه
هوش مصنوعی: وضعیتی به وجود آمد که دیگر سربازان پیر از سرزمین توران در میدان جنگ دیده نشدند.
روانها گسسته ز تنشان به تیغجهان را تو گفتی نیامد دریغ
هوش مصنوعی: روحها از بدنهایشان جدا شدند و تو گفتی که این دنیا را به هیچوجه نمیتوان ترک کرد.