غزل شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: در این شعر، غمزه و زیبایی یار بیمار از ناتوانی او بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. گویا قامت او در طبیعت به گونهای متعادل و زیباست و چشم بیمار هم خوابآلود است. شاعر از این حال، خوشنود است و از یار میخواهد که دربارهاش صحبت کند، چرا که مدتهاست آرزوی نوشیدن شربتی شیرین را داشته است. شاعر همچنین به خوشبختی و طالع نیک پادشاهش اشاره میکند، و میگوید که هر زمان جلال و شکوهی دارد و نور و صفای او نیز همواره در دسترس است. در نهایت، نالههای شبانه سلمان به نتیجه رسیده و بخت او بیدار و دولت یار و همت همیشگی او را همراهی میکند.
غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست قامتش را در طبیعت، اعتدالی دیگر است
هوش مصنوعی: نگاه معشوق بیمار، به خاطر ناتوانیاش دلچسبتر است. زیبایی و قامت او در دنیای طبیعی، حالتی متفاوت و خاص دارد.
چشم بیمار تو در خواب است و ابرو بر سرش ای خوشا، بیمار، کش پیوسته باری بر سر است
هوش مصنوعی: چشم بیمار تو در حالت خوابیده و ابرو روی پیشانی او قرار دارد. چه خوب است که این بیمار، همواره باری را بر سر خود حس میکند.
زیر لب با ما حدیثی گو، که این بیمار رامدتی شد کارزوی شربتی زان شکرست
هوش مصنوعی: پنهانی با ما سخنی بگویید، زیرا این بیمار مدت زیادی است که آرزوی نوشیدنی از آن شیرینی را دارد.
آفتاب ما « بحمد الله» مبارک طالع است پادشاه ما به نام ایزد، همایون اختر است
هوش مصنوعی: خورشید ما به لطف خدا، خوشیمن و نیکوست و پادشاه ما با نام خداوند، ستارهای فرخنده و خوشبختی است.
چون هلالش، هر زمان جاه و جلالی از نواست چون صباحش، هر نفس نور و صفایی در خورست
هوش مصنوعی: چون ماه هلالی زیبا، هر لحظه زیبایی و شکوهی از خود نمایان میکند. مانند صبح که در هر دمش روشنی و پاکی وجود دارد.
ناله شبگیر سلمان، عاقبت شد کارگر بخت، بیدارست و دولت یار و همت یاورست
هوش مصنوعی: شکایت و صدای سلمان در دل شب، در نهایت نتیجه داد. سرنوشت بیدار شده و خوشبختی در کنار اوست و تلاشش نیز او را یاری میکند.