غزل شمارهٔ ۹۴
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و یار اشاره میکند و میگوید که هیچکس غیر از معشوق در خانهاش نیست. او از یار میخواهد که خود را نشان دهد زیرا در این خانه، کسی جز او وجود ندارد. شاعر به زیبایی و دیوانگی عاشقان اشاره میکند و میگوید که هیچکس به اندازه او در عشق و جنونش فرزانه نیست. همچنین به خلوت دل میپردازد و میافزاید که هیچکس نمیتواند در دل او جا داشته باشد. شاعر به خطرات عشق اشاره کرده و از یار میخواهد که شمعی باشد برای پروانهای که در عشق سرگشته است. او به جستجوی یار میپردازد و میگوید که یاری که بتواند او را به خواستهاش برساند، در دور و بر او وجود ندارد. در کل، این غزل به تنهایی و عشق عمیق نویسنده نسبت به یارش اشاره دارد.
ما را به جز از عشق تو، در خانه کسی نیست بنمای رخ، از پرده که در خانه کسی نیست
هوش مصنوعی: هیچکس در منزل ما به جز عشق تو وجود ندارد؛ چهرهات را از پرده بیرون بیاور، چون در خانه کسی دیگر نیست.
بردار مه از سلسله تا خلق بدانند کز سلسله داران تو، دیوانه کسی نیست
هوش مصنوعی: از آسمان مه را بردار تا مردم متوجه شوند که در میان دارندههای تو، هیچ یک دیوانه نیست.
فرزانهتر مردم اگر، زاهد و صوفی است ای دوست به دوران تو، فرزانه کسی نیست
هوش مصنوعی: اگر در میان مردم، کسی با درایتتر باشد، آن فرد یک زاهد و صوفی است. اما در این زمان که تو هستی، کسی دارای درایت و حکمت نیست.
در خلوت دل، ساختمت، منزل و آنکس گر دل نکند، منزل جانانه کسی نیست
هوش مصنوعی: در دلت، برای تو مکانی ساختم و اگر کسی دلش با تو نیست، دیگر جایی برای زندگی ندارد.
خمار به اغیار مده، باده که خام است مطرب مزنش در، که در آن خانه، کسی نیست
هوش مصنوعی: شراب خام و نابود شده را به دیگران نده، و در این خانه که کسی نیست، به نوازنده نگو که شروع به نواختن کند.
سرگشته بسیاند، ولی، آنکه چو پرگار دارد قدمی ثابت و مردانه، کسی نیست
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد دچار سردرگمی و بیهدفی هستند، اما کسی که مانند یک پرگار ثابت و با عزت راه خود را میرود، وجود ندارد.
دلگرمی پروانه دهای شمع که در عشق امروز، به جانبازی پروانه کسی نیست
هوش مصنوعی: شمع، به پروانهای که به خاطر عشق تلاش میکند، دلگرمی و امید بده. چرا که در عشق امروز، هیچکس به اندازه پروانه که اینچنین جانفشانی میکند، فداکار نیست.
سلمان، مطلب، یار که بسیار بجستند زین جنس، درین منزل ویرانه کسی نیست
هوش مصنوعی: سلمان و دوستش مدتها به دنبال کسی از جنس خود بودند، اما در این خانه خالی و خراب، هیچکسی یافت نشد.
یاری که به کامت برساند، ز دل خود در دور، به جز ساغر و پیمانه کسی نیست
هوش مصنوعی: یار کسی است که بتواند تو را به آرزوهایت برساند، اما در دل خود، جز نوشیدنی و پیمانه، چیز دیگری ندارد.