بخش ۱۲
هوش مصنوعی: پس از دو هفته شادی و خوشی، کیخسرو به گنگ آمد و صدای نای و چنگ را شنید. او با خنده به دور حصار گردش کرد و مشاهده کرد که نبرد دیگری به وقوع نخواهد پیوست. به رستم گفت که باید با یاری خداوند، بدی را در این جهان شکست دهند. او تأکید کرد که پیروزی از سوی خداست و شب زندهداری بدون سپاس او نادرست است.
در این هنگام، نه لشکری بیغم و نه آبوهوایی نامناسب بود. سپاهیان در محلی گرد هم آمدند و رستم از طرف شاه برای لشکر درخواست کمک کرد. شب که فرارسید، سر و صدا و ناله سپاهیان درگرفت و کیخسرو، به یاری رستم و فریبرز، امیدوار بود که دشمن را در میدان رزم شکست دهند.
او بر این باور بود که هرگز نباید دشمن را به راحتی به خواب ببرد و تأکید داشت که جنگ باید با دقت و تدبیر پیش رود. بزرگان سپاه، رستم را به خاطر این تصمیمات شایسته ستودند و او را خسرو پاکدین نامیدند. در نهایت، امید به پیروزی و رهایی از کین پدران بر دلها حاکم بود.
دو هفته بر این گونه شادان بزیستکه داند که فردا دلافروز کیست
هوش مصنوعی: دو هفته به طور خوشحال زندگی کن، زیرا کسی که فردا دل شاد را میسازد، همانی است که میدانی.
سیم هفته کیخسرو آمد به گنگشنید آن غو نای و آوای چنگ
هوش مصنوعی: در هفتهای که کیخسرو به دریاچه گنگ آمد، صدای نای و آواز چنگ را شنید.
بخندید و برگشت گرد حصاربماند اندر آن گردش روزگار
هوش مصنوعی: بخندید و به دور حصار بچرخید و در آن سفر روزگار بمانید.
چنین گفت کان کو چنین باره کردنه از بهر پیکار پتیاره کرد
هوش مصنوعی: او گفت که کسی که این کار را انجام داد، نه به خاطر جنگ و درگیری بلکه به خاطر چیزی دیگر این عمل را انجام داده است.
چو خون سر شاه ایران بریختبه ما بر چنین آتش کین ببیخت
هوش مصنوعی: زمانی که خون سر شاه ایران بر زمین ریخته شد، آتش کینه و انتقام به شدت در دلها شعلهور شد.
شگفت آمدش کانچنان جای دیدسپهری دلارام بر پای دید
هوش مصنوعی: او از دیدن آن مکان شگفتزده شده بود، جایی که آسمانی آرام و زیبا را به صورت ایستاده مشاهده کرد.
به رستم چنین گفت کای پهلوانسزد گر ببینی به روشن روان
هوش مصنوعی: او به رستم گفت: ای پهلوان، شایسته است اگر به روح تابناک و روشن نگاه کنی.
که با ما جهاندار یزدان چه کردز خوبی و پیروزی اندر نبرد
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف تأثیرات و نتایج کارهای خدایی اشاره دارد و میگوید که خدایی که جهان را اداره میکند، با ما چه کارهایی انجام داده، به ویژه در زمینههای خوبی و پیروزی در جنگ و نبرد.
بدی را کجا نام بد بر بدیبه تندی و کژی و نابخردی
هوش مصنوعی: بدی را نمیتوان با بدی و ویژگیهای منفی و ناپسند توصیف کرد.
گریزان شد از دست ما بر حصاربر این سان برآسود از روزگار
هوش مصنوعی: او از دست ما فرار کرد و بر دیوار این گونه استراحت کرد و از این روزگار رهایی یافت.
بدی کو بد آن جهان را سرستبه پیری رسیده کنون بترست
هوش مصنوعی: بدی در این جهان، عاقبت به سرانجام ناپسندی میرسد و اکنون که به سن پیری رسیدهام، بیشتر از آن هراسانم.
بدین گر ندارم ز یزدان سپاسمبادا که شب زنده باشم سه پاس
هوش مصنوعی: اگر به یزدان سپاس نگویم، نخواهم بود که شب را تا سه بخش بیدار بمانم.
کز اویست پیروزی و دستگاههم او آفرینندهٔ هور و ماه
هوش مصنوعی: پیروزی و قدرت از او نشأت میگیرد و او خالق خورشید و ماه است.
ز یک سوی آن شارستان کوه بودز پیکار لشکر بی اندوه بود
هوش مصنوعی: از یک طرف، کوهها بودند و از طرف دیگر، لشکری که در میدان جنگ بدون غم و اندوه به نبرد مشغول بود.
به روی دگر بودش آب روانکه روشن شدی مرد را زو روان
هوش مصنوعی: در جایی دیگر، آب زلالی وجود داشت که زندگی و روشنی را به مردی بخشید.
کشیدند بر دشت پرده سرایز هر سوی دژ پهلوانی به پای
هوش مصنوعی: بر روی دشت، پردهای کشیده شده است و در هر طرف، قلعهای مربوط به قهرمانان قرار دارد.
زمین هفت فرسنگ لشکر گرفتز لشکر زمین دست بر سر گرفت
هوش مصنوعی: زمین به اندازه هفت فرسنگ سپاهی را به خود جذب کرد و لشکر زمین به خاطر این وضعیت، سرش را به علامت تعجب بلند کرد.
سراپرده زد رستم از دست راستز شاه جهاندار لشکر بخواست
هوش مصنوعی: رستم از سمت راست خود پردهای را کنار زد و از شاه بزرگ دنیا خواست تا لشکریان را به حرکت درآورد.
به چپ بر فریبرز کاووس بوددلافروز با بوق و با کوس بود
هوش مصنوعی: فریبرز، که در سمت چپ کاووس قرار دارد، دلافروز به همراه لوله و طبل است.
برفتند و بردند پردهسرایسیم روی گودرز بگزید جای
هوش مصنوعی: آنها رفتند و پردهٔ زیبای سیمی را که بر روی گودرز بود، برداشتند و جای دیگری را انتخاب کردند.
شب آمد بر آمد ز هر سو خروشتو گفتی جهان را بدرید گوش
هوش مصنوعی: شب فرا رسید و از همه جا صداهای بلندی به گوش میرسید، گویی که جهان را از هم میدرند.
زمین را همی دل برآمد ز جایز بس نالهٔ بوق و شیپور و نای
هوش مصنوعی: زمین به خاطر صدای ناله و شیپور و نای به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و انگار دلش برآورده شده و از جا کنده شده است.
چو خورشید برداشت از چرخ زنگبدرید پیراهن مشک رنگ
هوش مصنوعی: به محض اینکه خورشید از افق بالا آمد، پرده تیره شب را کنار زد و نور و روشنی را به ارمغان آورد.
نشست از بر اسب شبرنگ شاهبیامد بگردید گرد سپاه
هوش مصنوعی: شاه از روی اسب شبرنگ خود پیاده شد و دور تا دور سپاه را نگریست.
چنین گفت با رستم پیلتنکه این نامور مهتر انجمن
هوش مصنوعی: این جمله اشاره به گفتوگویی دارد که یکی از شخصیتهای مهم داستان، به نام رستم، با شخصیتی دیگر که در جایگاه بالایی قرار دارد، انجام میدهد. در این گفتوگو، رستم به احترام و جایگاه این شخصیت اشاره میکند و او را به عنوان یکی از بهترینها در جمع معرفی میکند.
چنین دارم امید کافراسیابنبیند جهان نیز هرگز به خواب
هوش مصنوعی: من امیدوارم که کسی مانند کافراسیاب هرگز در این دنیا خواب نبیند و از آن غافل نشود.
اگر کشته گر زنده آید به دستببیند سر تیغ یزدان پرست
هوش مصنوعی: اگر کسی که کشته شده است زنده شود، خواهد دید که سر او تحت تیغ و قدرت الهی قرار دارد.
برآنم که او را ز هر سو سپاهبه یاری بیاید بدین رزمگاه
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که از هر طرف گروهی به کمک او بیاید و در این میدان نبرد او را یاری کنند.
بترسند وز ترس یاری کنندنه از کین و از کامکاری کنند
هوش مصنوعی: بترسند و از روی ترس به کسانی کمک کنند، نه به خاطر دشمنی یا به دلیل رسیدن به لذت و خوشبختی.
بکوشیم تا پیش از آن کو سپاهبخواند بر او بر بگیریم راه
هوش مصنوعی: به تلاش و کوشش بپردازیم تا قبل از اینکه دشمنان بر او حمله کنند، راهی برای فرار پیدا کنیم.
همه بارهٔ دژ فرود آوریمهمه سنگ و خاکش به رود آوریم
هوش مصنوعی: ما همه دیوارهای قلعه را پایین میآوریم و همه سنگ و خاک آن را به آب میسپاریم.
سپه را کنون روز سختی گذشتهمان روز رزم اندر آرام گشت
هوش مصنوعی: اکنون روز سختی برای سپاه به پایان رسید و روز نبرد در آرامش آغاز شده است.
چو دشمن به دیوار گیرد پناهز پیکار و کینش نترسد سپاه
هوش مصنوعی: وقتی که دشمن به دیوار تکیه میکند و از جنگ و کینه نمیترسد، نیروهایش هم از او ترسی ندارند و به او روحیه میدهند.
شکسته دلست او بدین شارستانکزین پس شود بی گمان خارستان
هوش مصنوعی: او دل شکستهای است در این مکان که پس از این، بدون تردید، به بیابانی پر از خار تبدیل خواهد شد.
چو گفتار کاووس یاد آوریمروان را همه سوی داد آوریم
هوش مصنوعی: وقتی سخنان کاووس را به یاد میآوریم، جانمان را به سوی عدالت هدایت میکنیم.
کجا گفت کاین کین با دار و بردبپوشد زمانه به زنگار و گرد
هوش مصنوعی: این صحبت درباره این است که زمانه هیچگاه نمیتواند داغی یا زشتیای که بر روی چیزها باقی مانده را بپوشاند. هر آنچه در زندگی اتفاق میافتد و به جا میماند، نمیتواند به سادگی محو شود یا فراموش گردد.
پسر بر پسر بگذرانم به دستچنین تا شود سال بر پنج شست
هوش مصنوعی: میخواهم پسرم را به دست کسی بسپارم که او را به گونهای تربیت کند که در پنج سال به شش سال برسد و رشد کند.
به سان درختی بود تازه برگدل از کین شاهان نترسد ز مرگ
هوش مصنوعی: مثل درختی که تازه برگهایی دارد، دل از کینهی شاهان نمیترسد و به مرگ فکر نمیکند.
پدر بگذرد کین بماند به جایپسر باشد این درد را رهنمای
هوش مصنوعی: پدر به راحتی میتواند از دنیا برود، اما این درد و رنجی که به جا میماند، راهنمای پسر خواهد بود.
بزرگان بر او آفرین خواندندورا خسرو پاکدین خواندند
هوش مصنوعی: بزرگان به او سلام و درود فرستادند و او را به عنوان پادشاهی پاک و نیکو معرفی کردند.
که کین پدر بر تو آید به سرمبادی به جز شاه و پیروزگر
هوش مصنوعی: اگر پدرت بر تو مسلط شود، جز شاه و پیروزگر دیگران نمیتوانند تو را از این وضعیت رهایی بخشند.