غزل شمارهٔ ۱۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عاشقانه و کشش نامرئیای که به محبوبش دارد اشاره میکند. او به زنجیر زیبایی محبوب گرفتار است و در پی او میگردد. نام تمامی عاشقان در مهر و محبت محبوب ثبت شده است و هر آنچه که در زندگیش میگذرد، تحت تاثیر اوست. شاعر از بار غم و بار مشکلاتی که به خاطر عشق به محبوبش تحمل میکند سخن میگوید و به زیبایی و شکوه محبوب خود اشاره میکند که حتی باد نیز با نرمی و لطافت به طرف او میوزد. نهایتاً شاعر بیان میکند که هیچکس جز او نمیتواند بار غم عشق را بر دوش بکشد و حسرت و اندوه دلش را ابراز میکند.
یار به زنجیر زلف، باز مرا میکشددر پی او میروم، تا به کجا میکشد
هوش مصنوعی: دوست با زنجیرهای مویش، مرا به دنبال خود میکشد و من هم دنبال او میروم، نمیدانم این کشش تا کجا ادامه خواهد داشت.
نام همه عاشقان، در ورق لطف اوستگر قلمی میکشد، بر سر ما میکشد
هوش مصنوعی: تمامی عاشقان در دقت و توجه او ذکر و یاد شدهاند. اگر او قلمی به دست بگیرد، آن را بر سر ما میکشد و به نوعی ما را زیر نگاه خود میبرد.
هر چه ز نیک و بدست، چون همه در دست اوستبر من مسکین چرا، خط خطا میکشد؟
هوش مصنوعی: هر چه نیک و بد است، چون همه چیز در دست خداوند است، پس چرا من که ناتوانم، مرتکب اشتباه میشوم؟
بار تو من میکشم، جور تو من میبرمپرده ز رویت چرا، باد صبا میکشد؟
هوش مصنوعی: من بار سنگین تو را به دوش میکشم و سختیهای تو را به جان میخرم. اما چرا باد صبا، که لطیف و ملایم است، پرده از روی تو کنار میزند؟
خادمه حسن توست، شمسه گردون که اوستمیرود و بر زمین، عطف قبا میکشد
هوش مصنوعی: خورشید، خدمتگزار زیبایی توست. او در حرکت است و بر زمین، به زیبایی لباس خود را به نمایش میگذارد.
حسن تو بین کز برم، دل به چه رو میبردوین دل مسکین نگر کز تو چهها میکشد
هوش مصنوعی: زیبایی تو که در جلوی چشمان من است، دل را به کجا میبرد و این دل زبون و بیچاره را ببین که از عشق تو چه دردها و رنجها را تحمل میکند.
بار غمت غیر من، کس نتواند کشیدبر دل سلمان بنه، آن همه تا میکشد
هوش مصنوعی: هیچکس جز من نمیتواند بار غم تو را تحمل کند؛ این غم را در دل سلمان بگذار تا او بتواند آن را به تنهایی تحمل کند.