غزل شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و ارادت عمیق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر میگوید که مقصود او در هر دو جهان، چهره محبوبش است که مقام والایی دارد. او بیان میکند که تمام افکار و احساساتش تنها به خیال محبوب مشغول است و اگر دلش صبر داشته باشد، به خاطر محبت اوست. همچنین، از نسیم صبا یاد میکند که به خاطر محبوبش خوشبو شده و میگوید که حتی نیازی به زیبایی ظاهری نیست چرا که عشقش به محبوب، چنان عمیق است که به نظرش فراتر از زیباییهای دنیا است. شاعر از زلف محبوب به عنوان سایهای که بر آفتاب میافکند یاد میکند و اینکه او از ازل با محبوبش پیمانی بسته و ترک این عادت برایش غیرممکن است. در انتها، او از شوق و عشقش نسبت به محبوب، به اشک و ناله اشاره میکند که در بزم او برایش جاری است.
مرا ز هر دو جهان، حضرت تو، مقصود استکه حضرتت به حقیقت، مقام محمود است
هوش مصنوعی: من از هر دو جهان فقط به وجود تو اهمیت میدهم، زیرا حقیقتاً مقام و منزلت تو بسیار والاست.
دریچه نظر و رهگذار خاطر منجز از خیال تو، بر هرچه هست، مسدود است
هوش مصنوعی: چشم و دل من تنها به یاد تو باز است و هر چیز دیگری برایم بسته و بیمعنی است.
اگر ز دل غرض توست صبر، معدوم استوگر مراد تو از من وفاست، موجودست
هوش مصنوعی: اگر صبر تو به خاطر نیت و هدفی از دل تو باشد، در حقیقت وجود ندارد؛ اما اگر خواسته و آرزوی تو از من وفاداری باشد، آن وفاداری وجود دارد.
صبا ز رهگذر کوی توست، غالیهسابس است باد صبا را، اگر همین سودست
هوش مصنوعی: باد صبا از مسیر کوی تو میوزد، و برایم بوی خوش غالیه کافی است، اگر همین احساس را داشته باشم.
به چهره، خاک درت را نمیدهم زحمتاز آنکه چهره به خوناب دیده، پالودست
هوش مصنوعی: به خاطر چهرهات، هیچگاه نمیخواهم خاک را به تو بدهم، زیرا چهرهات به خاطر اشکها و غمها، نیاز به پاکی دارد.
پناه برد دل من، به سایه زلفتچه سایهایست که بر آفتاب ممدود است؟
هوش مصنوعی: به دل من پناه میبرم، زیرا چه سایهای بر آفتاب میافکند که تنها زیر زلفهای توست؟
به بندگی، ز ازل، با تو بستهام عهدیچگونه ترک کنم عادتی که معهود است؟
هوش مصنوعی: از آغاز، من به بندگی تو عهدی بستهام. چگونه میتوانم عادتی را که برایم معمول شده، ترک کنم؟
ز شوق بزم تو در دیده و دل سلمانمدام، اشک صراحی و نالهٔ عودست
هوش مصنوعی: سلمان به خاطر عشق به محفل تو همیشه در چشمانش اشک و در دلش نالهای مانند صدای عود دارد.