غزل شمارهٔ ۱۳۰
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر زیبایی و تاثیرگذاری محبوبی است که به لحاظ ظاهری و روحانی بسیار برجسته است. شاعر از باد کویت و آب جمال معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که عشق او میتواند آثار عظیمی بر زمین و آسمان بگذارد. همچنین، اشاره به قدرت این عشق دارد که میتواند جانها را تحت تأثیر قرار دهد و دامن قیامت را به حرکت درآورد. در نهایت، خواستهای از سلمان دارد که با اشارهای، این عشق را به پرواز درآورد.
باد هوای کویت، گرد از جهان برآرد آب جمال رویت، ز آتش، فغان برآرد
هوش مصنوعی: نسیم عشق تو، تمام غمها و مشکلات جهان را از بین میبرد و زیبایی چهرهات، باعث میشود که آتش دل، غمی عمیق به وجود آورد.
آبی بر آتشم زن، زان پیشتر، که ناگه خاک مرا هوایت، باد از میان، برآرد
هوش مصنوعی: من میخواهم که به احساسات و دردهای درونم آرامش ببخشی قبل از اینکه شرایط بهگونهای شود که از دست بروم و نامم فراموش شود.
بر هر زمین که افتد، از قامت تو سایه تا دامن قیامت، آن خاک جان برآرد
هوش مصنوعی: هر جایی که سایه تو بیفتد، آن خاک زنده میشود و تا روز قیامت، حیات خود را از وجود تو میگیرد.
مثلث فلک نبیند، با صد هزار دیده چند آنچه دیدهها را، گرد جهان برآرد
هوش مصنوعی: مثلث آسمان را هیچکس نمیتواند ببیند، با این که صدها هزار چشم وجود دارد. چه چیزهایی که چشمها نمیتوانند ببینند، در سراسر جهان وجود دارد.
سلمان سری و جانی، یک دم اشارتی کن تا آن سبک ببازد، تا این روان برآرد
هوش مصنوعی: سلمان، ای روح و جان من، فقط یک لحظه به من اشاره کن تا آن چیز بیوزن و سبک از بین برود و این جان من آزاد شود.