غزل شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جلال محبوبش سخن میگوید و آرزو میکند که زیبایی او هرگز زوال نیابد. او اشاره میکند که باد به او خبری خوش از محبوبش آورده و آن پیام جانبخش است. شاعر عشق و ارادت خود را نسبت به محبوبش بیان میکند و جان خود را فدای او میداند. همچنین، او به قد بلند و استواری محبوب اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که هیچ باد و طوفانی نتواند او را از راه راست منحرف کند. در پایان، شاعر از عشق و یاد محبوب در دعاهای شبانه صحبت میکند و خواهان یادآوری محبوب نسبت به خود است.
بیا که ملک جمال تو را، زوال مباد به غیر طره، پریشانیی، بدو مرساد
هوش مصنوعی: بیایید تا زیباییهای شما همیشه باقی بماند و به جز گیسوان شما، هیچ چیز دیگری دلم را نرنجاند.
ز حضرتت خبری، کان به صحت است قرین سحرگهان، به من آورد، دوش قاصد باد
هوش مصنوعی: یک پیام خوشحالکننده از جانب محبوب به من رسیده است. این پیام در صبح زود با نسیم به من رسید.
نسیم « سلمه الله » اگر چه بود سقیم به من رسید و من خسته را، سلامت داد
هوش مصنوعی: هرچند نسیم سلامتی کمی ضعیف و بیمار بود، اما به من که خسته بودم رسید و به من آرامش و سلامتی بخشید.
مرا تو جان عزیزی و جان توست، عزیز هزار جان عزیزم، فدای جان تو باد
هوش مصنوعی: تو برای من بسیار عزیز هستی و جان تو نیز برای من ارزشمند است؛ هزار جان عزیز دیگرم فدای جان تو میشود.
مزاج سرو تو را استقامتی است، تمام ز هیچ باد و هواییش، انحراف مباد
هوش مصنوعی: طبع و ویژگیهای وجودی تو مانند سرو است که استقامت و پایداری دارد و هیچ نوع وزش باد و تغییرات جوی نمیتواند آن را منحرف کند.
قد بلند تو از بهر جان درازی خویش بسی چو سرو سهی کرد بندگان آزاد
هوش مصنوعی: قد بلند تو به خاطر افزایش طول عمر تو، به مانند سرو سهی، بندگان را به آزادی وادار میکند.
از آنک چشم من از طلعت تو محجوب است چو اشک مردم چشم خودم، ز چشم افتاد
هوش مصنوعی: چون چشمان من به زیبایی تو نمیرسد، مثل اشکی که از چشم میافتد، حسرت به دل دارم.
همی کند به دعاهای نیمه شب، یادت به پرسشی چه شود گر کنی، ز سلمان یاد
هوش مصنوعی: در دل شب، با دعاهایت به یاد تو هستم. اگر تو هم که به سلمان فکر میکنی، به چه چیزی دست مییابی؟