بخش ۳۳
هوش مصنوعی: در این متن، خسرو به دانشی پیر و خردمند میگوید که از زمان منوچهر تا کنون، هیچ چیز جز نیکی و بیآزاری از او نمیداند. او درباره رستم و سیاوش صحبت میکند و میگوید که رستم بوده که سیاوش را پرورانده و به او نیکیها را آموخته است. خسرو همچنین به سپاهیان اشاره میکند که بدون جنگ و در برابر دشمنان به راحتی فرار کردهاند. او از آرزوی خود برای رسیدن به بخشش از سوی یزدان سخن میگوید و تقاضا میکند که گناهان گذشتهاش بخشوده شود. در نهایت، او به نگرانیهای خود درباره تاج و تخت و سرنوشتش اشاره میکند و به آمدن پیامی نیک از یزدان اشاره میکند که نویدبخش پایان غم و اندوه اوست.
چو بشنید خسرو ز دستان سخنیکی دانشی پاسخ افگند بن
هوش مصنوعی: وقتی خسرو سخن دانشی را از دستان شنید، پاسخی به او داد.
بدو گفت کای پیر پاکیزه مغزهمه رای و گفتارهای تو نغز
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای پیر با اندیشه پاک، همه افکار و سخنان تو زیبا و دلنشین است.
ز گاه منوچهر تا این زماننهای جز بیآزار و نیکی گمان
هوش مصنوعی: از زمان منوچهر تا به حال، هیچ چیز جز بیآزاری و نیکی را نمیتوان در نظر گرفت.
همان نامور رستم پیلتنستون کیان نازش انجمن
هوش مصنوعی: آن رستم معروف، قهرمان بزرگ و ستونی از قدرت و شکوه کیانی است که انجمن را زینت میبخشد.
سیاووش را پروراننده اوستبدو نیکویها رساننده اوست
هوش مصنوعی: سیاووش به وسیله کسی تربیت شده که او را به خوبیها و فضائل هدایت کرده است.
سپاهی که دیدند گوپال اوسر ترگ و برز و فر و یال او
هوش مصنوعی: سپاهی که گوپال را دیدند، متوجه زیبایی و شکوه او شدند.
بسی جنگ ناکرده بگریختندهمه دشت تیر و کمان ریختند
هوش مصنوعی: بسیاری از جنگجویان بدون اینکه به نبرد بپردازند، از میدان فرار کردند و همه جا پر از تیر و کمان شده بود.
به پیش نیاکان من کینهخواهچو دستور فرخ نماینده راه
هوش مصنوعی: به سوی نیاکان من که از دشمنی پر هستند، مانند راهنمایی که موفقیت را نشان میدهد، برو.
وگر نام و رنج تو گیرم به یادبماند سخن تازه تا صد نژاد
هوش مصنوعی: اگر نام و زحمت تو را به یاد بیاورم، این سخن تازه برای نسلهای آینده حفظ خواهد شد.
ز گفتار چرب ار پژوهش کنمترا این ستایش نکوهش کنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم درباره تو صحبت کنم، هرچند با زبان زیبا و شیرین، در نهایت باید تو را ستایش کنم و نه نکوهش.
دگر هرچه پرسیدی از کار منز نادادن بار و آزار من
هوش مصنوعی: هر سوالی که از وضع من بپرسی، از بار ندادن و آزار من است.
به یزدان یکی آرزو داشتمجهان را همه خوار بگذاشتم
هوش مصنوعی: من تنها یک آرزو برای خدا داشتم، و برای رسیدن به آن، تمام دنیا را نادیده گرفتم.
کنون پنج هفتست تا من به پایهمی خواهم از داور رهنمای
هوش مصنوعی: الان پنج ساعت و نیم است که من میخواهم از خداوند در این موضوع کمک بگیرم.
که بخشد گذشته گناه مرادرخشان کند تیره گاه مرا
هوش مصنوعی: الهی، گذشتهی گناهانم را ببخش و تاریکیها و مشکلاتم را روشن کن.
برد مر مرا ز این سپنجی سرایبود در همه نیکوی رهنمای
هوش مصنوعی: من را از این خانه تاریک و غمانگیز ببر، که در تمام نیکیها مرا هدایت نمیکند.
نماند کز این راستی بگذرمچو شاهان پیشین یپیچد سرم
هوش مصنوعی: من از این حقیقت نمیگذرم، زیرا مانند شاهان گذشته سرم را زیر بار نخواهم کرد.
کنون یافتم هرچه جستم ز کامبباید پسیچید کآمد خرام
هوش مصنوعی: اکنون به این نتیجه رسیدم که هرچه به دنبالش بودم، در واقع باید به دنبال آن میرفتم که چه چیزی برایم به ارمغان میآورد.
سحرگه مرا چشم بغنود دوشز یزدان بیامد خجسته سروش
هوش مصنوعی: در صبح زود، چشمانم خوابآلود بود، که فرشتهای خوش خبر از سوی خداوند به من آمد.
که برساز کآمد گه رفتنتسرآمد نژندی و ناخفتنت
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که سفر تو به پایان برسد و دیگر نگران نباشی و آرامش را تجربه کنی.
کنون بارگاه من آمد به سرغم لشکر و تاج و تخت و کمر
هوش مصنوعی: اکنون زمان آن رسیده است که دیگر غم و غصه را کنار بگذارم و به مقام و جایگاه خود توجه کنم.